هادی کهولی/ پژوهشگر اقتصاد
اینکه مردم حاضر شدند ریسک کنند و پول خود را در موسسههای مالی و اعتباری که در حال ورشکستگی هستند، سرمایهگذاری کنند کاملا طبیعی است چراکه همیشه آدمها دنبال سود بیشتر هستند و ریسک آن را هم میپذیرند. از آنجا که موسسههای مالی سود بالایی به مردم میدادند در نتیجه مردم هم تشویق میشدند که پول خود در این موسسههای سرمایهگذاری کنند. متاسفانه ورشکستگی موسسههای مالی به اعتماد عمومی آسیب زده و میتواند هزینه سنگینی را برای کشور به بار آورد. در این بین بانک مرکزی وظیفه دارد آمارها را مستند کند و از طریق رسانهها به مردم اطلاع دهد. هرچند تلاشهایی در این زمینه شده است و بارها شاهد اقدامات و بحثهایی بودهایم اما اینها کافی نیست. به طور معمول نهادها و موسسههای مالی همیشه براساس نفوذ سیاسی که دارند در نهایت از زیر نظارت و بحثهای حقوقی و قانونی در میروند. متاسفانه هنوز نهادهای نظارتی از جمله بانک مرکزی اقدامهای مناسب و کافی برای اطلاعرسانی و کارهای قانونی انجام ندادهاند. این در حالی است که بانک مرکزی باید اقدامات حقوقی جدی انجام دهد و با این موسسهها برخورد کند. باید برخورد قانونی جدیتری با این موسسهها شود؛ به این صورت که اگر لازم است طرحی از سوی نمایندگان یا لایحهای از طرف دولت مطرح و قانونی در مجلس تصویب شود، گاهی باید با قوه قضاییه همکاریهایی شود تا جلوی فعالیت اینها گرفته شود. ما انتظار داریم در حوزههای دیگر به درستی اطلاعرسانی شود تا به طور مثال، بازار سرمایه بتواند ابزارهای جدیدتری را در قالب صندوقهای سرمایهگذاری برای مردم تعریف کند و مردم هم پولهای سرگردان خود را در این بازار بگذارند. در حالی که تعداد سهامداران حقیقی بازار سرمایه در دنیا افزایش داشته است اما در ایران هنوز عقب مانده است. بدین ترتیب ابزارها و مکانیزمهای جذب سرمایه در قالب صندوقهایی که صندوق سرمایهگذاری است، میتواند شکل بگیرد. هر چه این قالبها بیشتر ایجاد شود، مردمی که دنبال ریسکپذیری و بازده بالاتری هستند، میتوانند به جای بانک جذب این صندوقهای سرمایهگذاری شوند. در این مقطع ما میتوانیم انتظار داشته باشیم که بازار سرمایه بهویژه با تعریف ابزارهای جدید و صندوقهای جدید که تنوعی از خواستهها و ریسکهای متنوع را دربر میگیرد، نقش فعالتری داشته باشد. در همه جای دنیا صندوقهای سرمایهگذاری و ریسکپذیر هستند که کسانی دنبال بازده بالاتر هستند، میتوانند منابع خود را در این صندوقها بگذارند. بنابراین اگر مسیرهای رسمی را برای مردم بازنکنیم، به طور طبیعی مردمی که منابع و پساندازهایی دارند به سمت این موسسههای پولی و مالی کشیده میشوند. بدین ترتیب ما باید بتوانیم ابزارهای مالی مورد نظارت با ریسک و بازده بالاتر تعریف کنیم که مردم بتوانند در آنها پولهای خود را بگذارند و بازده بالاتر را دریافت کنند.