|
صمت در گفت‌وگو با بهمن آرمان مطرح کرد

طاعون مدیران چندشغله

فهرست محتوا

ناهماهنگی در تامین دخل و بالا رفتن کسری تامین مخارج باعث شده معاش مردم روز به روز با سختی بیشتری تامین شود.

به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: همچنین با تورم و نامتوازن شدن درآمد افراد، با خواسته‌های‌شان حتی برای تامین نیازهای روزمره هم به ناچار باید بسیاری از ساعت را برای دستیابی به منابع مالی محدود صرف نمایند. درحال‌حاضر آمار چندشغله‌ها و افرادی که با شغل‌های کاذب به کسب درآمد می‌پردازند، به ۷ میلیون نفر رسیده است. اما بیش از ۵ میلیون نفر آماده کار، هیچ شغلی ندارند و درآمد مالی برای تامین هزینه‌های اولیه زندگی را هم نمی‌توانند، تامین کنند. درحال‌حاضر یکی از مهم‌ترین مسائل مطرح‌شده در بازار کار کشور وجود میلیون‌ها دوشغله و حتی چند شغله‌هایی است که به دلیل تامین نیاز مالی در آن شغل‌ها نمانده‌اند.همچنان بر جایگاه‌های متعدد مدیریتی تکیه زده‌اند. بیشتر کارشناسان بازار کار معتقدند، دوشغله بودن افراد راهی است که برای تامین نیازهای مالی و جبران کسری منابع مورد نیاز خود می‌پیمایند و بیشتر افراد به منظور اتلاف وقت به سراغ شغل دوم نمی‌روند. اما در شرایط فعلی اقتصادی، تغییر نگاه به تامین درآمدهای مالی باعث شده برای رفع حتی پایین‌ترین نیازهای اولیه زندگی، یک شغل کفاف تامین هزینه‌های خانواده را ندهد و به ناچار سرپرست خانواده به سراغ شغل‌های دیگری برود. در زمینه معضل چندشغله‌ها و پیامدهای آن در اجتماع به سراغ بهمن آرمان اقتصاددان رفته‌ایم تا با نظر کارشناسانه شرایط را برای ما واکاوی کند. شغل چیست و به چه کسانی چندشغله گفته می‌شود؟ در جامعه امروزی به کسب درآمد از طریق کارهای معمول که متداول است و برای تامین معاش انتخاب می‌شوند، شغل گفته می‌شود و افرادی که چندین کار را همزمان برای کسب درآمد بیشتر برمی‌گزینند، از آنان به عنوان چندشغله‌ها نام برده می‌شود. اما اکنون در شرایط فعلی، انتخاب شغل با توجه به رشته‌های تحصیلی افراد انجام نمی‌شود. بلکه با توجه به خواسته بازار، افراد به طور ناخواسته مجبور می‌شوند در شغلی غیراز رشته تخصیلی خود مشغول به فعالیت شوند. همچنین شغل‌هایی که درآمد بیشتری را برای افراد به همراه داشته باشند مورد توجه قرار می‌گیرند و تقاضاهای بیشتری برای کسب آنها وجود دارد. علت اصلی چندشغله شدن افراد چیست؟ موضوع چندشغله شدن افراد به اقتصاد و شیوه اداره کردن کشور باز می‌گردد. در سال‌های گذشته، به دلیل کاهش شدید سرمایه‌گذاری در ایران، با افت تولید مولد و سرمایه‌گذاری در بخش‌های مهم اقتصادی روبه‌رو شدیم و آن هم به رکود اقتصادی منتهی شد. همچنین بسیاری از سرمایه‌گذاری‌هایی که قرار بود برای رونق اقتصاد و حرکت چرخ‌های تولیدی کشور در بخش دولتی و خصوصی انجام شود، به دلیل نابسامانی در ساختارهای تشکیلاتی اقتصادی و تنش‌هایی که در روابط خارجی کشور به وجود آمده است، انجام نشد و بر تعداد بیکاران و افرادی که نیاز به کار داشتند، افزوده شد. این در حالی است که مردم روز به روز با مشکلات متعدد اقتصادی دست به گریبان شدند. به همین دلیل با بالا رفتن هزینه‌های زندگی و کاهش درآمدها، به ناچار افراد باید در چند شغل فعالیت می‌کردند، تا شاید بتوانند هزینه‌های زندگی خود را پوشش دهند. یکی از مهم‌ترین دلایلی که از سوی کارشناسان برای دوشغله شدن افراد عنوان می‌شود، ناتوانی خانواده‌ها در تنظیم هزینه‌ها و درآمد ماهانه است، تا جایی که افراد تنها با انجام یک شغل نمی‌توانند نیازهای مالی خود و خانواده را برآورده کنند؛ بنابراین ناچار می‌شوند به سراغ انجام کارهای دوم و حتی سوم بروند، به نظر شما علت اصلی چیست؟ در چند سال اخیر به‌ویژه، در دولت قبلی، با سیاست‌گذاری‌های بسیار غلط اتخاذ شده در بخش مدیریت اجرایی کشور، منابع درآمدی خانواده‌ها به شدت کاهش یافت، به طوری که بسیاری از خانواده‌ها درآمد پایداری نداشته و مجبور به کسب درآمد از محل شغل‌های متعدد شدند. درحال‌حاضر هرم ظرفیتی کشور به گونه‌ای رقم خورده است که جوانان دهه ۶۰ باید وارد بازار کار شده باشند و متولدین دهه ۷۰ هم باید شغلی برای‌شان تعریف شده باشد. این به این معناست که چرخ شغل و کسب و کار در کشور همچنان لنگ می‌زند و تاکنون سیاست‌گذاری‌های مهمی برای تغییر این سیستم از سوی دولتمردان در نظر گرفته نشده است، تا شرایط به حالت طبیعی بازگردد و هر روز بر تعداد بیکاران کشور افزوه می‌شود. با این تفاسیر نقش افراد برای رشد بهره‌وری و بالا بردن بازده کاری برای توسعه اقتصادی و اجتماعی چه خواهد شد؟ درحال‌حاضر جامعه ما روز به روز فقیرتر می‌شوند و درعمل دیگر طبقه متوسط به معنای واقعی نداریم و جامعه به دو بخش غنی و فقیر تقسیم شده است. در یک خانواده جوان هم زن و هم مرد باید دو تا چند شغل داشته باشند تا بتوانند هزینه‌های جاری زندگی خود را تامین کنند. دیگر برای آنها امکان سفر کردن و تفریح فراهم نمی‌شود، چگونه می‌توان از آنها توقع داشت تا به بهبود روحیه و روابط اجتماعی خود فکر کنند؟ آنها باید بدوند تا تنها نان بخور و نمیری در آورند. در چنین شرایطی نمی‌توان توقع داشت بازده کاری افراد بالا برود و جای تعجب و شگفتی است، چگونه مردم ما بر دریایی از ثروت قرار گرفته‌اند، اما روزبه‌روز فقیرتر می‌شوند؟ این تنها به‌دلیل سوءمدیریت و ناکارآمدی برنامه‌های تعریف‌شده در طول سال‌های متعددی است که ما را به سمت نابودی سوق داده است. حال اگر فردی دو یا حتی چندین شغل برای کسب درآمد داشته باشد، باید به آن به‌عنوان یک ابرمرد نگریست. زیرا چگونه می‌توان، توان محدود آدمی را همزمان و با فکر متمرکز در چند بعد صرف کرد تا مسیر درست کاری طی شود؟ مسلما به این باور می‌رسیم که از اینجا مانده و از آنجا رانده خواهیم بود و هیچ‌گاه کاری به‌درستی انجام نخواهد شد. تغییر ارتباطات اجتماعی و کاهش ظرفیت مردم در برخورد با دیگران در چند سال اخیر به‌شدت افزایش یافته است، از آن جمله باید به بی‌حوصلگی و کاهش ظرفیت افراد و رشد نزاع‌های خیابانی اشاره کرد، چگونه می‌توان از این وضعیت بیرون آمد؟ من به عنوان یک اقتصاددان نمی‌توانم در جایگاه یک صاحبنظر اجتماعی به بررسی این علت از بعد اجتماعی بپردازم. اما به خوبی می‌دانم چه از بعد معنوی و چه مادی، زندگی مردم بسیار سخت شده و مردم خسته و فرسوده نمی‌توانند، روابط سالم اجتماعی داشته باشند. در کشورهای اروپایی کارفرمایان برای تجدید قوای کارکنان خود به اجبار به آنها مرخصی‌های مسافرتی می‌دهند تا با روحیه مناسب برای بالا بردن بهره‌وری کار بازگردند، چراکه سود آن بسیار بیشتر خواهد بود. اما در شرایط فعلی به‌دلیل کمبود درآمد افراد به ناچار در ساعت‌های متمادی بدون بهره‌وری مناسب و با خستگی مفرط کارهای متعددی را انجام می‌دهند اما باز به درآمد مناسب دست نمی‌یابند و با تحمیل سیاست‌های غلط اقتصادی به خانواده‌ها هر روز بر تعداد خانواده‌های از هم پاشیده در روابط اجتماعی افزوده خواهد شد. معضل چندشغله‌ها در میان مدیران بسیار متداول است، آیا این به عنوان برهم‌ریختگی ساختار اقتصادی، اشغال پست‌ها را دچار چالش نخواهد کرد؟ در ساختار معیوب سیاست‌گذاری‌های ما در بخش کلان، شاهد معضلات مختلفی بوده و هستیم و این مسئله که مدیران ارشد، دارای چندین شغل و پست‌های مهم مدیریتی هستند و جایگاه‌های مهم را برای خود و اطرافیان‌شان نگه می‌دارند باید به بعد سیاسی آن بیشتر توجه کرد. چرا که این افراد باید برای حفظ موقعیت خود به منشأ قدرت نزدیک باشند. آنها برای رسیدن به مطامع خود حلقه‌های قدرت و نفوذ را میان خود و طرفداران‌شان تقسیم می‌کنند و اجازه ورود به دیگران را نمی‌دهند. زیرا می‌دانند با حفظ این موقعیت‌هاست که می‌توانند همچنان به مقاصد سیاسی و اقتصادی خود دست یابند. برای اینکه موضوع کاملا روشن شود به مدیرعامل یک بنگاه اقتصادی بزرگ اشاره می‌کنم که علاوه بر آنکه عضو هیات مدیره چندین شرکت متعدد و انجمن است، به تازگی عضویت هیات علمی یک دانشگاه معتبر هم به ایشان داده شده است. وی علاوه بر پست‌های متعدد اقتصادی به عنوان استاد در سر کلاس حاضر شده و سعی دارد به آموزش جوانان این مملکت بپردازد. این پرسش به ذهن من متبادر می‌شود که چگونه می‌توان با وجود این همه شغل و مشغله کاری و مدیریتی، به امر بسیار مهم تعلیم هم پرداخت؟ زیرا این مرتبه علمی باید شرایطی را داشته باشد، تا فرد بتواند به ارائه علم و دانش به‌عنوان جایگاه مقدس تعلیم و تعلم به‌خوبی بپردازد، اما به‌دلیل دارا بودن مرتبه بالای مدیریتی ایشان حائز شرایط شناحته شده است. چندشغله بودن در میان مدیران ارشد به طاعونی تبدیل شده که به جان پست‌های مدیریتی افتاده است؛ باندهای قدرتی که برای حفظ خود پست‌های مدیریتی را به موروثاتی برای خود و اطرافیان‌شان تبدیل کرده‌اند. سخن آخر زمانی که یک جامعه به سوی چند شغله شدن پیش می‌رود، باید به بررسی زیرساخت‌های معیوبی پرداخت که باید از قبل به‌درستی تعریف می‌شدند، اما این عمل به خوبی انجام نشده و نیاز به بازبینی جدی و سریع دارند تا حرکتی سازنده به سمت بازگشایی گره‌های کور اقتصادی مردم شکل بگیرد. این بازبینی ضرورت تمامی بخش‌های اقتصادی و حتی سیاسی کشور است تا با هم‌افزایی از این شرایط بیرون برویم.

طاعون مدیران چندشغله
کد خبر: ۱۳۰۹۰
۲۲ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۴:۳۳
ارسال نظر
captcha