بازار لوازم خانگی در امینحضور شلوغ است، اما رونق خرید در آن دیده نمیشود. فروشندگان از افزایش حداقل ۲۰ درصدی قیمتها از ابتدای شهریور، کاهش فروش تا یکپنجم و عقبنشینی خریداران از خریدهای بزرگ خبر میدهند؛ همزمان، خبر رفع محدودیت واردات لوازم خانگی کرهای برای تعاونیهای مرزنشین، بار دیگر نام سامسونگ و الجی را به بازار ایران برگردانده است.
با این حال، بررسی فضای بازار نشان میدهد این تصمیم به معنای بازگشت رسمی واردات تجاری لوازم خانگی کرهای نیست و فعلاً نشانهای از تغییر محسوس در عرضه، قیمتها یا ویترین فروشگاهها دیده نمیشود.
امینحضور شلوغ است؛ اما خریدی در کار نیست
صبح سهشنبه ۷ مهر، برای بررسی وضعیت بازار از مترو بهارستان راهی امینحضور شدم. از همان چند قدم نخست، شلوغی خیابانهای اطراف و رفتوآمد مردم و موتورسیکلتها به چشم میآمد. مغازهها پشت سر هم قرار گرفتهاند و ویترینها مملو از یخچال، لباسشویی، تلویزیون و اجاق گاز است.
اما ورود به فروشگاهها تصویر متفاوتی از این شلوغی نشان میدهد. کالا وجود دارد، فروشنده حاضر است و مشتری نیز وارد مغازه میشود؛ مسئله اصلی، تبدیل مراجعه به خرید قطعی است. فروشندگان میگویند بیشتر مشتریان قیمت میپرسند و تعداد کمتری به مرحله ثبت فاکتور میرسند.
یکی از فروشندگان میگوید فروش روزانه مغازهاش که پیشتر حدود ۲۰ مورد بود، اکنون به یکپنجم کاهش یافته و به حدود چهار فروش در روز رسیده است. این عدد آمار کل بازار نیست و روایت یک واحد صنفی به شمار میرود، اما در کنار گفتههای دیگر فعالان بازار، تصویری از افت معاملات ارائه میکند.
افزایش حداقل ۲۰ درصدی قیمتها از ابتدای شهریور
وقتی صحبت از قیمتها به میان میآید، نام دلار در امینحضور خیلی زود مطرح میشود. فروشندگان میگویند شرایط بهگونهای شده که دیگر نمیتوانند برای چند روز روی یک قیمت مشخص حساب کنند.
به گفته یکی از فروشندگان، قیمت برخی کالاها از ابتدای شهریور تاکنون حداقل ۲۰ درصد افزایش داشته است. با این حال، از نگاه او مسئله مهمتر از میزان افزایش، سرعت تغییر قیمتهاست؛ بهطوری که قیمتها «لحظهای» شدهاند.
در چنین شرایطی ممکن است مشتری صبح قیمت کالایی را بپرسد و عصر برای خرید برگردد، اما فروشنده دوباره نیاز به استعلام قیمت داشته باشد. فروشنده هنگام معامله فقط قیمت کالای موجود را در نظر نمیگیرد، بلکه باید محاسبه کند همان کالا را فردا یا چند روز بعد با چه مبلغی میتواند جایگزین کند.
به این ترتیب، هزینه جایگزینی کالا به یکی از عوامل اصلی قیمتگذاری تبدیل شده است. در گذشته، فروشنده کالا را با قیمت مشخصی خریداری میکرد، حاشیه سود را روی آن قرار میداد و معامله انجام میشد؛ اما اکنون قیمت خرید بعدی نیز وارد محاسبات شده است.
اگر کالایی امروز فروخته شود و قیمت تأمین آن در روزهای آینده بالا برود، ممکن است فروشنده نتواند با پول حاصل از فروش، همان کالا را دوباره خریداری کند. به همین دلیل، قیمت اعلامی با احتیاط بیشتری تعیین میشود.
دلار فقط روی کالای وارداتی اثر نمیگذارد
فروشندگان تأکید میکنند تأثیر نوسان ارز فقط به کالاهای وارداتی محدود نیست. مواد اولیه، قطعات، هزینه تأمین و قیمت خرید مجدد نیز از عواملی هستند که میتوانند تحت تأثیر نوسانات ارزی قرار بگیرند.
یکی از فروشندگان میگوید: «الان نمیشود مثل قبل قیمت داد و گفت تا چند روز همین است.» این جمله، فضای فعلی بازار را بهخوبی توضیح میدهد؛ فروشنده باید ابتدا موجودی، هزینه تأمین مجدد و شرایط بازار را بررسی کند و سپس قیمت نهایی را به مشتری اعلام کند.
در سوی دیگر، مشتری نیز نگران است که با به تعویق انداختن خرید، چند روز بعد با قیمت بالاتری مواجه شود. با این حال، این نگرانی لزوماً به افزایش تقاضا منجر نشده است و بسیاری از مشتریان همچنان در مرحله مقایسه قیمتها باقی میمانند.
«مدتهاست زوج نداریم»
یکی از جملههایی که در گفتوگو با فروشندگان بیشتر از بقیه جلب توجه میکند، این است: «مدتهاست زوج نداریم.» منظور فروشندگان، زوجهای جوانی است که برای خرید جهیزیه یا تکمیل وسایل خانه به امینحضور مراجعه میکردند و معمولاً چند قلم کالا را بهصورت همزمان میخریدند.
حضور این گروه برای بازار اهمیت داشت، زیرا یک مراجعه میتوانست به خرید یخچال، لباسشویی، تلویزیون و اجاق گاز منجر شود. اکنون اما چنین مشتریانی کمتر دیده میشوند و اگر زوجی هم وارد بازار شود، الزاماً برای خرید چندقلمی مراجعه نکرده است.
ممکن است مشتری چند کالا را قیمت بگیرد، اما در نهایت تنها یکی از اقلام ضروری را انتخاب کند. به گفته یکی از فروشندگان، «مدتهاست زوج برای خرید نداریم.»
پشت این جمله، تغییر الگوی خرید خانوار دیده میشود. وقتی تهیه چند وسیله به هزینهای سنگین تبدیل میشود، خانوار ناچار است کالاها را اولویتبندی کند و خرید را بهصورت مرحلهای انجام دهد. در نتیجه، مراجعهای که پیشتر میتوانست چند فاکتور برای فروشنده ایجاد کند، اکنون ممکن است به یک خرید محدود یا حتی فقط قیمتگیری ختم شود.
فروش اقساطی هم از بازار عقب نشست
در شرایط کاهش قدرت خرید، انتظار میرود فروش اقساطی بخشی از تقاضا را حفظ کند؛ اما فروشندگان امینحضور میگویند این شیوه نیز در بخش بزرگی از بازار کاهش یافته است.
یکی از فعالان بازار میگوید مدتهاست فروش قسطی ندارد. از نگاه او، فروشنده نمیخواهد کالا را امروز تحویل دهد و بخشی از پول را ماههای بعد دریافت کند؛ زیرا ممکن است قیمت همان کالا برای خرید مجدد در این فاصله افزایش پیدا کند.
بنابراین مسئله فقط کاهش قدرت خرید مشتری نیست. فروشنده نیز در شرایط نوسانی نمیتواند بهسادگی ارزش پولی را که قرار است در آینده دریافت کند، با هزینه جایگزینی کالای امروز مقایسه کند.
نتیجه برای مشتری این است که کالایی که توان خرید نقدی آن را ندارد، الزاماً با پرداخت اقساطی هم در دسترس نیست. همین فاصله، بخشی از تقاضا را از بازار خارج کرده است.
قیمت یک یخچال؛ بیشتر از درآمد یک سال کارگر
یکی دیگر از فروشندگان برای توضیح وضعیت قدرت خرید، مثال یک کارگر را مطرح میکند. به گفته او، خرید یک یخچال برای یک کارگر میتواند به اندازه بیش از یک سال درآمد او هزینه داشته باشد.
این مثال، فاصله میان درآمد و قیمت کالاهای بادوام را نشان میدهد؛ بهویژه برای خانوارهایی که بخش قابل توجهی از درآمدشان صرف هزینههای جاری زندگی میشود. وقتی قیمت یک کالای بادوام به چند برابر درآمد ماهانه میرسد، خرید آن دیگر هزینهای معمولی نیست و به تصمیمی وابسته به پسانداز تبدیل میشود.
اگر قیمت کالا در دوره پسانداز افزایش پیدا کند، شرایط پیچیدهتر خواهد شد. مشتری ممکن است چند ماه برای خرید پول کنار بگذارد، اما هنگام بازگشت به بازار با قیمت جدیدی روبهرو شود.
از ۲۰ فروش در روز تا حدود چهار فروش
روایت یکی از فروشندگان درباره تعداد فروش روزانه، یکی از ملموسترین نشانههای وضعیت معاملات در امینحضور است. او میگوید فروش روزانه مغازهاش پیشتر حدود ۲۰ مورد بود، اما حالا به یکپنجم رسیده و به نزدیک چهار فروش در روز کاهش یافته است.
این رقم طبیعتاً آمار کل بازار نیست و تنها عملکرد یک واحد صنفی را نشان میدهد؛ با این حال، در کنار کاهش خریدهای چندقلمی و افزایش قیمتگیری، از کوچکتر شدن حجم معاملات حکایت دارد.
به نظر میرسد بخشی از تقاضا بهطور کامل حذف نشده، بلکه کوچکتر و پراکندهتر شده است. خانوادهای که پیشتر چند وسیله را همزمان میخرید، اکنون ممکن است تنها ضروریترین کالا را انتخاب کند و خرید سایر اقلام را به آینده موکول کند.
مشتری ابتدا بودجهاش را مشخص میکند
در گفتوگو با مشتریان و فروشندگان، تغییر دیگری نیز به چشم میآید: انتخاب کالا دیگر از برند و مدل شروع نمیشود، بلکه از بودجه آغاز میشود.
مشتری ممکن است با هدف خرید یک مدل مشخص وارد فروشگاه شود، اما پس از شنیدن قیمت به سراغ گزینه ارزانتر برود. در واقع، این بودجه است که تعیین میکند مشتری از کدام بخش ویترین انتخاب کند.
فروشندگان میگویند مشتریان بیش از گذشته درباره مدلهای اقتصادی سؤال میکنند. کیفیت و امکانات همچنان مهم است، اما وقتی اختلاف قیمت مدلها به چندین میلیون تومان میرسد، توان خرید به یکی از عوامل اصلی تصمیمگیری تبدیل میشود.
نتیجه این وضعیت، تغییر ترکیب تقاضا و افزایش فاصله میان ورود مشتری به فروشگاه و ثبت فاکتور است.
سامسونگ و الجی هنوز به بازار برنگشتهاند
خبر رفع محدودیت واردات لوازم خانگی کرهای برای تعاونیهای مرزنشین، بار دیگر نام برندهایی مانند سامسونگ و الجی را به بازار لوازم خانگی ایران برگردانده است. این خبر این پرسش را ایجاد کرده که آیا باید منتظر بازگشت این برندها به ویترین فروشگاهها و تغییر در شرایط عرضه و قیمت بود یا نه.
با این حال، در امینحضور فروشندگان میگویند فعلاً نشانهای از تغییر محسوس در بازار دیده نمیشود. توضیحات منتشرشده نیز نشان میدهد تصمیم مورد اشاره به معنای بازگشت رسمی واردات تجاری این کالاها نیست؛ بنابراین در شرایط فعلی نمیتوان از تغییر قطعی در عرضه یا قیمت لوازم خانگی سخن گفت.
در ویترینهای بازار، نام سامسونگ و الجی همچنان برای بسیاری از خریداران آشناست، اما واقعیت موجود با تصور بازگشت این برندها فاصله دارد. فعلاً بازار با افزایش قیمت، کاهش خریدهای بزرگ، عقبنشینی فروش اقساطی و مشتریانی مواجه است که پیش از انتخاب برند، توان مالی خود را میسنجند.
منبع: خبرآنلاین





دیدگاهها
ارسال نظر