صفیه رضایی/روزنامهنگار
زندگی در میان انواع و اقسام امکانات ما را به اینباور رسانده است که بدون برق یا وسایل سرمایشی و گرمایشی که مستقیم از سوختهای فسیلی تامین شود نمیتوانیم زندگی کنیم. درحالی که کافی است چند روزی را در مناطق دورافتاده یا محروم روزگار گذرانیم تا بفهمیم همواره قرار نیست همهچیز داشته باشیم. این مطلب به معنی تایید فقر و محرومیت نیست بلکه میتوان این نکته را از آن برداشت کرد که فقط نباید همواره همه نوع انرژی در اطراف خود احساس کنیم. میتوان مردمانی را تصور کرد که آب استحمام خود را در تابستان در تانکرهای بزرگ از طریق نور خورشید گرم میکنند و اتفاقا کمترین میزان مصرف آب را دارند. از دور که به آنها نگاه میکنیم یاد بدبختی میافتیم اما باید گفت آنها به این درجه از زندگی عادت کردهاند و روزگار میگذرانند و احساس فقر و بدبختی نمیکنند. این اصل نسبیت در محرومیت و فقر باعث میشود ما گاهی خود را با کشورهای پیشرفته نیز مقایسه کنیم. اما باید به خاطر داشته باشیم که در هر جا میتوان برای کاهش مصرف انرژی ایدههایی را به کار گرفت؛ چه ایدههایی که در مناطق دورافتاده کاربرد دارد و چه ایدههایی که در کشورهای پیشرفته برای کاهش مصرف انرژی یا بهرهگیری بهینه از وسایل گرمایشی و سرمایشی استفاده میشود؛ شهروندان امریکایی که در فصل سرما لباس گرم در خانه میپوشند تا سوخت کمتری مصرف کنند یا مردمان مناطق محروم که از حداقل مصرف آب برخودار هستند. اینگونه است که میتوان گفت مصرف کم انرژی یا توصیههای کاهش مصرف به معنی محروم شدن از وسعت استفاده نیست بلکه برای عادت کردن به حداقلهایی است که میتواند باعث زندگی موثر و پایدار شود. حال هر گونه فناوری و ایدهپردازی که بتواند این رویکرد را تقویت کند در جای خود بسیار نیک است.