احمد کریمی اصفهانی / رئیس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان فرش دستباف
صادرات اصولی، مهمترین دغدغه فعالان حوزه فرش دستباف است.از دست رفتن بازار یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلاری فرش در سالهای اخیر نشان از اوضاع نامطلوب این هنرصنعت دارد و اگر برای توسعه صادرات این هنرصنعت فکری نکنیم، باید فاتحه قدیمیترین هنر ایرانی را بخوانیم. در سال ۱۳۷۴ میزان صادرات فرش دستباف در ایران به عدد یک میلیارد و ۷۴۰ میلیون دلار رسید که در نوع خود یک رکورد تاریخی به شمار میآید. در آن زمان سرویسهای مناسبی در اختیار فرش دستباف و صادرات آن قرار گرفته بود، به همین دلیل چنین آماری به ثبت رسید. امروز که به طور تقریبی ۲۰ سال از آن روز میگذرد، حدود یکششم آن میزان را صادر میکنیم و این آمار بهخوبی نشاندهنده پسرفت ما در این زمینه است. به نظر من بیانصافی است اگر بخواهیم همه این ضعفها را بر گردن تحریمها بیندازیم، چراکه تا حدودی برنامهریزی و سیاستگذاریهای داخلی نیز با مشکلاتی روبهرو بود و همین مسئله باعث از دست رفتن بسیاری از بازارهای خارجی شد. تحریمها ۲۰ درصد بر کاهش صادرات فرش تاثیر گذاشت و میتوانیم با سیاستگذاری ۸۰ درصد مشکلات خود را برطرف کنیم. علاوه بر ضعف ما در صادرات باید به مشکلاتی که هماکنون بافندگان فرش دستباف با آن دست به گریبان هستند، اشاره کنم. ایران نیز مانند تمام دنیا، کمترین دستمزد را به بافندگان فرش میدهد، به همین دلیل فرش دستباف نیاز قشر ضعیف جامعه را تامین میکند. همچنین در گذشته فرش دستباف توسط روستاییان بافته میشد و باعث میشد آنها در روستا باقی مانده و تولیدکننده باشند. اما با مهاجرت روستاییان به شهر، آنها نهتنها دیگر تولیدکننده نیستند، بلکه تبدیل به مصرفکننده شدهاند. به همین سبب فرش یک مسئله اجتماعی در ایران به شمار میآید و دولت باید توجه ویژهای برای این موضوع داشته باشد. فرش بر تولید، ارزش افزوده، اشتغال و موارد دیگر تاثیر مستقیم دارد و باید سیاستگذاریهای درستی در این زمینه داشت. تحریمها اثرات کلی بر صادرات و تولیدات ما گذاشته است. درحالحاضر در ایران نزدیک به ۲ میلیون متر فرش دستباف تولید میشود و اگر بتوانیم با کمک تبلیغات در دنیا و جا انداختن فرهنگ استفاده از فرش ایرانی که یک نشان(برند) جهانی به شمار میآید، میزان تولید را به ۱۰ میلیون برسانیم، قادر خواهیم بود ۳ میلیون شغل نیز برای قالیبافان داخلی کشور ایجاد کنیم. این درحالی است که برای ایجاد شغل و درآمد، دولت باید هزینههای هنگفتی را در صنایع دیگر صرف کند. اگر فقط مشکلات فرش دستباف مورد نظر قرار بگیرد، شاهد آن خواهیم بود که اشتغال به صورت فزایندهای زیاد خواهد شد و صادرات رشد خواهد کرد. برای مثال گمرک اگر به فرشهای مرجوعی اجازه دهد وارد کشور شوند و بعد از سرویس بار دیگر برای صادرات آماده شوند، کمک بسیار بزرگی به این صنعت کرده است. رقبای ایران تمام سرویسهای لازم را در اختیار قالیبافان و صنعتگران فرش دستباف قرار دادهاند. متاسفانه فرشهای دستباف ایرانی برای ترمیم و رفو به ترکیه میروند. ما با این کار برای کشورهای همسایه اشتغالزایی کردهایم. فرش ایران یک نشان(برند) معتبر جهانی است و این وظیفه ماست که با توجه به نیاز بازارهای کشورهای هدف اقدام به تولید کنیم و بتوانیم علاوه بر ارزآوری برای کشور اشتغال پایدار برای کارگران ایرانی ایجاد کنیم. در پایان به این نکته تاکید میکنم که لازم است تجارب و علم با هم بیشتر همراه و وارد بازار شوند. دانشگاه فرش نیز فعالیت خود را انجام میدهد و میتواند در نهایت کارشناسان خبرهای را وارد بازار کند تا شاید وضعیت فعلی فرش تکان اساسی بخورد. این صنعت برای میلیونها نفر به صورت مستقیم و غیرمستقیم با حداقل سرمایه، اشتغالزایی کرده است، بنابراین باید با یک کار کاشناسی اساسی، رکود را از آن دور کنیم.