آلبرت بغوزیان / اقتصاددان
پس از جنگ جهانی دوم و کنفرانس برتون وودز که خروجیهایی چون تاسیس بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول و نیز گت (gatt) که بعدها به سازمان تجارت جهانی (WTO) تبدیل شد، را به همراه داشت، ایده این بود که همزمان با جهانی شدن و تشکیل سازمانهای جهانی، نهادهایی هم وجود داشته باشند که کشورهای عضو در آنها براساس سهم و اندازه خود تصمیمگیری کرده و تصمیمهایی با جهتگیری برد-برد بگیرند. به این ترتیب گت و پس از آن در سال ۱۹۹۰میلادی (۱۳۶۹-۱۳۶۸) سازمان تجارت جهانی تشکیل شد. در این فاصله سازمانهای منطقهای تشکیل شدند. تشکیل این نوع سازمانها در برنامه کشورها بود چراکه به دنبال آن بودند که همراه با شکلگیری چارچوب اصلی، کشورهای دیگر نیز حمایت شوند. درواقع سازمانهای منطقهای تشکیل شدند تا کشورهایی که به اندازه قدرتهای بزرگ توان ندارند اما مرزها یا منافع مشترکی دارند بتواند موجودیت یکسانی پیدا کرده و وقتی در موقعیت چانهزنی با سازمانهای جهانی قرار میگیرند قدرت بیشتری داشته باشند. سازمانهای چون اتحادیه اروپا، اکو و نفتا از این دست هستند. همسو شدن این کشورها باعث میشود همه سیاستهای تجاری در زمینه افزایش اشتغال و بهبود تولید ملی و سایر منافع طرحریزی شود. از اینرو هیچ منافاتی میان تشکیل سازمانهای منطقهای و جهانی وجود ندارد. درواقع سازمانهای منطفهای نهتنها راه سازمانهای جهانی را منحرف نمیکنند بلکه به حرکت آنها شتاب میدهند. سازمانهای منطقهای فرصتی برای تمرین کشورها هستند که ببینند آیا میتوانند دور یک میز سیاستهای تعرفهای و تجاری خود را هماهنگ کنند یا خیر. این باعث میشود وقتی یکی از این کشورها عضو سازمانی چون دبلیوتیاو میشود نماینده همه آن کشورها باشد. برای نمونه کشورهایی چون گرجستان، قرقیزستان و ترکیه که از اعضای سازمان اکو به شمار میآیند، عضو سازمان تجارت جهانی هستند و بنابراین از منافع یکدیگر حمایت میکنند. عضویت ایران در اکو درحالی که عضو سازمان تجارت جهانی نیست به کشور ما کمک میکند تا از منافع خود بیشتر دفاع کند. برای نمونه اگر ترکیه در سازمان تجارت جهانی اقدامی برضدمنافع ایران انجام دهد، ایران میتواند در اکو از حق خود دفاع کند. پس سازمان منطقهای همراستا با منافع ملی کشورهایی است که در سازمان تجارت جهانی عضویت ندارند و میتوان نتیجه گرفت که تشکیل سازمانهای منطقهای کاری همسو با سازمانهای جهانی است. عضویت ایران در نهادی چون سازمان تجارت جهانی میتواند قدرت چانهزنی برسر منافع ملی را برای کشورها بیشتر کند. درواقع کشورها در سازمانهای منطقهای ابتدا بازیهای داخلی و ملی را انجام میدهند و سپس به سراغ رقابت بینالمللی در میدانی بزرگتر که همان سازمانهای جهانی باشد میروند.