آیین تکریم سیدرضا صالحیامیری و معارفه سیدعباس صالحی بهعنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی جدید عصر شنبه ۴ شهریور با حضور جمعی از هنرمندان، مقامات کشور و اصحاب فرهنگ در تالار وحدت برگزار شد.
به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: در ابتدای این آیین سرود ملی ایران ازسوی ارکستر سمفونیک تهران به رهبری شهرداد روحانی اجرا شد. در ادامه این برنامه و پس از سخنرانی چهرههای مختلف فرهنگی و هنری ازجمله فریدون عموزاده خلیلی مدیرمسئول نشریه چلچراغ و علی نصیریان پیشکسوت بازیگری، سیدرضا صالحیامیری در سخنانی در آیین تودیع خود گفت: باور دارم که دستگاه بزرگ فرهنگی برای حرکت به سوی آینده، به یک رویکرد همهجانبهنگر و استراتژیک نیاز دارد. ما نمیتوانیم جامعه را بهشکل سلیقهای اداره کنیم. برای تداوم نظام فرهنگی، به سازوکاری به نام نقشه راه، چشمانداز و برنامه عملیاتی که یک ضرورت حیاتی است، نیازمندیم. او ادامه داد: من سعی کردم این برنامهها را در دوران تصدی خودم در وزارت ارشاد دنبال کنم و نخستین مجله «چشمانداز سینمای ایران» را تهیه کردم. صالحیامیری در بخش دیگری از سخنانش، اظهار کرد: عبور از سطح به عمق، یک نقطه کلیدی دیگر است. عبور از مناسک به معرفت و همچنین از تکرار عادت به خلاقیت، عبور از بایدها به باورها، عبور از نظام رسمی به صنفی، عبور از مونولوگ به دیالوگ، عبور از جزایر مستقل و از نظام بسته به نظام باز، عبور از نگاه کوتاه و همچنین عبور از نظام کارگزار به سیاستگذار باید به سیاست تبدیل شود. وزارت ارشاد، سیاستگذار است نه کارگزار و دستگاه حکومتی باید آن را اصلاح کند. وی بیان کرد: نمیتوان مملکت را با حکومت محلی اداره کرد؛ بعد از مشکلی که برای هنرمند عزیز کشور، آقای ناظری، خواننده، در خراسان پیش آمد، من به سران سه قوه نامه نوشتم تا جلوی این اتفاق گرفته شود. مجرای کاری ما براساس تشدید جامعه نبود، بلکه براساس مقاومت بود. باید بدانیم اداره کشور فقط با یک دولت مرکزی ممکن است ولاغیر. وزیر پیشین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه راه نجات کشور، گفتوگو است، اظهار کرد: ما باید از دوران تخریب، انگزنی و شایعه عبور کنیم. باید گفتوگوی فرهنگی در کشور شکل بگیرد. ما در همین مجموعه، گفتوگو با اصحاب فرهنگ را شروع کردیم. باید فضای گفتوگو را آماده کنیم که همه بدانند در این سرزمین، حق دارند و حق مطلق وجود ندارد. در ادامه این آیین، اسحاق جهانگیری معاون اول رئیسجمهوری در سخنانی گفت: صیانت از فرهنگ، در مرتبه نخست مستلزم این است که بازشناسی دقیقی از مبانی جلوههای اندیشههای ادب و هنر ایرانی اسلامی داشته باشیم و در مرتبه بعد نیازمندیم که از گسست فرهنگی پیشگیری کنیم. بار این دو مسئولیت سنگین بیش از آنکه بر دوش نهادهای رسمی حاکمیتی باشد، بر دوش اصحاب فرهنگ، هنر و اندیشه است. جهانگیری در ادامه با اشاره به اینکه باید مرجعیت قانونی حوزه فرهنگ از اقتدار کافی برخوردار باشد، افزود: اگر نهاد متولی فرهنگ کشور ضعیف شود، جامعه، فرهنگ، سیاست و اقتصاد کشور هم دچار مشکل میشود. وزارت فرهنگ ضعیف نه به سود جامعه است نه به سود نظام. ما باید به یک وزارت فرهنگ مقتدر فکر کنیم که سیاستگذار و داور باشد نه مداخلهگر. جهانگیری همچنین خاطرنشان کرد: در مسائل اقتصادی، اقتصاد مقاومتی به عنوان یک موضوع جدی مورد توجه است. ما هر گاه موضوعات پیچیده را برای اهل فرهنگ بیان کردیم و دغدغه خود را به آنها منتقل کردیم، در حل آن مسائل موفق شدیم. به عنوان مثال وقتی محیطزیست دغدغه اهل هنر و فرهنگ شد، به دغدغه مردم هم تبدیل شد. معاون اول رئیسجمهور با اشاره به اینکه برای حل مسائل اقتصادی کشور، اقتصاد مقاومتی نسخه خوبی است، گفت: این نسخه باید به گفتمان غالب در جامعه تبدل شود و کسی جز اهل فرهنگ نمیتواند آن را به گفتمان غالب تبدیل کند. ویژگی عمده اقتصاد مقاومتی این است که از ظرفیت درونی کشور استفاده میکند. آثار فرهنگی ما هم از جمله کتاب، موسیقی، تابلو، مجسمه و تئاتر هم جزو تولیدات داخلی کشور هستند که اگر خوب حمایت شوند قابل عرضه در فضای بینالمللی است. امیدوارم وزارت فرهنگ در دوره مسئولیت آقای عباس صالحی بتواند این راه را باز کند که وقتی بحث تعامل بینالمللی گسترده را مطرح میکنیم، کالاهای فاخر فرهنگی ما قابل عرضه در نظام بینالملل باشد. در قسمت پایانی این آیین سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در آیین معارفه خود گفت: هیچ کدام از کالاهای ما به اندازه فرهنگ و هنر جهانی نیست. چند دهه برای خودروی ایرانی سرمایهگذاری شد اما ما را چقدر با این عنوان میشناسند؟ چقدر برای سینما سرمایهگذاری کردیم اما ما را چقدر به اسکارمان به تابلوهایمان به موسیقیمان میشناسند؟ ایرانی پر تکاپو است. ما فقط با ارتشمان در مقابل هجوم نایستادیم مغولها را با فرهنگ و هنر مغلوب کردیم. اگر امنیت و سیاست مطمئن میخواهیم این را تنها بر نفت و گاز بنا نکنیم البته آنها هم مهم هستند، چالشهای کمی نداریم. وی افزود: ما به شنیدن بیشتر از گفتن نیازمندیم. ما سه چالش بزرگ داریم. در حوزه فرهنگ تکثر نظر فرهنگی وجود دارد و عمل فرهنگی را دچار مشکل کرده است. گفتوگو برای رفع این چالش است. باید به طرف رفع سوءتفاهمها برویم. نمیشود در میلیونها نظر حرکت کرد و دیگران را در ابهام قرار داد. چالش دوم که به شدت ایجاد مسئله کرده ابهام در حقوق فرهنگی است. جامعه باید نسبت به حقوق خود آشنا باشد. حق افراد است که نسبت به حقوق خود آگاه باشند. چالش سوم شکافهای جنسیتی- قومیتی است. با وجود اینکه این چالشها جدی هستند اما انگیزهها و امیدها کم نیست. فرصت جهانی شدن فرهنگ و هنر وجود دارد. در همه حوزهها حرفی برای گفتن داریم و این یک واقعیت اجتماعی است. امروز فرهنگ و هنر ارزش افزوده است. این ارزش افزوده قابلیت مبادله در سطح جهان را دارد. حوزههای مختلف بدون اغراق فرصتهای زیادی برای جهانی شدن دارند. در همه گذشته تاریخ یک ضلع مهم ایران بوده و اکنون هم میتواند باشد. فرصت کشوری هم مهم است، در گذشته افراد برای انجام عمل فرهنگی باید به تهران میآمدند اما امروز جای جای ایران مرکز خلاقیت است. امروز ایران کانون هنر و فرهنگ است نه تهران. فرصت نسل جوان ایرانی نیز مهم است. نسل جوان ایرانی سرمایه است و باید قدر این نسل را دانست، نسلی که میتواند فعالیت کند، این فرصتها را باید قدر دانست.