عباس اقلامی اصل / کارشناس سواد رسانهای
وقتی صحبت از فضای مجازی به میان میآید، ابتدا باید ویژگیهای این محیط را بار دیگر از نو مرور کرد. در فضای مجازی یا به عبارت بهتر جهان مجازی نقش نهادهای مدنی بر عهده رسانههای مجازی قرار داده شده است.
این در حالی است که در جهان واقعی نهادهای مدنی با محدودیتهای مختلف سیاسی، اجتماعی و قضایی دست به گریبان هستند و همین موضوع قدرت آنان را تا حدودی کم میکند، اما در فضای مجازی گستره محدودیتها به مراتب کمتر از فضای واقعی است. علاوه بر این در این فضا مردم به عنوان کاربران فضای مجازی میتوانند بدون وابستگی به بعد زمان و مکان ضمن بیان علایق خود با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و بر اساس این نقاط اشتراک باعث شکلگیری ارتباط در شبکههای اجتماعی شوند.
این موضوع امری است که تا پیش از این کاربر به عنون شهروندی عادی با محدودیت زمان و مکان توان استفاده از آن را نداشت. به عنوان نمونه میتوان نگاهی به حوادث تونس انداخت. آنچه زمینهساز شروع حوادث تونس شد، خودسوزی جوان دستفروش تونسی بود؛ حادثهای که از هر نظر مشخصات ملی و بومی داشت، اما بهاشتراکگذاری ویدئوی خودسوزی آن جوان در فضای مجازی باعث ایجاد تحرک در میان کاربران و تشبیهسازی شرایط وی با شرایط روز جامعه خودشان شد. در نتیجه همین تشبیهسازیها به مرور ما شاهد ایجاد جنبش و در نهایت وقوع بهار عربی در کشورهای عربی بودیم.
به عبارت دیگر فضای مجازی زمینهساز آن شد که یک اتفاق ملی به موضوعی فراملی تبدیل شود و به این ترتیب مرزهای ملیت برهم خورد. با نگاهی به این مثال و هزاران مثال مشابهی که هر روز در فضای مجازی رخ میدهد، نمیتوان فضای مجازی و عوامل زمینهساز آن را به دو دسته خوب یا بد تقسیم کرد. البته در این میان شکی نیست که اگر پیامد یکی از عوامل زمینهساز شبکه اجتماعی اتفاق ناگواری باشد، باید آن را به طور کامل آسیبشناسی کرد و بهدنبال رفع و حل آن برآمد. اما این نکته را هم باید پذیرفت که شبکههای اجتماعی و فضای مجازی از الزامات جهان مدرن است. حضور در این فضا در گستره نوین بینالمللی مرزها را درنوردیده و جهان فرامرزی ایجاد کرده است. بر همین اساس هم باید به جای مقابله، با شناختی درست و کامل خودمان را با آن تطبیق دهیم.