بزرگترین قرارداد خط اعتباری پس از برجام در هفته گذشته به میزان ۸ میلیارد یورو با اگزیم بانک کرهجنوبی منعقد شد.
در ماههای اخیر چند قرارداد دیگر با چین و روسیه در زمینه راهآهن تهران - مشهد، انرژی، حملونقل... به امضا رسیده است. ایجاد خطوط اعتباری از سوی کشورهای مختلف حاکی از هموار شدن مسیر همکاریهای بانکی و وجود ظرفیت جذب منابع خارجی برای تکمیل زیرساختها، پروژههای بلاتکلیف و استفاده از سرمایه خارجی در توسعه بخشهای متفاوت اقتصاد است. آنچه به عنوان یکی از مزایای این قرارداد عنوان میشود امکان استفاده بخش خصوصی و دولتی از این اعتبارات در صورت تایید بانک مرکزی و سازمان سرمایهگذاری خارجی است. با وجود این بخش خصوصی مدعی است در جریان جزییات این قرارداد نیست و با توجه به اینکه در طول ۸ماه مذاکره رقم خطوط اعتباری دو برابر شده و زمینههای استفاده از این اعتبارات نیز گسترش پیدا کرده بنابراین دولت در طول این فرصت پروژههای خود را تعریف کرده و در این میان جای بخش خصوصی خالی است. در همین زمینه پایگاه خبری گسترش در گفتوگو با فرهاد احتشامزاده، نایبرئیس اتاق بازرگانی ایران و کرهجنوبی به بررسی ابعاد این قرارداد و ظرفیتهای موجود برای استفاده بخش خصوصی پرداخته که در ادامه میخوانید:
پس از برجام تا چه حد فضا برای همکاریهای بانکی و استفاده از خطوط اعتباری فراهم شده است؟ پس از برجام چندین قرارداد فاینانس به امضا رسیده که یک مورد مربوط به قرارداد فاینانس ۱/۷میلیارد دلاری با اگزیم بانک چین در زمینه پروژه راهآهن تهران- مشهد منعقد شد و مورد دیگر مربوط به قرارداد ۲/۲ میلیارد دلاری با روسیه در زمینه حملونقل و انرژی است. قرارداد با کرهجنوبی بزرگترین خطوط اعتباری از یک بانک خارجی است که پس از برجام منعقد شده و تمام بخشهای دولتی و خصوصی میتوانند از این خطوط اعتباری استفاده کنند که منوط به تعریف پروژه و تایید بانک مرکزی و سازمان سرمایهگذاری خارجی است. همکاری با کرهجنوبی چه مزیتهایی دارد و روند مذاکرات برای انعقاد قرارداد به چه شکل بوده است؟ کرهجنوبی یازدهمین اقتصاد برتر دنیاست و از نظر فناوری بسیار پیشرفته است. این قرارداد میتواند روابط دو کشور را افزایش دهد به ویژه کرهجنوبی که در شرایط مختلف روابط خود را با ایران حفظ کرده و حتی در شرایط تحریم با وجود کاهش روابط اما قطع ارتباط نکرده است بنابراین در همکاری رفتار غیرقابل پیشبینی از خود نشان نمیدهد.قرارداد ۸ میلیارد یورویی ایران با اگزیم بانک کرهجنوبی با مسئولیت رئیس سازمان سرمایهگذاری خارجی ایران و بانک مرکزی و همکاری ۱۲ بانک به امضا رسید.این قرارداد پیشتر در سال ۱۳۹۴ در قالب یک چارچوب همکاری مالی در شرایطی که برجام هنوز اتفاق نیفتاده بود مطرح و میزان آن نیز ۵ میلیارد دلار تنها در زمینه بهداشت و ساخت بیمارستان در نظر گرفته شد که پس از برجام میزان آن به ۸میلیارد یورو معادل ۱۰ میلیارد دلار افزایش یافت و پروژههای حملونقل، راه، انرژی و نیروگاه به آن اضافه شد.
استفاده از خطوط اعتباری برای دولت چه مزایایی دارد و در این مسیر چه ملاحظاتی باید مورد توجه قرارگیرد؟ دولت برای جبران کسری بودجه چندین راه پیشرو دارد؛ یک راه استقراض از بانکهاست که سال گذشته مجلس شورای اسلامی اجازه این کار را به دولت نداد چون میزان مطالبات بانکها از دولت افزایش پیدا کرده است. راه دوم این است که دولت اقدام به انتشار اوراق بهادار برای تامین مالی کند که به واسطه افزایش نرخ بهره سرمایهگذاری در بخش خصوصی کاهش پیدا میکند. سومین راه برای جبران کسری بودجه استقراض از بانکهای خارجی در قالب وام است که دولت از طریق فاینانس و ایجاد خطوط اعتباری اقدام به تامین مالی پروژهها میکند که معمولا با بهره اندک و دوره زمانی بلندمدت همراه است. آنچه باید در فاینانس در نظر گرفت تعهدات دولتی است چون ضمانت پروژهها را دولت انجام میدهد که حساسیت را افزایش میدهد. به همین دلیل پروژهها باید ارزیابی و اولویتبندی شوند تا از این منابع بهینه استفاده شود. موضوع دیگر این است که در شرایط دو نرخی بودن ارز این وام خارجی نوعی یارانه تلقی میشود به این معنا که مابهتفاوت ارز دولتی و ارز آزاد که رقم قابلتوجهی نیز خواهد شد به طور مستقیم توسط دولت پرداخت میشود. بنابراین درست استفاده کردن از منابع مالی در این قرارداد بسیار حائز اهمیت است. بخش خصوصی همواره برای استفاده از خطوط فاینانس با مشکلاتی روبهرو بوده است. در این قرارداد چه چالشهایی وجود دارد؟ با توجه به اینکه مذاکرات این قرارداد از ۸ ماه پیش آغاز شد آنچه از ابتدا مورد پرسش قرار گرفت و هیچگاه به آن پاسخ روشنی داده نشد این بود که دلیل طولانی شدن این مذاکرات چه بوده و با توجه به اینکه به طور تقریبی میزان این اعتبار دو برابر و زمینههای مختلف به آن اضافه شده به طور قطع پروژههایی در این مذاکرات مطرح شده که اعتبار به این اندازه افزایش پیدا کرده است. نگرانی که برای بخش خصوصی وجود دارد این است که به طور طبیعی دولت به واسطه روابط اقتصادی و سیاسی که با کشورها دارد در مرحله اول شرکتهای دولتی و خصولتی هستند که میتوانند از این شرایط استفاده کنند و کمتر شرکتهای خصوصی بهرهمند شدهاند. جزییات دقیق بندهای این قرارداد برای بخش خصوصی مشخص نیست و قبل از آنکه بخش خصوصی در جریان جزییات این قراردادها قرار بگیرد در مذاکرات پروژهها تعریف و میان بخشهای مختلف دولتی تقسیم شده است. به عبارت دیگر دولت در مذاکرات فاینانس ۸ماه برای خود فرصت خرید دارد تا پروژهها را تعریف کند و در این میان هیچ فرصتی برای بخش خصوصی در نظر گرفته نشده است.
با توجه به اینکه حجم قرارداد حدود ۱/۰ بودجه کشور است آیا این میزان اعتبارات ارزی میتواند کمکی به دولت در جهت یکسانسازی نرخ ارز کند؟ درشرایطی که از وام خارجی استفاده میشود دولت دارای ارز بیشتری خواهد بود تا اقدام به تصمیمگیری برای تکنرخی کردن ارز کند اما باید این را نیز در نظر گرفت که این رقم در مقابل منابع مالی دولت چندان بزرگ نیست که تاثیرگذاری زیادی داشته باشد. از سوی دیگر طرف خارجی در فاینانس بر صادرات تاکید دارد و در قالب کالا و خدمات این اعتبارات را در اختیار ما قرار میدهد بنابراین چندان امکان استفاده از منابع ارزی وجود ندارد. یکی از مشکلات پروژهها در استفاده از خطوط اعتباری موضوع بیمه است، برای این قرارداد چه ظرفیتهای بیمهای در نظر گرفته شده است؟ در شرایط پسابرجام مهمترین اتفاقات ابتدا در حملونقل به ویژه حملونقل دریایی سپس بیمهها و بانکها بوده است. در بحث بیمهها به نسبت بانکها در شرایط بهتری قرارداریم و چون انتقال دانش فنی ضمیمه آن خواهد شد و پروژهها توسط بانک مرکزی مورد ارزیابی قرار میگیرد بنابراین بیشتر تمایل بر پروژههای صنعتی خواهد بود وچون ضمانتنامههای پروژهها توسط دولت صادر میشود بهتر است از بیمههای داخلی استفاده شود اما بیمههای خارجی در شرایطی که قرارداد میان دو کشور منعقد میشود تمایل بیشتری برای حضور در پروژهها دارند. با توجه به اینکه در گذشته سایر کشورها نیز از طریق برخی خطوط اعتباری با ایران همکاری میکردند آیا اکنون این امکان فراهم است که سایر کشورها از طریق خطوط اعتباری کرهجنوبی با ایران همکاری داشته باشند؟ این شیوه بیشتر در گذشته به ویژه در شرایط تحریم استفاده میشد و در عمل کشوری این ریسک را میپذیرفت که به ایران خطوط اعتباری اختصاص میداد. سایر کشورها نیز از طریق آن خطوط با ایران ارتباط برقرار میکردند اما در شرایط کنونی که فضا برای تمام کشورها فراهم است برای همکاری از خطوط خودشان استفاده خواهند کرد به ویژه آنکه کرهجنوبی تمایل ببیشتری خواهد داشت از این ظرفیت برای شرکتهای داخلی خود استفاده کند مگر آنکه شرکتهای کرهای وارد همکاری خارجی شوند تا از این طریق بخواهند از خطوط اعتباری استفاده کنند. به طور مثال در بخش واگنسازی با توجه به همکاری کرهجنوبی با شرکتهای مختلف خارجی میتوان از این شیوه استفاده کرد.