در ماههای گذشته یکی از موضوعاتی که در حوزه کار مطرح شد، افزایش سن بازنشستگی بود.
این موضوع از زمانی اوج گرفت که علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: «یکی از مسائل مهم امروز موضوع پیشی گرفتن تعداد عرضه نیروی کار بر ظرفیت تقاضای کار است که از سال ۹۰ به بعد این مسئله بسیار پیچیدهتر شده است. امروز هم سمت تقاضا نمیتواند جذب کند و هم سمت عرضه فزونی مییابد و ضروری است برای این مسئله برنامه داشته باشیم. بحث صندوقهای بازنشستگی نیز موضوع جدی امروز جامعه است که در حال پیگیری آن هستیم؛ پایداری منابع ما با مشکل مواجه شده و بیش از ۱۲ صندوق در کشور دیگر صندوق بازنشستگی نیستند و صندوق کارپردازی شدهاند. بدهیهای انباشته شده به صندوقها و تصمیماتی که خارج از اختیار صندوقها گرفته شده همگی باعث بروز مشکل برای این صندوقها شدهاند. در سال ۸۴ مستمریبگیرهای کشور یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر بودند و در سال ۹۲ این تعداد به ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر افزایش یافت؛ در مدت ۸سال با این افزایش مستمریبگیر روبهرو شدهایم. صندوقهای بازنشستگی مسئله جدی ماست و طرحی برای پایدارسازی و تامین بدهی صندوقها در دست اجرا داریم و تلاش میکنیم این صندوقها را زنده و پیشرو نگهداریم.» به گفته برخی از کارشناسان و فعالان کارگری آخرین گفتههای وزیر کار نشان از این دارد که دولت قصد دارد برنامهریزیهایی برای افزایش سن بازنشستگی در کشور داشته باشد. با این حال یکی از موضوعاتی که اهمیت دارد این است که بازنشستگی در ۴۵ سالگی تا چه اندازه دقیق بوده و چه میزان از افراد جامعه در این سن بازنشسته میشوند. علاوه بر این از دیگر موضوعاتی که در افزایش سن بازنشستگی مطرح است وجود ۹۴ درصد قراردادهای پیمانی و موقت است. «پایگاه خبری گسترش» با هدف بررسی پیامدهای تصمیم احتمالی دولت برای افزایش سن بازنشستگی با علی دهقانکیا، عضو هیات مدیره کانون شوراهای اسلامی کار تهران و یکی از چهرههای ماندگار سازمان تامین اجتماعی به گفتوگو نشست. گفتوگو با دهقانکیا که از جمله منتقدان افزایش سن بازنشستگی در کشور است در ادامه میآید. به تازگی برخی از مسئولان موضوعاتی را مطرح کردهاند که به نظر میرسد دولت دوازدهم قصد دارد سن بازنشستگی را در کشور افزایش دهد. این موضوع را چطور ارزیابی میکنید؟ متاسفانه همینطور است. اشتباهی که در این زمینه رخ داده این است که مسئولان تصور میکنند با پیادهسازی سیاستهای برخی از کشورهای توسعه یافته میتوانند زمینه توسعه را در کشور ایجاد کنند. باید در نظر داشت که کشورهای اروپایی و توسعهیافته برای افزایش سن بازنشستگی سالها برنامهریزی کردهاند و اینطور نبوده که بدون هیچ خدماتی یا بدون تامین رفاه این کار انجام شود. برای افزایش سن بازنشستگی یکی از شاخصهایی که اهمیت دارد، سلامت جسم و روح کارگران است. در ایران به دلیل بالا بودن حوادث کار و مشکلات جدی و پیچیده معیشتی کارگران نه به لحاظ جسمی و نه به لحاظ روانی تامین نیستند. در این بین افزایش سن بازنشستگی نیز از جمله موضوعاتی است که باعث میشود این خطرات و مشکلات افزایش یابد. با توجه به اینکه ۹۴ درصد قراردادهای کار در ایران پیمانی یا موقت هستند تاثیر افزایش سن بازنشستگی را بر این موضوع چطور ارزیابی میکنید؟ این موضوع نیز یکی از جدیترین دغدغههای فعالان کارگری است. باید نوع زیست و کار کارگران پیمانی، قراردادی و در برخی موارد فصلی را در نظر داشت. گاهی تصور میشود کارگران موقت پس از پایان یک کار بدون توقف وارد کارگاه دیگری میشوند و شغل دیگری را انتخاب میکنند. اینطور نیست. کارگران موقت و پیمانی در بسیاری از موارد ماهها بیکاری را تحمل میکنند تا بتوانند کار جدیدی پیدا کنند. اکنون با تعداد بسیار زیادی روبهرو هستیم، در سن ۵۰ سالگی ۲۰ سال سابقه کار دارند و دلیل این اتفاق هم بیکاری بین فاصله از دست دادن تا بهدست آوردن شغل است. در صورتی که سن بازنشستگی در کشور افزایش یابد، کارگران موقت و پیمانی با چالشهای بسیار جدی روبهرو میشوند. همچنین باید این موضوع را در نظر داشته باشیم که کارفرماها در عمده موارد حاضر نیستند از نیروی کار مسن استفاده کنند. بر این اساس کسی که در ۵۰ سالگی بیکار میشود، شانس بسیار کمی برای بهدست آوردن یک شغل دارد و این اتفاق در حالی رخ میدهد که بسیاری از کارگران ایرانی به دلیل حوادث کار و نامناسب بودن محیط کارگاههایی که در آن فعالیت کردهاند جسمهای فرسوده دارند و در شرایطی نیستند که بتوانند بیش از حد معینی فعالیت کنند. اگر دولت قصد دارد سن بازنشستگی را افزایش دهد باید شرایط زندگی مناسب را برای کارگران فراهم کند تا ظرفیت کار و بهرهوری هم وجود داشته باشد. پیش از انقلاب بیش از ۹۵ درصد قراردادهای کار دائمی بود و سن بازنشستگی هم در محدوده کنونی تعریف میشد. اکنون اگر دولت قصد دارد سن بازنشستگی را افزایش دهد باید شرایط را از اواسط دهه ۵۰ بهتر کند. یکی از موضوعاتی که درباره افزایش سن بازنشستگی مطرح شده، میزان امید به زندگی است. این شاخص را تا چه اندازه در افزایش سن بازنشستگی مهم میدانید؟ یکی از موضوعاتی که از طرف جامعه کارگری ایران مطرح شده این است که دولت افرادی را که سن آنها از ۶۰ سال به بالاست با ۲۰ سال سابقه کار و افرادی را که سن آنها از ۷۰ سال به بالاست با ۱۰ سال سابقه کار بازنشست کند. افزایش سن بازنشستگی بدون در نظر گرفتن شرایط کار، بیماریهای شایع در طبقه کارگر و وضعیت معاش این طبقه در جامعه، پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و گاهی سیاسی بسیار زیادی دارد. کشورهایی میتوانند افزایش بازنشستگی داشته باشند که امید به زندگی در آنها بیش از سن بازنشستگی باشد. در ایران هنوز آمار مشخص و معینی برای امید به زندگی طبقه کارگر ارائه نشده اما به طور قطع این عدد اختلاف چندانی با سن بازنشستگی ندارد. اکنون وضعیت درآمدی بازنشستهها چگونه است؟ بر اساس آمارهای رسمی حدود ۶۰ درصد بازنشستههای کل کشور حداقل حقوق را دریافت میکنند. همچنین به طور میانگین ۱۰ درصد بازنشستههای کشور زیر ۳۰ سال فعالیت کردهاند و این موضوع باعث آسیبهای بسیاری شده است. این موضوع نشان از نبود زیرساختهای مناسب برای افزایش سن بازنشستگی است. دولت در شرایطی میتواند سن بازنشستگی را افزایش دهد که شاخصهای رفاه اجتماعی، اشتغال و امید به زندگی افزایش یابد در غیر این صورت پیامدهای افزایش سن بازنشستگی بدون رعایت این موارد ممکن است شرایط را برای دولت سخت و سختتر کند.