کوروش احمدی، دیپلمات پیشین، در یادداشتی با بررسی طرح اخیر ایران برای آغاز مذاکره با آمریکا نوشت که پس از رد این پیشنهاد از سوی دونالد ترامپ، پنجره دیپلماتیک میان تهران و واشینگتن فعلاً بسته شده است؛ هرچند عباس عراقچی گفته ایران همچنان منتظر پاسخ از کانال میانجیگران است.
احمدی تأکید کرد محتوای رسمی طرح ایران اعلام نشده، اما از اظهارات برخی مقامها چنین برمیآید که این پیشنهاد تفاوت اساسی با مفاد یادداشت تفاهم اسلامآباد نداشته است. تفاوت اصلی، به گفته او، در ترتیب اجرای تعهدات و کوتاهترشدن زمانبندی طرح بوده است.
آغاز پنجره دیپلماتیک میان ایران و آمریکا
به نوشته کوروش احمدی، سابقه پنجره دیپلماتیکی که اخیراً برای نزدیک به یک هفته میان ایران و آمریکا گشوده شد، به اظهارات سردار دکتر محسن رضایی در ۲۸ شهریور بازمیگردد. رضایی در یک مصاحبه و همچنین در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرده بود: «هفت شرط ایران برای آغاز هر مذاکرهای به دولت آمریکا اعلام شده است».
او گفته بود ایران پس از خروج آمریکا از تفاهمنامه، به ضرورت تغییر راهبرد خود در قبال واشینگتن متقاعد شده است. احمدی با اشاره به اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر اینکه «آنها پیشنهادی دادند، اما من آن را رد کردم»، نوشته است که به نظر میرسد این پنجره فعلاً بسته شده باشد.
با این حال، عباس عراقچی اعلام کرده ایران همچنان منتظر پاسخ آمریکا از طریق کانال میانجیگران است؛ بنابراین پایان کامل مسیر ارتباطی میان دو طرف بهصورت رسمی اعلام نشده است.
شروط ایران برای بازگشایی تنگه هرمز
احمدی معتقد است تغییر راهبردی مطرحشده از سوی محسن رضایی، خود را در دو حوزه نشان داده است. نخست اینکه ایران مذاکره درباره اصل طرح را غیرضروری دانسته و تنها در صورت اجرای شروط خود، آمادگی مذاکره درباره برنامه هستهای را اعلام کرده است.
از جمله شروطی که مقامهای ایران مطرح کردهاند، میتوان به پایان جنگ در همه جبههها، از جمله لبنان، خاتمه محاصره دریایی، لغو تحریم نفتی و آزادسازی سپردههای ایران اشاره کرد.
بر اساس این طرح، قرار بود در صورت اجرای شروط ایران از سوی آمریکا، تهران طی هفت روز تنگه هرمز را بازگشایی کند. البته همچنان این ابهام وجود داشت که منظور از بازگشایی تنگه، بازگشت آن به وضعیت پیش از جنگ است یا ترتیبی متفاوت مدنظر قرار دارد.
به نوشته این تحلیلگر، شروط یادشده موضوعات تازهای نبودند و پیشتر نیز در یادداشت تفاهم اسلامآباد مبنای مذاکرات قرار گرفته بودند. با این حال، محسن رضایی با اشاره به بدعهدیهای گذشته آمریکا گفته بود این بار ابتدا باید شروط ایران اجرا شود و پس از آن، ایران برای بازگشایی تنگه هرمز اقدام کند.
تفاوت طرح جدید با یادداشت تفاهم اسلامآباد
دومین تفاوت طرح جدید ایران با تفاهم اسلامآباد، به زمانبندی اجرای آن مربوط میشد. در حالی که یادداشت تفاهم اسلامآباد یک دوره ۶۰روزه را در نظر گرفته بود، طرح جدید این بازه را به یک دوره فشرده یک تا دو هفتهای کاهش میداد.
احمدی بر این باور است که چند عامل موجب شده ترامپ حاضر نباشد برای بازگشایی تنگه هرمز، بخش عمدهای از اهرمهای مذاکراتی خود را هزینه کند.
چرا ترامپ پیشنهاد ایران را نپذیرفت؟
به نوشته احمدی، نخستین عامل به تفاوت شرایط کنونی با اواخر خرداد بازمیگردد. اکنون به نظر میرسد ترامپ تصور میکند آمریکا میتواند تنگه هرمز را دستکم بهصورت نیمهباز نگه دارد.
در همین زمینه، آکسیوس و کپلر طی روزهای اخیر مدعی شدهاند که بهترتیب ۱۰ و ۱۳.۵ میلیون بشکه نفت در روز از مسیر موسوم به «مسیر تاریک» از تنگه خارج میشود. مقامهای آمریکایی نیز مدعی خارجکردن حجم بیشتری از نفت از این مسیر هستند.
بر اساس این تحلیل، ترامپ امیدوار است از این طریق مانع خروج بازار نفت از کنترل شود. او احتمالاً بر این باور است که قیمت نفت در محدوده ۱۰۰ دلار، با وجود جنگهای در جریان در منطقه و تحت فشار بودن دو تنگه مهم، رقمی غیرقابلقبول نیست و آمریکا میتواند برای مدتی با آن کنار بیاید.
دومین عامل، مخالفتهایی است که پس از امضای یادداشت تفاهم اسلامآباد شکل گرفت. این مخالفت تنها از سوی دموکراتها مطرح نشد، بلکه برخی جمهوریخواهان نزدیک به ترامپ، از جمله تام کاتن و تد کروز، نیز از آن انتقاد کردند.
سومین عامل از نگاه احمدی، این است که اظهارات ترامپ نشان میدهد او همچنان روی محاصره دریایی و فشار اقتصادی علیه ایران حساب میکند و تصور دارد چنین فشارهایی میتواند بر تهران اثر بگذارد.
چهارمین عامل نیز بررسی دو گزینه دیگر از سوی ترامپ است: گزینه نخست، انجام اقدامات نظامی محدود و مقطعی بهعنوان مکملی برای بازکردن تنگه هرمز و ادامه فشار اقتصادی بر ایران؛ و گزینه دوم، محدود یا ممنوعکردن صادرات فرآوردههای نفتی از آمریکا با هدف کاهش قیمت سوخت در این کشور.
انتخابات آمریکا و محاسبه سیاسی ترامپ
احمدی پنجمین عامل را در نزدیکی انتخابات آمریکا میداند. او نوشته است اگرچه قیمت بالای سوخت در آمریکا به موقعیت جمهوریخواهان آسیب زده، اما احتمالاً تصور ترامپ این است که در صورت پذیرش طرح ایران، بهای سوخت حتماً کاهش مییافت؛ در مقابل، دموکراتها و رسانهها ابزار قدرتمندی برای بازنده نشاندادن او پیدا میکردند.
به اعتقاد این تحلیلگر، ترامپ در صورت مصرفکردن اهرمهای عمده آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز ــ تنگهای که پیش از حمله آمریکا به ایران اساساً بهعنوان یک مسئله مطرح نبود ــ از سوی مخالفان خود با چیزی جز شکست کامل مواجه نمیشد.
تمرکز احتمالی آمریکا بر محاصره دریایی
کوروش احمدی با توجه به آنچه درباره طرح ایران رخ داده، نوشته است بعید نیست تمرکز ترامپ از این پس عمدتاً بر ادامه محاصره دریایی و تشدید فشار اقتصادی بر ایران قرار گیرد.
او افزوده است ترامپ یک بار تحت تأثیر القائات بنیامین نتانیاهو و موساد، جنگی تمامعیار را آزمود، اما در دستیابی به اهداف خود از این مسیر شکست خورد. به گفته احمدی، ورود دوباره به یک جنگ تمامعیار، چه پیش از انتخابات و چه پس از آن، احتمالاً نتیجه متفاوتی به همراه نخواهد داشت و به همین دلیل بعید است ترامپ بهطور جدی در اندیشه چنین جنگی باشد.
با این حال، او احتمال توسل دوباره ترامپ به اقدام نظامی را بهطور کامل منتفی نمیداند و تأکید میکند که این اقدام ممکن است عمدتاً بهشکل محدود و مقطعی انجام شود.
درس دیپلماتیک برای ایران
احمدی در پایان یادداشت خود، تجربه اخیر را برای مقامهای ایران نیز قابلتأمل دانسته است. به نوشته او، این تجربه باید بار دیگر به مقامهای ایرانی یادآوری کرده باشد که دیپلماسی عرصه بدهبستان است و نمیتوان با اصرار بر اعطای امتیازی تقریباً صفر به طرف مقابل، انتظار پیشرفت در مذاکرات داشت.
منبع: شرق





دیدگاهها
ارسال نظر