|
زخم سرقت سریالی مجسمه‌های پایتخت پس از ۸ سال بار دیگر سر باز کرد

سارقان سریالی به سراغ کودکان میدان ونک رفتند

فهرست محتوا

این بار نوبت پسر بچه‌های کوچکی بود که دور میدان ونک ایستاده بودند و در هجوم صدا و آلودگی هوا نظاره‌گر رفتار شهروندان بودند.

به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: شاید نگاه‌های‌شان افرادی را اذیت می‌کرد که یک شبی از شب‌های سرد پاییزی رخت سفر بر تن کردند و مانند دیگر مجسمه‌های شهر تنها جای خالی‌شان باقی ماند. ماجرای سرقت مجسمه‌های پایتخت دیگر به یک سوژه تکراری تبدیل شده است. سوژه‌ای که هر چند تکراری است اما هیچ وقت شنیدن خبری پیرامون آن عادی نمی‌شود و هر بار حسرت نبود یکی از نمادهای هویتی شهر بر جانمان رخنه می‌کند. سرقت مجسمه کودک در خیابان ولیعصر بار دیگر تلنگری بر بدنه هنری کشور زد و کابوس سال‌های گذشته را به تکرار کشید. اثر به سرقت رفته متعلق به محمد مروستی، هنرمند مجسمه ساز است که به صورت ۳ فیگور کودک در خیابان ولیعصر بالاتر از میدان ونک نصب شده بود. ستارخان و باقرخان، شریعتی و استاد معین، مادر و فرزند و گوساله، صنیع خاتم و زندگی و استقلال هم تندیس‌هایی بود که در گوشه و کنار خیابان‌ها و بوستان‌های این شهر بزرگ نشسته بودند و برای خود و عابران خاطره‌بازی می‌کردند و یادهایی را زنده و تاریخی را با زبان بی‌زبانی بازگویی می‌کردند که پتکی بر سرشان فرود آمد و آنها را به ناکجاآبادی برد که شهریار و ابن‌سینا را برده بود. شهروندان تهرانی همین طور دنبال سمبل‌های آزادی، علم، مهربانی و زندگی‌شان هر گوشه و کناری را می‌گشتند که باز خبر جدید آمد که استاد معین را هم بردند یا مادر و فرزند که همیشه کنار میدان صنعت ایستاده بودند، دیگر نیستند. آن گوساله روبه‌روی دانشگاه دامپزشکی معلوم نیست کجا رفته؟ با آن «زبان بسته» چه کار داشتند؟ هیچ کس از مجسمه‌ها خبر نداشت. مردم شب می‌خوابیدند و صبح که چشم به روی شهر باز می‌کردند، می‌دیدند باز هم یکی از سمبل‌های شهری نیست. جایشان سر خیابان‌ها و در بوستان‌های محل زندگی‌شان خالی است. داستانی که تا دو ماه ادامه داشت و شهرداری اظهار بی‌اطلاعی می‌کرد و شورای شهر از آن خبر داشت، پلیس و دادستانی هم سرنخی از آن به‌دست نیاورده بودند. دزد مجسمه‌های برنزی چه کسانی بودند؟ از این اسطوره‌های بی‌مانند چه می‌خواستند؟ چطور توانسته بودند مجسمه‌های ۷۰ تا ۷۰۰ کیلویی را به این سرعت به سرقت ببرند که حتی مگسی هم رد آنها را در هوا نزده باشد؟ شهر شلوغ شد، سمبل‌ها به همین راحتی به یغما رفته بودند. سریال دزدی سمبل‌های پایتخت همین طور کشدار و طولانی می‌شد و هر روز ابعاد تازه‌ای پیدا می‌کرد که بالاخره احمد مسجدجامعی عضو فرهنگی شورای شهر به عنوان نخستین نفر در شورا لب به سخن گشود و گفت که ارزش معنوی این مجسمه‌ها زیاد بوده و دیگر قابل تکرار نیست. برخی مجسمه‌ها متعلق به هنرمندانی بود که دیگر در قید حیات نیستند. آنها سرمایه شهر تهران به شمار می‌رفتند. ما باید برای سرمایه‌های هنری شهر تهران شناسنامه داشته باشیم که درحال‌حاضر این شناسنامه را نداریم. مسجدجامعی معتقد بود که سرقت مجسمه‌های تهران با انگیزه مالی نبوده، بلکه این سرقت‌ها یک لجبازی با افکار عمومی، هنرمندان و مفاخر هنری کشور است. داستان از جایی عجیب و غریب‌تر شد که سازندگان این طرح‌ها گفتند چطور تندیس‌ها به این سنگینی که وزن هر کدام از ۷۰ کیلو تا ۷۰۰ کیلو هم می‌رسد، به همین راحتی دزدیده می‌شود؟ ضمن این که بیشتر این مجسمه‌ها در مکان‌های عمومی پرتردد و شلوغ هستند و دزدیدن آنها اصلا راحت به نظر نمی‌رسد. جعفر نجیبی، سازنده مجسمه استاد معین در این باره گفته بود: «مجسمه استاد معین ۱۴۰ کیلوگرم وزن داشت، برنز دست دوم کیلویی ۲۰۰۰ تا ۴۰۰۰ تومان است، یعنی سارق مجسمه استاد را در نهایت ۳۰۰ هزار تومان بفروشد، این با احتساب هزینه بالای ۱۰۰ هزار تومان جرثقیل. مسخره و مضحک است که کسی مجسمه بدزدد یا روح‌الله شمسی‌زاده سازنده مجسمه «ترند هفت بچه می‌گذارد، یکی بلبل است» درباره سرقت مجسمه‌اش عنوان کرد که «این مجسمه یک مجموعه است که از شش پرنده تشکیل شده بود که ۵۰۰ کیلو وزن داشتند. ارتفاع این مجسمه دو متر و ۲۰ و عرض آن ۳ متر و ۲۰ سانتی‌متر بوده است و در کنار نگهبانی پارک نصب شده بود، علاوه بر این‌که خودم تمهیداتی برای استحکام اثر به کار بردم، مانده‌ام چطور اثر حجمی به این بزرگی و درست جلوی اتاق نگهبانی دزدیده شده است؟» در حالی‌که شهروندان تهرانی و سازندگان این آثار از سریال سرقت مجسمه‌های برنزی پایتخت انگشت تعجب بر دهان گذاشته بودند و چشم‌انتظار مسئولان شهری و استانی بودند که دزد سمبل‌های ادب، هنر و علم‌شان را پیدا کنند، آنها ابراز بی‌اطلاعی کردند. سیدمجتی موسوی سرپرست معاونت فرهنگی و هنرهای شهری سازمان زیباسازی شهر تهران درباره دزدیده شدن، مجسمه کودک در خیابان ولیعصر، گفت: این اثر متعلق به مجموعه مجسمه‌هایی است که ما در سازمان زیباسازی بر براساس برنامه‌ریزی‌هایی که داشتیم و باهدف تعامل بیشتر با مخاطبان پیاده در سطح شهر نصب کرده بودیم. وی افزود: این آثار در حاشیه فضای سبز و پیاده‌روها نصب شد تا عابران پیاده بتوانند ارتباط بهتری با اثر برقرار کنند، بر همین اساس این اثر نیز در دومین رویداد بهارستان اجرا و نصب شد. موسوی درباره به سرقت رفتن مجسمه کودک در خیابان ولیعصر توضیح داد: این مجسمه شامل ۳ فیگور کودک بود که در محور خیابان ولیعصر نصب شد اما متاسفانه در چند روز گذشته یکی از این مجسمه‌ها به سرقت رفته است. وی ادامه داد: به طور کامل مشخص است که این مجسمه با یک وسیله برش داده شده و به سرقت رفته است، از این رو ما حدس می‌زنیم که مانند دفعات قبل این اثر هنری به طمع ارزش مواد برنز و خام آن به سرقت رفته است. ما بررسی‌های لازم را انجام داده‌ایم و کاری که به لحاظ اداری و حقوقی می‌توانیم انجام دهیم، تنظیم شکایتی برای ارائه به مراجع انتظامی است که این شکایت در دستور کار است و از آن پس مراجع انتظامی باید آن را پیگیری کنند. سرپرست معاونت فرهنگی و هنرهای شهری سازمان زیباسازی شهر تهران تصریح کرد: بدیهی است که ارزش هنری مجسمه بسیار بیشتر از مواد خام آن است و نرخ برنز خام آن چشمگیر نیست اما متاسفانه ما همچنان شاهد این اقدامات هستیم. موسوی با اشاره به وظیفه سازمان زیباسازی در راستای توسعه فضای هنری گفت: به طور طبیعی مسئولیت ما این است که در حوزه هنرهای شهری اقداماتی را انجام دهیم و بر اساس نیاز شهروندان آثار هنری را وارد فضای شهر کنیم زیرا این از جمله حقوق مردم و شهروندان است. وی تصریح کرد: زمانی که آثار هنری وارد فضای شهر می‌شوند، از اختیار و حیطه نظارت ما خارج می‌شوند و به اموال عمومی شهر می‌پیوندند از این رو ما اقدام خاصی در این راستا نمی‌توانیم داشته باشیم. سرقت مجسمه‌ها و آثار هنری فاجعه‌ای است که از سال ۸۹ در تهران چهره نشان داد. کابوسی که در مدت‌زمان کوتاهی منجر به ناپدید شدن بیش از ۱۲ مجسمه متعلق به هنرمندان برجسته شد. بعد از کشمکش‌های پیاپی اما، سرقت مجسمه‌ها که به گفته مسئولان وقت باهدف انگیزه‌های مالی انجام شده بود، با پیگیری مسئولان راه به‌جایی نبرد و همچنان به‌عنوان معمایی مجهول باقی ماند. در این میانه اما جای گمانه‌زنی‌های متعدد دراین‌باره که شاید آثار توسط خود شهرداری و یا گروه‌های افراطی از سطح شهر حذف شده است، نیز خالی نماند. پس از سال‌ها اگرچه سرقت مجسمه‌ها و آثار هنری اندکی کمرنگ شده و اذهان عمومی در حال فراموش کردن آن بودند، اما به سرقت رفتن اثری دیگر در خیابان ولیعصر این زخم کهنه را دوباره باز کرد.

سارقان سریالی به سراغ کودکان میدان ونک رفتند
کد خبر: ۱۹۱۹۱
۱۸ مهر ۱۳۹۶ - ۱۷:۴۰
ارسال نظر
captcha
مالمو
مالمو