|
مشاور ارشد مرکز بین‌المللی قنات و سازه‌های آبی

مراقب باشیم همه دشت‌ها ممنوعه و بحرانی نشوند

فهرست محتوا

بیابان‌زایی که به دلیل فعالیت‌های صنعتی و نوسانات آب و هوایی رو به گسترش است در سده‌های جدید به معضل مهمی برای محیط‌زیست در جهان تبدیل شده است. تسریع در روند تخریب جنگل و برخی نوسانات آب و هوایی در کشور موجب شده تا این مشکل زیست‌محیطی در ایران رشدی چشمگیرتر نسبت به دیگر کشورها داشته باشد.

به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: عوامل گسترش بیابان‌ها را می‌توان در ۲موضوع اصلی اقلیم و تخریب انسانی جست‌وجو کرد. عامل اقلیمی به شکل خشکسالی‌هایی که درنتیجه کاهش بارندگی ایجاد می‌شود و سرانجام به گسترش بیابان ختم می‌شود. اما عامل انسانی با روش‌های مختلف در بیابانی شدن کشور تاثیر فراوانی دارد. یکی از مهم‌ترین عامل‌های انسانی بیابان‌زایی در ایران، حفر چاه‌های نیمه‌عمیق و عمیق برای استفاده از سفره‌های آب زیرزمینی است. چنانچه یک عزم ملی و همه‌جانبه برای حفاظت از منابع آب زیرزمینی وجود داشته باشد هنوز هم دیر نیست و با اتخاذ تمهیداتی می‌توان بیلان منفی سفره‌های دشت‌های ممنوعه را به‌تدریج به صفر رسانید. علی‌اصغر سمساریزدی مشاور ارشد مرکز بین‌المللی قنات و سازه‌های تاریخی آبی در گفت‌وگویی، به ریشه‌یابی بحران آب در کشور، روند برداشت از آب‌های زیرزمینی و همچنین آب‌های ژرف پرداخت. او می‌گوید: بخش کشاورزی بعنوان بزرگترین مصرف‌کننده آب کشور نقشی اساسی ایفا می‌کند و چنانچه با اتخاذ روش‌هایی مصرف آب را مدیریت کند تحولی بزرگ ایجاد می‌شود. این استاد دانشگاه و پژوهشگر تاکید می‌کند: در بعضی مناطق، چالش افت سطح آب و کاهش حجم مخزن خود را به طور کامل هویدا ساخته است، ولی هستند مناطقی که هنوز به بیلان منفی دچار نشده‌اند. بنابراین در نخستین گام باید با مدیریت صحیح منابع آب مراقب این مناطق باشیم که به جرگه دشت‌های ممنوعه و سپس ممنوعه بحرانی نپیوندند. به اعتقاد یزدی چنانچه یک عزم ملی و همه‌جانبه برای حفاظت از منابع آب زیرزمینی وجود داشته باشد هنوز هم دیر نیست و با اتخاذ تمهیداتی می‌توان بیلان منفی سفره‌های دشت‌های ممنوعه را به‌تدریج به صفر رسانید. در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید: ریشه بحران آب را در کشور در چه می‌دانید، سهم کشاورزی، مصرف شهری و صنعت را در بروز آن ارزیابی بفرمایید. آیا پاسخی برای برون‌رفت از بحران وجود دارد؟ اظهارنظر پیرامون وجود یا نبود وجود بحران آب در کشور به سادگی میسر نیست به‌ویژه آنکه به نظر می‌رسد برای «پدیده بحران آب در کشور» تعریف واحدی وجود نداشته باشد. هنگامی می‌توان از این عبارت استفاده کرد که اولا «بحران آب» از یک تعریف منطقی، مستدل، واحد و مورد پذیرش جوامع علمی و اجرایی برخوردار باشد و ثانیا مشخص شود که این بحران متوجه چه بخش از جغرافیای کشور و چه بخش از منابع یعنی آب‌های سطحی یا زیرزمینی است. بنابراین اجازه بدهید به جای واژه «بحران» که بار معنایی ویژه‌ای دارد از «چالش» استفاده کنیم: چنانچه بخواهیم عواملی را در پدید آوردن چالش فعلی آب در کشور سهیم بدانیم می‌توانیم به رویدادهایی مانند تغییرات آب و هوایی و کاهش نزولات جوی، بهره‌برداری بیش از حد از آبخوان‌های زیرزمینی، طرح‌های توسعه‌ای پرآبخواه، تلقی کردن آب به عنوان یک عنصر نامحدود، نبود توجه به ارزش اقتصادی آب، نبود هماهنگی بین دستگاه‌های متولی و مصرف‌کننده آب، اتخاذ بعضی از سیاست‌های نادرست در مدیریت عرضه و مصرف آب و... اشاره کنیم. پرواضح است که بخش کشاورزی به عنوان بزرگترین مصرف‌کننده آب کشور نقشی اساسی در این رهگذر ایفا می‌کند و چنانچه با اتخاذ روش‌هایی مصرف آب را مدیریت کرده و به‌گونه‌ای کاهش دهد که همزمان با آن میزان محصول کاهش نیابد تحولی بزرگ ایجاد می‌شود. چنانچه به اظهارات متعدد مسئولان، سخنرانی‌های مدیران آب و کشاورزی و محیط‌زیست کشور، به بیانیه‌های همایش‌های علمی مرتبط با آب و... مراجعه کنیم شاهد اتفاق‌نظر و تاکید همگان بر افزایش راندمان آبیاری در کشاورزی، افزایش بهره‌وری آب در ازای محصول تولیدی و... هستیم. ولی سوال این است که چه بخشی از این پندواندرزها در عمل پیاده شده و موجب کاهش مصرف آب در بخش کشاورزی شده است؟ البته وزارت جهاد کشاورزی هر سال آماری را درباره تغییر روش‌های آبیاری از متعارف به روش‌های جدید ارائه می‌کند. اما این سوال مطرح است که این اقدامات که از چند دهه پیش آغاز شده‌اند تا چه میزان موجب توسعه سطح زیرکشت شده و تا چه میزان در کاهش مصرف آب نقش داشته‌اند؟ ارزیابی خود را از روند برداشت از سفره‌های آب زیرزمینی بفرمایید و همچنین بفرمایید برنامه‌هایی که تاکنون برای مهار برداشت انجام شده تا چه حد به رفع موضوع کمک می‌کند؟ همان‌گونه که اطلاع دارید وزارت نیرو دشت‌هایی را که از نظر بهره‌برداری از منابع آب زیرزمینی دارای بیلان منفی هستند ممنوعه و آنانی که وضعیت بحرانی دارند ممنوعه بحرانی اعلام کرده است. آمار دشت‌های ممنوعه و ممنوعه بحرانی نیز از سوی وزارت یادشده اعلام شده است که به طور عمده شامل بخش‌هایی از مناطق شرقی، مرکزی و جنوبی کشور می‌شود. در بعضی از این مناطق وضعیت نگران‌کننده است و نه‌تنها شاهد کاهش حجم مخزن آب‌های زیرزمینی هستیم بلکه با پدیده‌های جدیدی مانند نشست زمین، از بین رفتن گونه‌های گیاهی، بیابان‌زایی و تنزل کیفیت آب زیرزمینی روبه‌رو هستیم. بعضی از دشت‌های کشور نیز دارای بیلان منفی نیستند و بنابراین از نظر قانون توزیع عادلانه آب دشت آزاد تلقی می‌شوند. منظور آنکه گرچه در بعضی مناطق، چالش افت سطح آب و کاهش حجم مخزن خود را به طور کامل هویدا ساخته است ولی هستند مناطقی که هنوز به بیلان منفی دچار نشده‌اند. بنابراین در نخستین گام باید با مدیریت درست منابع آب، مراقب این مناطق باشیم که به جرگه دشت‌های ممنوعه و سپس ممنوعه بحرانی نپیوندند و بهره‌برداری منطقی و منطبق بر معیارهای علمی از آنان به شکل پایدار و بدون آنکه بر چرخه طبیعت و محیط‌زیست آسیبی وارد شود، انجام شود. و اما از میانه سال۱۳۹۳ وزارت نیرو «طرح احیا و تعادل بخشی منابع آب زیرزمینی» را برای مناطق ممنوعه و ممنوعه بحرانی تعریف کرده و با همکاری وزارت جهاد کشاورزی به اجرا گذاشت که کاش اینکار ۳۰سال پیش انجام می‌شد. چراکه به عنوان یک اقدام پیشگیرانه می‌توانست از بروز شرایط حادی که در زمان حال با آن روبه‌رو هستیم پیشگیری کند. این طرح از ۱۵پروژه مانند: نصب کنتور هوشمند آب و برق روی چاه‌ها، خرید چاه‌های کم‌بازده کشاورزی، استقرار گروه‌های گشت و بازرسی، ایجاد تشکل‌های آب بران، مسلوب‌المنفعه کردن چاه‌های بدون پروانه، خاموشی سراسری چاه‌های کشاورزی در فصل زمستان و... برخوردار است. اگر بخواهیم یکایک اقدامات پیش‌بینی شده در قالب طرح تعادل‌بخشی منابع آب زیرزمینی را مورد بررسی قرار دهیم به فرصت قابل‌توجهی نیاز است. همین بس که درباره پروژه جدید یعنی «خاموشی چاه‌های کشاورزی» مثالی بزنیم: خاموشی زمستانه چاه‌ها در سال گذشته با همکاری تمامی بهره‌برداران در بعضی از نقاط استان یزد اجرا شد و نتایج درخشانی در برداشت حتی در بعضی از مناطق مثل ابرکوه خاموشی چاه‌ها به فعال شدن قنات‌های خشکیده منجر شد و بعد از سال‌ها آب از مظهر این قنات‌ها خارج شد. این تجربه‌های مثبت نشان‌دهنده این واقعیت هستند که چنانچه یک عزم ملی و همه‌جانبه برای حفاظت از منابع آب زیرزمینی وجود داشته باشد هنوز هم دیر نیست و با اتخاذ تمهیداتی می‌توان بیلان منفی سفره‌های دشت‌های ممنوعه را به‌تدریج به صفر رسانید. بنابراین چنانچه اقداماتی که برای مهار برداشت از منابع آب‌های زیرزمینی به‌ویژه در مناطق ممنوعه و ممنوعه بحرانی آغاز شده است با شدت ادامه یافته، مورد حمایت همه‌جانبه قرار گیرند و دستگاه‌های مرتبط به وظایف خود عمل کنند و از جانب بهره‌برداران نیز همکاری لازم با آنان انجام شود، می‌توانند به نتایج خیره‌کننده‌ای دست‌یابند. توجه داشته باشید که خاموشی یک‌ماه چاه‌ها در یک منطقه یعنی اینکه ۸درصد از برداشت‌های منابع آب زیرزمینی آن منطقه با یک اقدام ساده ولی فوق‌العاده ارزشمند کاهش می‌یابد. یعنی چنانچه چاه‌های یک دشت که به عنوان مثال از آنها به میزان ۲۵۰میلیون مترمکعب در سال برداشت می‌شود به مدت یک‌ماه در سال خاموش شوند این دشت با کاهش برداشت به میزان ۲۰میلیون مترمکعب روبه‌رو خواهد بود که رقم قابل‌توجهی است. ارزش دیگری که در ماورا این اقدام وجود دارد عبارت است از مشارکت و همکاری و خواست عمومی مردم و بهره‌برداران، که به منظور حفظ منابع ارزشمند آب‌های زیرزمینی از منافع کوتاه‌مدت خویش گذشته و مصالح عمومی منطقه را در بلندمدت درنظر می‌گیرند. این نوع همکاری با دولت که نشان از توجه مردم به محیط‌زیست و درک عمیق آنها از ضرورت بهره‌برداری پایدار از منابع آب دارد. فوق‌العاده ارزشمند بوده و می‌تواند به عنوان یک الگو در عرصه‌های دیگر اجتماعی و زیست‌محیطی نیز تسری پیدا کند. خلاصه اینکه طرح احیا و تعادل‌بخشی از منابع آب‌های زیرزمینی که از سوی وزارتخانه‌های نیرو و جهاد کشاورزی و با مشارکت آب بران آغاز شده است و ساختارهایی که درپی آن ایجاد شده‌اند، چنانچه مورد حمایت همه‌جانبه قرار گیرد و به طور مستمر به‌وسیله دستگاه‌های مرتبط اجرا شود به نتایج درخشانی مانند کاهش بهره‌برداری از منابع آب زیرزمینی دست خواهد یافت که حتی می‌توان آن را به عنوان یک الگوی موفق در سطح مجامع بین‌المللی مطرح کرد. همان‌گونه که یاد کردم یکی از مولفه‌های ارزشمند این طرح مشارکت بهره‌برداران و آب بران در اجرای این طرح است که امید می‌رود مجریان و متولیان امر همواره هم‌افزایی ناشی از این همکاری را موردتوجه قرار داده ارزش معنوی آن را در نظر داشته باشند و هیچ‌گاه از این ظرفیت عظیم اجتماعی که حراست از منابع آبی را تضمین می‌کند، غفلت نورزند. درحال‌حاضر وزارت نیرو و همچنین برخی کارشناسان مطالعه و برداشت از آب‌های ژرف را مطرح می‌کنند با توجه به کاهش سطح آب‌های زیرزمینی در کشور این مسئله چقدر عملیاتی است؟ در موضوع بهره‌برداری از آب‌های ژرف معتقدم باید از نحوه بهره‌برداری از آب‌های زیرزمینی و مصرف غیرمنطقی آن در ظرف ۷۰سال گذشته پند بگیریم و با حرکت‌های حساب نشده و غیرعلمی با تاراج آب‌های ژرف این سناریو را تکرار نکنیم. توجه داشته باشیم که منابع آبی کشور به نسل‌هایی که قرن‌ها و قرن‌ها بعد از مادر این خطه زندگی خواهند کرد، تعلق دارد و بنابراین خود را در مقوله آب، محیط‌زیست و سایر منابع زیستی امانت‌دار آنها بدانیم.

مراقب باشیم همه دشت‌ها ممنوعه و بحرانی نشوند
کد خبر: ۱۷۸۹۳
۰۴ مهر ۱۳۹۶ - ۱۷:۰۲
ارسال نظر
captcha