تحمل بیماری سرطان برای فرد مبتلا بسیار سخت است. اما خانواده او نیز شرایط روحی بسیار سختی را می گذرانند. همسران این بیماران درست مثل بچه های مدرسه ای تحت تاثیر قرار می گیرند.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری گسترش به نقل از lifestyle، سرطان نه تنها بر بدن بیمار بلکه بر خانواده بیمار می تازد. در ابتدا فقط می گوییم چه بد! اما این واکنش به هیچ عنوان کافی نیست!
اثرات روانی-اجتماعی سرطان شبیه یک بیماری واگیردار است که از بیمار به همسر او و از همسر به فرزندان منتقل می شود. تجربه نشان می دهد که خانواده به اندازه بیمار، خود را درگیر این ماجرا می بینند. مگر اینکه خود را با شرایط زندگی وفق دهند.تغییر، امری عادی است و در زندگی خانوادگی قابل پیش بینی است. نه تنها به کارهای روزمره شان و تغییراتی که در جریان زندگی شان پیش می آیند می پردازند، بلکه به احساسات اعضای خانواده هم توجه می کنند.به عنوان مثال کسانی که در رودر رویی با سرطان هستند، به صورت خانوادگی دور هم جمع می شوند تا درباره ویژگی جدید خانواده شان با هم فکر کنند. این ویژگی جدید، این خانواده را از دیگر خانواده ها متمایز می کند.
همچنین این تغییر به این معناست که آنها باید روش های جدیدی را در خانواده یاد گرفته و به کارگیرند. اگر آن خانواده کودک کم سن و سالی داشته باشد، پیچیدگی مضاعفی به خاطر تربیت او پیش می آید که منحصر به سرطان نیست. زندگی برای چنین خانواده ای کاملا پیچیده است و مواظبت حرفه ای از سلامت تنها شروع داستان زندگی آنها با سرطان است.
تاثیر سرطان به عنوان تهدیدی در زندگی
خانواده از آن جهت اهمیت دارد که زمینه سازگاری را فراهم می کنند و به دنبال آن، زمینه غلبه فرد بر بیماریش نیز ایجاد می شود. نتیجه این زمینه سازی، رفتار خود مراقبتی و سازگاری روانی- اجتماعی به معنای کنار آمدن با بیماری است. به علاوه خانواده از نظر خود اعضای خانواده و نه تنها تشخیص بیماری، نیز مورد اهمیت است که آن را به طور مستقیم تجربه می کند.
ما درباره همسر کسی که با سرطان دست و پنجه نرم می کند چه می دانیم؟ داده هایی در دست است که بین تاثیرات اولیه و تاثیرات بعدی این بیماری تفکیک قایل می شود. مشاهدات تجربی ای که از شوهران بیماران سرطانی شده، نشان می دهد که در زمان تشخیص بیماری، دوره عود آن و در آخرین مراحل درمان، اندوهشان بیشتر می شود.
همچنین مشاهدات نخستینی وجود دارد که تقاضای شوهران برای دوره درمان باثبات را نشان می دهد. مطالعات منظم، سطوح متقاطع بررسی ها و مطالعات طولی را در بر می گیرد. به عنوان مثال به واکنش شوهر به سرطان سینه همسر خواهیم پرداخت:
واکنش شوهر به سرطان سینه همسر!
گروه ویلیچ در UCLA یکی از اولین ها در عرصه تحقیق در باب واکنش همسران به سرطان بود. الگوی آنها شامل 31 مرد است. مردان از 37 تا 74 سال و بیشترشان سفید پوست و حداقل مدرک تحصیلی شان دانشجو بوده است. سن متوسط ازدواج 23 سال بوده و مشکلات روان تنی و روانی- اجتماعی پس از برداشتن سینه، افزایش می یابد. به خصوص 40 درصد نمونه ها اختلال خواب و کابوس را نشان می دهد و اختلال در خوراک نیز 33.4درصد بوده است. ( بی اشتهایی یا پر اشتهایی).
42.8 درصد، نشان می دهد که این حالت آنها موقتی و متاثر از جراحی همسر است. همچنین مردان در تحقیق ویلیچ نشان دادند که روابط جنسی برایشان به شدت اضطراب زا شده است. مردانی بودند که ادعا کردند روابطشان قبل از عمل رضایت بخش تر بوده از کاهش رضایتشان بعد از جراحی ناراحتند و احساس کمبود می کنند.
مطالعاتی بر شوهرانی که شیمی درمانی همسرانشان را تحمل می کنند انجام شده است. بر اساس این مطالعه، زنان بیمار، مهربانی هایشان را از آغاز بیماریشان افزایش می دهند در صورتی که بیماران مرد تغییری در رفتارشان به وجود نمی آید.
در یکی از مطالعات انجام شده، آبرست و جیمز مشکلات زناشویی پس از 10، 30 و 60 روز پس از مرخصی از بیمارستان را، بر اساس گزارش های آنها جمع بندی کردند.
نتیجه کاملا مشخص بود. نگرانی های روانی، احساس درمعرض خطر بودن، تاثیر بیماری بر روش زندگی، همه و همه پس از 60 روز رفع و همه چیز به حالت عادی بر می گردد.
این نتیجه که تاثیر بیماری بر روابط همسری را نشان می دهد همچنین می گوید در بعضی از موارد این مشکلات با گذشت زمان حل نمی شود. در آخرین مطالعات جغرافیایی بر سازگاری همسران با سرطان، «نورسوز» و «واین» بر50 نمونه از سرطانی ها یافتند که زنان و شوهرانشان دو دوره زمانی را می گذرانند: سه روز بعد از جراحی زن و یک ماه پس از آن.
پیش بینی وضعیت روحی آن دو، پریشانی روانی آنها پس از سه روز از گذشت جراحی تفاوت معناداری با گزارش های رسیده پس از 26 تا 30 روز از جراحی، دارد.
بر اساس تحقیقات انجام شده میزان سازگاری زنان بسیار وابسته به میزان سازگاری شوهرشان است و در این میان سهم بیمار و شوهرش بیش از سه سال پریشانی است.
اگرچه بیشتر پژوهشگران توجه خود را بر بیماران متمرکز کرده اند اما از آنجایی که سرطان لحظات پر اضطرابی را برای خانواده های این بیماران ایجاد می کند، باید به آنها نیز توجه شود. گزارش ها حاکی از عصبانیت ،ترس و نا امیدی به آینده و بهبود همسر می باشند. سیر نا شناخته درمان، درد های همسر، جدا شدن از او و احتمال مرگ است که این خود نشانه اهمیت حمایت از شوهران و همسران بیماران سرطانی است.پس اگر همسر شما دچار سرطان شده است هیچ ایرادی ندارد که از خدمات مشاوره استفاده کنید. این طور، زندگی برای خودتان بهتر می شود.