|

بحران آب و چالش زیست‌محیطی ایران

فهرست محتوا

سعید خزائی / استاد دانشگاه تهران

ایران کشوری نیمه‌خشک است که متوسط بارندگی در استان‌های شمالی آن حدود ۲۵۰ و در سایر استان‌ها ۱۷۰ میلی‌متر است. حال آنکه متوسط بارندگی در جهان ۸۰۰میلی‌متر است. همچنین باید افزود که میزان تبخیر در ایران ۳ تا ۴ برابر میانگین تبخیر در جهان است. توزیع مکانی و زمانی میزان بارش در ایران نیز متنوع است؛ ۷۰درصد بارندگی کشور در ۳۰درصد مساحت کشور است و همچنین ۲۵درصد از نزولات در فصل نیاز گیاهان است و ۷۵درصد در زمانی رخ می‌دهد که گیاهان به آب نیاز ندارند. آثار پراکنش مکانی و زمانی نزولات آسمانی: دو ویژگی مکانی و زمانی نزولات آسمانی که عنوان شد، وضعیت‌های خاصی را برای بخش کشاورزی ایران پدید آورده است که عبارتند از: بازدهی محدود زمین‌های دیم: در ایران ۳۷میلیون هکتار زمین قابل کشت، ۱۷میلیون قابل آبیاری و بقیه قابل کشت به صورت دیم است. از میزان بیان شده، حدود ۵/۱۸میلیون هکتار در چرخه تولید قرار دارد. سهم زمین‌های دیم از تولید کشاورزی در ایران فقط ۱۰درصد بوده درحالی که در دنیا حدود ۹۰ درصد است. برای جبران کمبود زمین‌های دیم یا افزایش بازدهی آن اقدام‌های گسترده‌ای برای انتقال آب و افزایش سطح زمین‌های آبی انجام شده است. اجرای طرح‌های انتقال آب: با توجه به میزان محدود و همچنین توزیع نامناسب زمانی و مکانی نزولات آسمانی، طرح‌های انتقال آب دارای اهمیت ویژه‌ای است. گام نخست در این راه، ساخت سد است. سدها با هدف حمایت از کشاورزی، تولید انرژی و تامین آب آشامیدنی شهرها ساخته شده‌اند. ساخت سد فرصت مدیریت بارش در فصل‌های مختلف را فراهم می‌سازد. ایران با داشتن۳۱۶سد بزرگ و کوچک، با ظرفیت نگهداری ۴۳میلیارد مترمکعب دارای رتبه سوم در سدسازی جهان است. ۱۳۲سد دیگر نیز در حال ساخت است. ساخت سد و همچنین طرح‌های انتقال آب، دارای آثار و هزینه‌های زیست‌محیطی فراوان برای کشور بوده است. مدیریت نادرست منابع آبی: این موارد دوگانه، مدیریت مناسب منابع آبی کشور را طلب می‌کند. اما به سبب دشواری‌هایی که وجود دارد، ضریب بحران «تشدید» شده و چشم‌انداز آینده نیز نگران‌کننده است. برای مثال، باید گفت ایران کشوری نیمه‌خشک است و آب باید دارای قیمت‌گذاری بالا باشد. اما قیمت‌گذاری آب در کشور پایین بوده و این امر به«بهره‌وری» پایین آب در کشور منجر شده که افزایش فشار بر منابع آبی را در پی داشته است. فشار بر منابع آب‌های زیرزمینی: کمبود آب‌های سطحی موجب شده است که ۵۵درصد از کل نیاز آبی کشور از آب‌های زیرزمینی تامین شود. این امر، ایران را در زمره کشورهایی قرار داده که بیشترین بهره از منابع آب زیرزمینی را دارند. کاهش سطح آب‌های زیرزمینی موجب نشست سطح زمین در بسیاری از دشت‌های کشور شده است که پیامدهای ناگوار زیست‌محیطی و اجتماعی را در آینده به‌دنبال خواهد داشت. حداکثر استاندارد برداشت از منابع تجدیدپذیر آب۴۰درصد است، اما این میزان در ایران حدود ۷۰درصد است. از این‌رو یکی از علائم هشدار در آینده میزان برداشت از منابع تجدیدپذیر آب خواهد بود. اختلال در مولفه‌های توسعه پایدار: اجرای طرح‌ها و خدمات زیربنایی پرشتاب در مناطق مختلف، چالش‌های ناخواسته زیست‌محیطی را موجب شده است. این امر باعث ایجاد «شکاف» بین مولفه‌های زیست‌محیطی و فعالیت‌های توسعه‌ای شده است. این روند ماتع توسعه پایدار و موجب «افزایش هزینه‌های بلندمدت» شده که به دلیل توجه به «منافع کوتاه‌مدت» است. روش‌های ناکارآمد تولید در بخش کشاورزی، بیش از اندازه به آبیاری وابسته شده است و این امر بهره‌وری در «تولید محصولات» و «آب» را کاهش داده و از سوی دیگر نیز به منابع آبی کشور فشار فراوانی وارد می‌سازد. کشاورزی بخش بزرگی از منابع محدود آبی کشور را مصرف می‌کند. برای مدیریت بحران آب در آینده، باید به افزایش بهره‌وری و بهبود مدیریت منابع آبی توجه کرد. ایران پس از پیروزی انقلاب، خواهان خودکفایی بوده است. فشارهای بین‌المللی نیز بر اتخاذ این راهبرد موثر بوده است. ضعف همه‌جانبه‌نگری در اتخاذ این راهبرد، ابعاد مختلف «توسعه پایدار» را سست کرده که یکی از آنها تشدید روند بحران آب و هزینه‌های زیست‌محیطی است. از این‌رو باید برای آینده در طراحی و اجرای پروژه‌های اقتصادی به مولفه‌های زیست‌محیطی و آب بیش از پیش دقت و تامل داشت.

بحران آب و چالش زیست‌محیطی ایران
کد خبر: ۱۲۲۵۶
۱۵ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۶:۲۴
ارسال نظر
captcha