علی صادقین/ کارشناس اقتصاد
حضور بخش خصوصی در اقتصاد نیازمند بهبود شرایط ازسوی حاکمیت و نهادهاست تا مردم و بخش خصوصی مایل و قادر به تولید و سرمایهگذاری در اقتصاد باشند و در این زمینه حرکت کنند. بخش خصوصی از چند منظر قادر است تا جامعه را در رسیدن به اهداف اقتصاد مقاومتی یاری داده که در صورت دستیابی خود انقلابی را در اقتصاد ایجاد خواهد کرد. 1- رشد تولید در قالب صنایع کوچک و متوسط: صنایع کوچک و متوسط به عنوان موتور جذب پساندازها در بخش مولد اقتصاد و نیز خطمقدم تولید داخلی و باعث ایجاد جامعه اشتغال شده ، همچنین نقش بهسزایی، در رقابتپذیری و کاهش هزینه تمامشده در بخش تولید دارد. مضاف بر این، تامین مالی و هزینههای راهاندازی این نوع کسب و کار آسان و بسیار اندک بوده و از ساماندهی و سیاستگذاری نیز در این حوزه با هزینه کمتری انجام میشود. 2- توجه بخش خصوصی به کسب و کار دانشبنیان: دانشبنیان کردن بخشهای مختلف اقتصاد و ایجاد ارزشافزوده اقتصادی از طریق دانش به جای منابع دیگر تولید، در ایجاد پایداری و رشد و بهبود مستمر بهرهوری اقتصادی موثر است. حمایت همهجانبه از این نوع سرمایهگذاری در کنار مشارکت سرمایههای خارجی در این بخشها، قادر است ضمن کاهش هزینه تمامشده تولیدی، ارزشافزوده بالاتری را نیز ایجاد کند. بنابراین، پیادهسازی و اجرای نقشه جامعه علمی کشور، ساماندهی نظام ملی نوآوری، افزایش سهم تولید و صادرات محصولات و خدمات دانشبنیان و همچنین بالابردن سطح فناوری کشور با دانشبنیان کردن بخشهای مهم اقتصادی که در همه آنها بخش خصوصی بازیگر اصلی آن تلقی شود، مهمترین هدف سیاستگذاران اقتصاد میتواند در نظر گرفته شود. 3- تلاش همهجانبه برای ارتقای بازار سرمایه: نقش بازار سرمایه به عنوان بازاری سودده و توانایی آن در تامین منابع مالی برای بخشهای اقتصادی از اهمیت زیادی برخوردار است. ایجاد یک بازار سرمایه قوی و کارآمد زیرساخت اساسی تامین مالی بلندمدت طرحهای اساسی هر کشور را تشکیل میدهد. بازار سرمایه مکانیزمی را فراهم میآورد تا براساس آن امکان تجهیز پساندازهای اندک به سرمایهگذاریهای کلان اقتصادی فراهم شود که این اقدام براساس تخصیص بهینه منابع امکانپذیر میشود. گسترش حجم فعالیت در بازار سرمایه؛ به ویژه ازسوی بخش حقیقی و خصوصی به افزایش سرمایهگذاری، افزایش تولید ملی و در نتیجه افزایش پسانداز ملی و درنهایت بر حجم فعالیت نظام بانکی موثر خواهد بود. از منظر سرمایهگذاران بخش خصوصی، خرید سهام و اوراق بهادار؛ برای کسب بازده مناسب و پوشش در مقابل تورم، اطمینان از گزینه سرمایهگذاری به دلیل شفافیت اطلاعات، قابلیت نقدشوندگی اوراق بهادار و سهولت نقل و انتقال سهام و استفاده از معافیتهای مالیاتی، مشارکت در فرآیند تصمیمگیری برای اداره شرکتها، ایجاد یک بازار دائمی و پیوسته، امکان سرمایهگذاری بلندمدت و کوتاهمدت، وجود طیفهای متنوع از اوراق بهادار از نظر درجه بازدهی و خطرپذیری برای سرمایهگذار، برقراری سامانهها و روشهایی که از طریق آن خرید و فروش اوراق بهادار منظم و رسمی شود، احساس مشارکت سهامدار در امور تولیدی و تجاری شرکت و نظارت مضاعف بر فعالیت شرکتها در چارچوب استانداردها و آییننامههای بازار انجام میشود. از سوی دیگر، از آنجاکه سرمایهگذاران بورس اوراق بهادار پس از بررسی و تحلیل اطلاعات منتشرشده ازسوی شرکتها سهام شرکتهای سودآور و دارای عملکرد قابلقبول را انتخاب میکنند، بنابراین بورس با ایجاد فضای رقابتی و شفافیت اطلاعات باعث میشود که شرکتهای موفق و سودده بتوانند از طریق فروش سهام به تامین مالی بپردازند و برعکس، شرکتهای زیانده به طور خودکار از گردونه خارج شوند تا تخصیص منابع به صورت مطلوب و بهینه انجام شود. از این رو، ملاحظه میشود که بورس بسیاری از ویژگیهای مطلوب جهت رسیدن به اهداف اقتصاد مقاومتی را دارا بوده و قادر است بخش خصوصی را به شکل مستقیم (در قالب شرکتهای موجود) و غیرمستقیم (در قالب مشارکت بخش خصوصی و جذب پساندازهای خرد) در فرآیند رشد و توسعه اقتصادی دخیل کند. بر این اساس، ایجاد فرهنگ سرمایهگذاری و توسعه دانش مالی در بین آحاد جامعه از اولویتهای سیاستگذاران برای بخش خصوصی باید در نظر گرفته شود.