ناهید تاجالدین / عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی
در چند دهه گذشته حقوق شهروندی به یکی از پیچیدهترین مسائل سیاسی و اجتماعی تبدیل شده و توجه بسیاری از مسئولان را به خود جلب کرده است. اگر بخواهیم تعریفی از شهروند داشته باشیم باید بگوییم شهروند فردی است در رابطه با یک دولت که از سویی، برخوردار از حقوق سیاسی و مدنی است و از سوی دیگر در برابر دولت تکلیفهایی برعهده دارد. یکی از جامعترین تعاریفی که ابعاد مختلف رفاه اجتماعی را دربرمیگیرد مجموعه شرایط و کیفیتهایی است که نیازهای فردی و اجتماعی آحاد جامعه را درحد قابلقبول تامین کند و همه مردم از زندگی در آن شرایط احساس امنیت زیستی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی داشته باشند. از طرف دیگر در تحلیل شهروندی و رفاه اجتماعی، میتوان گفت برخورداری از رفاه به عنوان زیربنای اصلی توانمندی افراد جامعه بهشمار میرود، یعنی افراد و گروههای اجتماعی، نیازمند توانمندی از راه مناسبات حقوقی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی هستند و مجموع این مناسبات شروط لازم برای تحقق شهروندی است باید توجه داشت که رفاه به عنوان خروجی برقراری حقوق شهروندی به شمار میرود. ازجمله خدماتی که منجر به رفاه، بهروزی و بهزیستی جسمانی، روانی و اجتماعی میشود خدمات مددکاری اجتماعی است. مددکاری اجتماعی حرفهای است مبتنیبر دانش، اصول، ارزشها، مهارت و روشها که هدف از آن کمک به افراد، گروهها و جامعه است تا بتوانند با تکیه بر تواناییها و امکانات موجود، برای حل مشکل و یا رفع نیاز خود اقدام کنند و به استقلال نسبی و رضایت خاطر فردی دستیابند. مددکاران اجتماعی در ابعاد مختلف رفاه ازجمله بعد اجتماعی، اقتصادی، حقوقی و زیستی در زمینه مقولههای محوری اشتغال، اوقات فراغت، خانواده، آسیبهای اجتماعی، جمعیت، گروههای اجتماعی در معرض خطر، قوانین حمایت از گروههای آسیبپذیر، قوانین مربوط به کودکان، قوانین مربوط به ازدواج و طلاق، کیفیت زندگی، سلامت روانی و ذهنی، سلامت جسمی در مقابل معلولیت و بیماری و... میتوانند نقش بسیار مثبتی ایفا کرده و بین بهزیستی افراد و رفاه اجتماعی سازگاری و وفاق ایجاد کنند. درباره نقش مددکاران اجتماعی در آموزش حقوق شهروندی به افراد جامعه باید گفت، اگرچه آگاهی و آموزش افراد جامعه درباره هر مقوله اجتماعی، تنها عامل تعیینکننده در اجرا و تثبیت آن به شمار نمیرود، اما مهمترین عامل اساسی در هر دگرگونی به شمار میرود. زمانی که میزان آگاهی افراد یک جامعه از حقوق شهروندی خود در ابعاد مدنی، اجتماعی و سیاسی در سطح مناسبی نباشد، نه توانایی و پشتوانهای نظری جهت مشارکت فعال در امور مختلف جامعه را خواهند داشت و نه قدرت ابلاغ خواستهای عمومی خود به حاکمیت را دارند. از سوی دیگر آگاهی اجتماعی خودبهخود و بدون پشتوانه ایجاد نمیشود و نیاز به آموزش دارد. فرآیند آموزش حقوق شهروندی، میتواند به طور گسترده از طرف نهادهایی مانند آموزش و پرورش، دانشگاهها، صدا و سیما، مطبوعات و مددکاران اجتماعی انجام شود.