از منظر واسطهگری وجوه و تامین نیاز مالی بخشهای اقتصادی، همواره این بانکها هستند که در اقتصاد ایران، نقشی پررنگ داشتهاند، اما نکته حائز اهمیت این است که نظام بانکی تنها مرجع تامین مالی نیست.
به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه گسترش تجارت نوشت: بهطور کلی، بخشهای مختلف میتوانند منابع مالی مورد نیاز خود را از مجاری و حوزههای مختلفی همچون بازار سرمایه نیز تامین کنند. بدون تردید بازار سرمایه و ابزارهای مالی موجود در این بازار، از ظرفیتهای مهم اقتصادی کشور برای عبور از تامین مالی به شیوههای سنتی بهشمار میآیند که میتوانند ظرفیتهایگذار از تامین مالی بانکی به سمت بازار سرمایه را فراهم کنند، تا تامین مالی بلندمدت بنگاههای بزرگ کشور از این مسیر انجام شود. احمد پویانفر، از کارشناسان و فعالان بازار سرمایه در این رابطه معتقد است که در ایران به دلیل اینکه بازار سرمایه هنوز آنطور که باید در مقایسه با بازار پول رشد نکرده و جایگاه خودش را پیدا نکرده است، از این رو بخش زیادی از تامین مالی بر عهده بانکها قرار دارد که این رویه باید تغییر کند. وی در گفتوگو با «گسترشتجارت» به خلأهایی که در نظام بانکی کشور حاکم است و مزیتهایی که تامین مالی از طریق بازار سرمایه میتواند ایجاد کند، اشاره کرد و به تشریح این موضوع پرداخت که در ادامه میخوانید: در اقتصاد بانکمحور ما، همواره نقش تامین مالی بر عهده بانکها بوده، اما این در حالی است که بانکها نمیتوانند بهتنهایی تمام بار تامین مالی را به دوش بکشند، در چنین شرایطی چگونه میتوان یک تقسیم کار مناسب بین بازار پول و سرمایه ایجاد کرد؟ آنچه از دیدگاه تئوریک مطرح است و در سایر کشورها نیز حاکم است، این است که در شیوههای تامین مالی؛ تامین مالی اولیه باید از طریق بازار سرمایه انجام شود و تامین مالی ثانویه یعنی سرمایه در گردش واحدهای تولیدی از طریق بازار پول. اما این رویه در ایران کاملا برعکس است و همواره این بانکها هستند که تامین مالی اولیه را انجام میدهند. به طور قطع این رویه باید تغییر کند و شرایط به گونهای پیش برود که همچون سایر کشورها؛ بورس نقش مهمتری در تامین مالی بخشهای اقتصادی داشته باشد. اما به طور حتم در به وجود آمدن این شرایط دلایل زیادی موثر هستند. به نظر میرسد که در ایران به دلیل اینکه بازار سرمایه هنوز آنطور که باید در مقایسه با بازار پول رشد نکرده و جایگاه خودش را پیدا نکرده است، از این رو بخش زیادی از تامین مالی بر عهده بانکها قرار دارد. ضمن اینکه به شکل سنتی همواره نقش تامین مالی اولیه و ثانویه از طریق بازار پول و نظام بانکی انجام میشده است. البته این در شرایطی است که در دنیا؛ نظامهای بانکی براساس ۴ نسل، توسعه یافتهاند که بنابه همین توسعهیافتگی میتوان گفت که نظام بانکی ما در نسل نخست یعنی سپردهگیری و تسهیلات دادن هنوز قرار دارد و کاملا به شکل سنتی مبنای درآمدی و کارکردی بانکها؛ براساس همین شیوه سپردهگیری و تسهیلات دادن است. بانکهای ما هنوز در استفاده از ابزارهای تامین مالی جدید و از طریق اوراق بهادار، تجربه چندانی ندارند و کار خاصی در این رابطه انجام نشده است. اینکه بتوانیم تقسیم کار مناسبی بین بازار پول و سرمایه ایجاد کنیم، باید یک تحول مناسب ایجاد شود. ساختار بانکی کشور ما هنوز سنتی است و بهرهگیری از استاندارد بازل یک نیز دلیلی بر این مدعاست، درحالی که سایر کشورها؛ پیشرفتهای خوبی در این زمینه داشتهاند. در بحث نظارتی و سیاستگذاریها هم باید تاکید کنم که بانک مرکزی با رویهای که در دنیا حاکم است فاصله زیادی دارد. علاوه بر این، نبود افراد متخصص در بدنه نظام بانکی کشور از دیگر خلأهایی است که احساس میشود. بنابراین اینطور به نظر میرسد که با چنین ساختاری نمیتوان انتظار یک تحول مناسب را در حوزه بانکی و مالی کشور داشت. هرچند که تمامی سیاستگذاران و دولت نیز به این نتیجه رسیدهاند که این تقسیم کار باید انجام شود و ما مجبوریم به سمت تامین مالی از طریق بازار سرمایه حرکت کنیم. تامین مالی از طریق بازار سرمایه چه مزیتهایی را میتواند برای اقتصاد کشور به همراه آورد؟ بدون تردید؛ تامین مالی از طریق بازار سرمایه میتواند مزیتهای زیادی داشته باشد، تامین مالی از این طریق ضمن اینکه زمان کمتری صرف میکند؛ نرخ سود کمتری دارد و از شفافیت مالی بیشتری برخوردار است. علاوه بر این دوره بازپرداخت آن بلندمدت است و خلاقیت و نوآوری در تامین مالی و متنوع بودن ابزارهای مالی، از دیگر مزیتهایی است که در حوزه بازار سرمایه وجود دارد و میتواند به نیازهای مختلف پاسخ دهد؛ شرایطی که شاید در بانکها چندان وجود ندارد. در کل اگر بخواهیم در شیوه تامین مالی کشور بهبودی ایجاد کنیم؛ ناگزیر هستیم که بازار سرمایه را تقویت کنیم که تحقق این هدف هم نیازمند این است که دولت، مجلس و بانک مرکزی حمایتهای لازم را انجام دهند.
برای افزایش تمایل و استقبال فعالان اقتصادی از بازار سرمایه، باید چه اقداماتی انجام شود؟ همانطور که اشاره کردم؛ بازار سرمایه برای تامین مالیهای بزرگ و بلندمدت است و درحالحاضر بازار سرمایه در حد کافی ابزارها و نهادهای مشخص برای تامین مالیهای سنگین را دارد، از شرکتهای تامین سرمایه، مشاوره سرمایه و کارگزاریها گرفته تا ابزارهای تامین مالی مختلف از جمله صکوک؛ اوراق تبعی و... که میتوانند تمام نیازهای فعالان اقتصادی را پاسخ دهند. اما موضوعی که در این بین وجود دارد این است که نظام بانکی ما به دلیل قدمت بالایی که نسبت به بازار سرمایه کشور دارد، از این رو افراد براساس همین شیوه سنتی، در گام نخست برای تامین مالی، گزینه خود را به یکی از شعب بانکها ارائه میدهند تا نیازشان را از این طریق برطرف کنند. به هر حال در این زمینه نیاز است فرهنگسازی و آموزش بیشتری انجام شود و دانش مردم در این باره افزایش یابد تا شیوه تامین مالی در کشور ما نیز همچون سایر کشورها تغییر کند.
به جز بحث تامین مالی، در حوزه سرمایهگذاری در بازار سرمایه نیز خلأهایی احساس میشود، به نظر شما در این زمینه چه باید کرد؟ این موضوع بر کسی پوشیده نیست که دارندگان سرمایه، افراد ریسکگریزی هستند و همین امر باعث میشود تا در زمینه سرمایهگذاری در بازار سرمایه کمی محتاط عمل کنند. اما موضوع دیگری که در این رابطه وجود دارد این است که صنایع ما در تمامی این سالها، هنوز نتوانستهاند خودشان را با شرایط و فناوریهای روز دنیا تطبیق دهند و این موضوع مانعی است برای ورود سرمایهگذاران به این حوزه که باید در این راستا اقداماتی انجام شود. به طور کلی ما نقدینگی زیادی داریم که جای درستی برای آن پیدا نکردهایم. در اقتصاد کشور فرصتهای سرمایهگذاری که به نیاز سرمایهگذاران خوب جواب داده شود، چندان وجود ندارد و ما باید در این زمینه کار بیتشری انجام دهیم.