|

خبرنگاری؛ حرفه‌ای که باید عاشقش بود

فهرست محتوا

یکی روزنامه‌نگاری را به ویولن زدنی لذت‌بخش تشبیه می‌کند یا حتی صخره‌نوردی. دیگری روزنامه‌نگاری را شاعری می‌داند که به خصلتی درونی نیاز دارد و آن حس کنجکاوی است.

به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: آن یکی می‌گوید، «روزنامه‌نگاری، حرفه عجیبی است؛ اصولش را می‌توان در چند هفته خوب یاد گرفت، اما تا آخر عمر در آن به کمال نرسید.» و...؛ آنها تعابیر متفاوتی از روزنامه‌نگاری دارند. اما در نهایت در یک نقطه به اشتراک می‌رسند و آن اینکه برای روزنامه‌نگار شدن باید عاشق بود. خبرنگار، فقط یک واژه نیست، بلکه یک راه است و شخصیت واقعی او، حقوقی است نه حقیقی و خبرنگاری نیز تنها یک شغل نبوده، بلکه شخصیتی است جریان‌ساز که ریشه در تاریخ و جریان‌های تاریخ‌ساز بشری دارد. زبانش، گویای وجدان عمومی بشریت و بیانش، روشنی‌بخشِ هر واقعیت و حقیقت بوده و نگاهش، چون آفتاب، روشنگر و هستی‌بخش در امر رسانه و خبرآفرینی است. خبرنگار، شریان‌های حیاتی خبرها، احساسات و انتظارهای مردمی است که با چشم حرفه‌ای به واقعیت‌های جاری نگریسته و زمینه اطلاع‌رسانی و آگاهی جامعه و فرهنگ‌سازی عمومی را فراهم می‌کند. خبرنگار مدافع حقوق مردم و تصویرگرِ روایت‌های زندگی و تحولات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است و نقش موثر و مناسب آن در هر زمانی، غیرقابل انکار است. نقش مُثبت و منفی خبرنگار در ثبت و ضبط مشاهدات و تحولات و خبرسازی در موضوعات مختلف، خود حکایت غیرقابل انکار دیگری است. خبرنگار، جست‌وجوگر، پژوهشگر، خطریاب، هدفمند، قانونمند و پُرسرعت و نکته‌بین است و همسو با فوریت و ضرورت، می‌اندیشد و همگام با ضرورت‌ها و فوریت‌های حرفه‌ای می‌نگارد و فرهنگ می‌سازد. مسعود مهاجر، روزنامه‌نگار ۷۲ سال‌های که بیش از ۵۰ سال است قلم می‌زند، باور دارد که کار روزنامه‌نگاری انتهایی ندارد؛‌« هنوز هم خبرنگاری می‌کنم و کارم هم بسیار زیاد است. به نظرم شغل خبرنگاری و روزنامه‌نگاری هیچ‌وقت تمام نمی‌شود. تا زمانی که می‌توانی باید بنویسی؛ تجربه‌هایی که در طول سال‌ها اندوخته‌ایم هنوز به کارمان می‌آید و به جوان‌ترها هم امکان می‌دهد که با سبک و سیاق همکاران پیشین خود آشنا بشوند.» او معتقد است روزنامه‌نگاری همانند شاعر بودن نیاز به یک خصلت درونی دارد و آن هم حس کنجکاوی است که باید آموزش داده شود؛ «امروز همه افرادی که در مطبوعات و رسانه‌ها کار می‌کنند، خودشان را روزنامه‌نگار می‌دانند. بیشتر اوقات دیده‌ام که حتی کارت تردد ورود از محدوده طرح برای خبرنگاران، به کارمندان اداری یک موسسه رسانه‌ای هم داده می‌شود. البته من خودم کارت نمی‌گیرم چون معتقدم هنوز خودم می‌توانم از طریق سامانه‌های همگانی شهری هر جا که بخواهم بروم و نیازی به ماشین ندارم. همین موضوعات موجب شده قدرت روزنامه‌نگاران تحلیل برود و رابطه‌ای منطقی میان منابع خبری و خبررسانان برقرار نشود. رابطه خوبی که می‌تواند به انتقال درست مفاهیم به افکار عمومی منجر شود، چنان به ورطه بی‌اعتمادی کشیده شده که خبرنگاران و منابع خبری را به دو جبهه مخالف تبدیل کرده است.» «دلم می‌سوزد وقتی می‌بینم افرادی که در عالم روزنامه‌نگاری زحمت کشیدند و صاحب‌نام هستند، در برابر ۱۰، ۱۵ میلیون تومان خودشان و فکرشان را می‌فروشند؛ آن هم به برخی از افراد که معلوم نیست راست می‌گویند یا نه.» این حرف علی‌اکبر قاضی‌زاده، روزنامه‌نگاری است که از سال ۱۳۴۸ پا به عرصه مطبوعات گذاشته است. علی‌اکبر قاضی‌زاده، برای اهالی رسانه نامی آشنا و قابل احترام است؛ کسی که در عرصه‌های تدریس و ترجمه تخصصی متون روزنامه‌نگاری نیز فعالیتی اثرگذار داشته است؛ این استاد روزنامه‌نگاری درباره سطح دانش نسل جدیدی که وارد عرصه مطبوعات شده‌اند، می‌گوید: امروز بچه‌ها رقیق‌تر و کمرنگ‌تر شده‌اند و این موضوع تقصیر ما است؛ البته در برخی موضوعات مثل اطلاعات عمومی آگاه‌تر و روشن‌تر هستند اما اطلاعاتشان بیشتر در سطح است تا عمق. قاضی‌زاده معتقد است «روزنامه‌نگاران می‌توانند بگویند حالا که فناوری به این حد رسیده، دیگر کار کردن در این حرفه فایده‌ای ندارد. اما من بارها گفته‌ام و باز هم می‌گویم که هیچ ماشینی جای انسان را حداقل در این حرفه نمی‌تواند بگیرد و هیچ‌گاه نخواهد گرفت. درست است که ما باید بپذیریم روزنامه‌نگاری امروز با روزنامه‌نگاری دهه‌های ۵۰ و ۶۰ متفاوت است، اما باید بدانیم که روزنامه‌نگاران قدرت و امکانی دارند که هیچ کامپیوتر و ماشینی از آن بهره‌مند نیست. در واقع نباید همه گناه‌ها را به گردن فناوری بیندازیم. هنوز اعتقاد دارم روزنامه‌نگارها هنرهایی دارند که از دست هیچ کامپیوتری برنمی‌آید. واژه‌پردازی، زیبانویسی، جمع‌آوری و به کار بردن درست اطلاعات کار هیچ کامپیوتری نیست و فکر نمی‌کنم هرگز هم این اتفاق بیفتد؛ بنابراین باید بجنبیم که با این شرایط تازه خودمان را وقف دهیم. بهروز بهزادی، روزنامه‌نگار پیشکسوت و رئیس شورای سردبیری روزنامه «اعتماد» معتقد است اینترنت در حرفه روزنامه‌نگاری تنها نقش ماشین چاپ را بازی می‌کند و نه بیشتر؛ این مغز است که می‌تواند در محصولی که ما به خوانندگان می‌دهیم تغییر ایجاد کند. امیدوارم این نگاه در اهالی رسانه نهادینه شود که ما هستیم که می‌توانیم این تغییرات را به وجود بیاوریم و گزارش‌های تحقیقی زیبایی به جامعه ارائه دهیم. او می‌گوید: «در این مسیر باید از این سهل‌انگاری‌ها که محصول همان دولتی بودن و یارانه گرفتن است، عبور کنیم. من بعد از انقلاب ۲۰ سال سردبیری کردم و می‌دانم که توانایی‌های برخی از روزنامه‌نگاران نسل جوان نامحدود است. ما بهترین روزنامه‌نگاران را در این کشور داریم و می‌توانیم از آنها در جهت پیشرفت مطبوعات استفاده کنیم.»

خبرنگاری؛ حرفه‌ای که باید عاشقش بود
کد خبر: ۱۲۵۶۵
۱۷ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۷:۵۱
ارسال نظر
captcha
مالمو
مالمو