بر این اساس به نظر میرسد علاوه بر افزایش سالانه بیکاران و تلاش دولت برای اشتغالزایی دغدغههای دیگری هم مطرح است که اهمیت آنها دست کمی از اشتغالزایی ندارد. موضوع تثبیت اشتغال یا ایجاد اشتغال پایدار از موضوعاتی است که برای تمام دولتها وجود داشت اما دولت دوازدهم برای نخستین بار از آن به عنوان یک معضل جدی نام میبرد. تاکنون بارها از مقامات مسئول در دورههای متفاوت شنیده شده که اشتغال پایدار یا تثبیت اشتغال باید در کشور اجرا شود اما هنوز شاهد چنین تاکیدی بر آن نبودیم. موضوعی که در این زمینه اهمیت دارد این است که چرا تثبیت اشتغال در این شرایط باید تا این اندازه اهمیت داشته باشد؟ دولت یازدهم با شعار کاهش تورم و برجام تشکیل شد، سال دوم از عمر دولت یازدهم بود که آن دولت توانست تورم را به عددی نزدیک ۱۰ و مذاکرات هستهای را نیز به نتیجه مطلوب برساند. بعد از آن موضوع تک رقمی کردن نرخ ارز و رشد مثبت اقتصادی مطرح شد. تک نرخی کردن نرخ ارز که هنوز ادامه دارد اما رشد مثبت اقتصادی نیز از دیگر شعارهایی بود که رنگ واقعیت به خود گرفت. پس از این، مقابله با بیکاری که کلیدیترین و دشوارترین وعده رئیس دولتهای یازدهم و دوازدهم بود، مطرح شد. مقابله با پدیدهای که بسیاری از کارشناسان روابط کار از آن با عنوان «غول بیکاری» یاد میکنند؛ غولی که تاکنون در ایران به طور کامل مهار نشده و به نوعی تمام دنیا با آن درگیر هستند. البته رساندن نرخ بیکاری به زیر ۳ درصد به نوعی رفع این مشکل به شمار میرود اما برای کشور ما که بهار امسال تجربه نرخ ۱۲/۶درصدی را داشت تا حد قابل توجهی دور از ذهن به نظر میرسد. با تمام اینها اگر دولت دوازدهم بتواند در سال پایانی یک میلیون شغل ایجاد کند به برنامه ۱۴۰۴ رسیده و میتواند این بحران را تا حد قابل توجهی مهار کند. با این حال یک معضل پیش روی دولت کنونی وجود دارد و آن تثبیت اشتغال موجود است. این سیاستگذاریها در حالی اعلام شده که پایدار نبودن مشاغل فعلی بخش قابل توجهی از اشتغالزایی را خنثی میکند. به عبارت دیگر در آمارها بخشی از اشتغالزایی با از بین رفتن مشاغل موجود خنثی میشود و نمیتواند تاثیری را که از آن توقع میرود بر جای گذارد. بر این اساس موضوع تثبیت مشاغل از دو جنبه برای دولت دوازدهم اهمیت دارد، یک روی به تحقق شعار رفع بیکاری و روی دیگر به اجرایی شدن این سیاست مربوط میشود.