علیرضا زراعی / کارشناس صنعت بیمه
برای بررسی داشتن فرهنگ بیمه صادراتی نخست باید این موضوع توجه کرد صادرات ازسوی چه مواردی تهدید میشود، زیرا برای معاملاتی که احتمال خطر و ریسک در آن وجود دارد، درخواست بیمه ارائه میشود. وقتی عمده صادرات ما به نفت وابسته است و به نوعی بیمهگری در صادرات هم دولتی تلقی میشود، بنابراین نمیتوان به بودن یا نبودن فرهنگ استفاده از آن در کشور پرداخت. ما در بخش صادرات غیرنفتی موفقیت خوبی نداریم و تراز صادرات کشور همیشه با نفت مثبت بوده و یکی از مهمترین دلایل گسترده نبودن بیمههای صادراتی این است که حمایت جدی از صادرات وجود ندارد و به عبارت بهتر محصولاتی که نیاز بازارهای دنیا را پاسخ دهد؛ کم داریم. اگر تولیدات صادراتمحور داشتیم بهطور قطع محصولات ما تمام مواد مورد نیاز کشورهای دیگر را تامین میکرد، اما درحالحاضر با نگاهی به سبد صادراتی کشور به محصولات نفتی، پتروشیمی و مواد معدنی میرسیم که عمده صادرات ما را تشکیل داده است که البته با تهدیدات خاصی برای حملونقل یا موارد دیگر در بیمههای صادراتی روبهرو نیستند. ضمن اینکه در بخش حملونقل با توجه به بیمههایی که داریم بخش عمده آن مربوط به توافقهای خریدار و فروشنده است. در واقع موارد مختلفی برای خرید و فروش در دنیای تجارت وجود دارد که در آن قراردادها مشخص میکنند نقش بیمهکردن برای صادرکننده تا کجاست؟ اغلب برای صادرات ما با این موضوع روبهرو هستیم که خریداران خودشان از ما بیمهنامه میخریدند که محمولهها از محل «در» کارخانه تا مقصد زیر پوشش بیمه خریدار قرار میگیرد؛ در نتیجه این ضعفی است که در بیمه صادرات ما وجود دارد. بر همین اساس شرکتهای بیمه و صنعت بیمه رویکردی برای این بخش نداشتند و بازرگانان هم تمایلی به استفاده از آن از خود نشان ندادند. در صادرات محصولات ایران به دیگر کشورها، اغلب با محصولاتی سر و کار داریم که کمترین آسیب و ریسکها به آن تحمیل میشود و و اگر هم قرار باشد برای جابهجایی آنها بیمهنامهای خریداری شود بیشتر بیمههای روتینی است که در بازار وجود دارد. از سوی دیگر به عقیده من و البته بیشتر کارشناسان بیمهای دنیا بیمه را نباید با ضمانت اشتباه گرفت؛ ضمانت یعنی سلامت ارسال محصول از مبدا تا مقصد و بیشتر حمایت است نه جبرانی؛ اما بیمه نقش جبرانی دارد که در صورت بروز آسیب و مشکل خسارت پرداخت میشود. در شرکتهای بیمه بازرگان بدون دغدغه فعالیت میکند. همچنین اگر یک الگوی درست داشته باشیم و براساس نرم جهانی حرکت کنیم به طور طبیعی به موفقیت بیشتری میرسیم چراکه متاسفانه ما با قرائت اشتباه ملیکردن یا بومی کردن در کشور روبهرو هستیم و این در حالی است که تجارت یک مقوله بینالمللی بومی شدنی نیست و فرهنگ قابل بومی کردن ندارد زیرا قرار است تعاملی با کشورهایی که استانداردهای خاص خود را دارند داشته باشیم که در صورت پیروی نکردن از آن استانداردها صادرکننده آسیب میبیند. متاسفانه در کشور ما، بازرگانان اغلب خیلی به سراغ شرکتهای بیمه نمیروند زیرا نسبت به آن باوری ندارند بنابراین باید به ترویج این موضوع و استفاده هرچه بیشتر تمام صادرکنندگان از بیمههای صادراتی چه بازرگانی و چه اعتباری بپردازیم. یادمان نرود اصول بیمهگری شناسایی ریسکهاست تا به خوبی پوشش داده شود.