صفیه رضایی-روزنامهنگار
یکی از روایات جالب و اما تکراری که امروزه از زبان بسیاری میشنویم این است که عاقبت همه آدمها روزی به زندگی نخستین خود و استفاده از طبیعت برمیگردند. به عبارتی، انسانها مجبور میشوند که مانند گذشته از چوب و خاشاک برای خود گرما تهیه کنند و محصولات غذایی را از دل طبیعت بگیرند. این ادعای بسیاری از عامه است. حال چرا این اعتقاد به وجود آمده، به دلیل تبلیغاتی است که درباره آلودگی زمین یا مضرات مصرف غذاهای صنعتی میشنوند. این تلنگری است به بخش صنعت که بتواند محصولات خود را با کیفیت بهتری عرضه کند اما آنجا که پای زنگ خطر کاهش منابع سوختی میرسد یا گفته میشود که آلودگیهای زیستمحیطی ناشی از سوختهای نفتی و بنزینی وجود دارد دیگر کاری از دست مردم عامه ساخته نیست. اینجا تولیدکنندگان فناور باید بتوانند محصولاتی سالم و در عین حال قابل مصرف و سوخت بهدست انسان امروزی دهند که برای خود تامین انرژی گرمایی و سوختی داشته باشد مانند سوختهای زیستی. روی دیگر این موضوع به نقش و رابطه انسان و طبیعت برمیگردد. به نظر میرسد که فناوریهای نوین در آینده بهتر بتوانند رابطه انسان و طبیعت را تعیمق دهند. رابطهای که در طول سالها به فراموشی سپرده شده و البته شاید کمی دیر باشد. اما میتوانیم با کمی تامل این دیدگاه عامه را که انسان روزی به طبیعت رو میکند و دوباره از دسترنج خود نان، شیر و گرما تهیه میکند، با دلسردی قبول کنیم. کسی چه میداند شاید مسیر فناوریهای نو در جاده صنعتیسازی و پیشرفت روزی به دل طبیعت ختم شود. البته اگر تا آن روز طبیعتی بر جا مانده باشد.