|
کدخبر: 187195

نزاع خونین پس از مستی و سرخوشی!

شب به نیمه نزدیک می‌شد و خیابان‌ها رنگ «سکوت» گرفته بودند که چند جوان از دیوارهای بلند یک زمین محصور در خیابان حر ۷۶ مشهد بالا رفتند.

آنها بطری حاوی مشروبات الکلی (عرق سگی) و مقداری تنقلات نیز به همراه داشتند و در تاریکی شب قسمتی از زمین خاکی را انتخاب کردند و بدین ترتیب دور هم نشینی شوم شبانه آغاز شد. طولی نکشید که صدای قهقهه‌های مستانه در فضای زمین محصور پیچید و از هر دری سخن به میان آمد. آرام آرام رفیق بازی‌های گناه آلود، رنگ مستی به خود گرفت و آنها را از عیش و نوش زودگذر سیراب کرد. عقربه‌های ساعت ۳ بامداد را نشان می‌داد که دو گروه «رفیق بازان» دوباره چشم به حصارهای بلند دوختند و از فراز آن خود را به درون کوچه ۷۶ انداختند تا راهی منزل شان شوند اما در این میان ناگهان ورق برگشت و حادثه هولناکی سرنوشت «رفیق بازان» را تغییر داد. «حامد» که زودتر از دیگران از بالای دیوار به درون کوچه پریده بود، در یک لحظه با جوان دیگری به نام «نعمت» چشم در چشم شد و نگاه خشم آلودش را به او دوخت. او و نعمت کینه دیرینه داشتند و به خاطر غرور جوانی و کل کل‌های بیهوده به یکدیگر «زهرچشم» نشان می‌دادند. این نگاه‌های ترسناک ناگهان رنگ قدرت نمایی گرفت و تیغه‌های چاقو در تاریکی شب رقص هولناکی را آغاز کردند. «حامد» نعره زنان به سوی نعمت و دوستان او حمله ور شد و نزاعی خونین درگرفت. در این میان «کریم» که هنوز غرور و مستی را در وجودش احساس می‌کرد، چاقوی دیگری را بیرون کشید و به هواخواهی از حامد وارد معرکه شد. او که قصد داشت «رفیق بازی شوم» را به نمایش بگذارد به گرداب جنایت قدم گذاشت و در یک لحظه تیغه سرد چاقو را بر شاهرگ گردن نعمت فرود آورد و این گونه شاهرگ زندگی جوان ۲۸ ساله را برید. وقتی خون از گردن او فواره زد، هر کدام به سویی گریختند و در تاریکی شب گم شدند. یکی از دوستان نعمت، بی‌درنگ پیراهن خودش را بیرون آورد و تلاش کرد با آن جلوی خون ریزی را بگیرد اما ضربه «کریم» کاری بود و خون بند نمی‌آمد. در همین حال با کمک دوست دیگرش، پیکر نیمه جان نعمت را روی ترک موتورسیکلت گذاشتند و درحالی به طرف بیمارستان حرکت کردند که ضربات چاقوی «حامد» نیز پشت آرنج نعمت را به شدت خراشیده بود. دوستان نعمت هنگامی که در مرکز درمانی متوجه شدند او جان خود را از دست داده است، بلافاصله سوار موتورسیکلت شدند و از محل گریختند. دقایقی بعد با گزارش ماجرای این جنایت وحشتناک به نیروهای انتظامی، بررسی‌های پلیسی آغاز و مراتب به قاضی ویژه قتل عمد اعلام شد. قاضی دکتر حسن زرقانی نیز که براساس تجربیات قضایی، نمی‌توانست لحظه‌ای درنگ کند، بلافاصله سوار بر خودروی ویژه دادسرا، به سمت بیمارستان رفت و با انجام تحقیقات میدانی، در سپیده دم بیست و هشتم اردیبهشت، دستورات محرمانه‌ای را برای شناسایی و دستگیری عوامل این نزاع مرگبار صادر کرد. طولی نکشید که گروه ورزیده‌ای از کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی به سرپرستی سرهنگ «وحید حمیدفر» وارد عمل شدند و در مدت کوتاهی بسیاری از عاملان نزاع را به دام انداختند. درحالی که حلقه‌های محاصره پلیس با راهنمایی‌های قاضی دکتر زرقانی برای ورود به مخفیگاه «کریم» تنگ تر می‌شد، او خود دچار عذاب وجدانی شدید شد و ساعتی بعد خودش را تسلیم قانون کرد و به تشریح ماجرای رفیق بازی در گرداب آدمکشی پرداخت.

این گونه بود که پس از اعترافات صریح متهم و با صدور دستوری از سوی قاضی ویژه پرونده جنایی، متهم ۲۲ ساله مقابل دوربین قوه قضاییه قرار گرفت تا زوایای پنهان این جنایت هولناک را در بازسازی صحنه قتل فاش کند.

هنگام بازسازی صحنه این جنایت در خیابان حر ۷۶ که سرهنگ ولی نجفی (رئیس دایره قتل عمد پلیس آگاهی خراسان رضوی) نیز حضور داشت، این متهم تبعه افغانستان با تفهیم اتهام ارتکاب قتل عمدی از سوی قاضی زرقانی، به ابراز ندامت پرداخت و گفت: کاش چاقویی به همراه نداشتم، کاش مشروب نمی‌خوردم! من قصد آدمکشی نداشتم، رفیق بازی مرا به روز سیاه نشاند! آن شب غرور و مستی سراسر وجودم را فراگرفته بود که به هواخواهی از «حامد» وارد معرکه نزاع شدم وگرنه من با نعمت مشکلی نداشتم! آنها از قبل با یکدیگر اختلاف داشتند و از هم کینه به دل گرفته بودند اما من قربانی این رفیق بازی شوم شدم و ضربه چاقو را از روبه رو به گردن او زدم! وقتی در تاریکی شب فواره خون را دیدم که از پیکر نعمت می‌ریخت، خیلی ترسیدم و پا به فرار گذاشتم.

پس از اعترافات صریح کریم، دیگر عاملان این نزاع مرگبار نیز دربرابر دوربین قوه قضاییه قرار گرفتند و آن چه را اتفاق افتاده بود با جزییات بیان کردند و در همین حال به بازسازی صحنه جنایت پرداختند.

با پایان یافتن اظهارات و اعترافات متهمان، قاضی ویژه قتل عمد دستور انتقال آنان به زندان را صادر کرد تا این پرونده جنایی نیز دیگر مراحل قانونی را طی کند.

 

منبع: حادثه

ارسال نظر

 
در حال بارگزاری ...