جامعه امروز ما دو گوش خود را از دست داده، و یکپارچه زبان شده است

ناصر بزرگمهر / مدیر مسئول

bozorgmehr539.jpg

نقد دوستان

برای دوستی نوشتم که(دوست کسی است که انسان را نقد کند واشتباهات آدمی را بگوید،آنها که بعدها می گویند،میخواستم به تو بگویم،دوست نادان هستند) البته چند نوبت دیگر نیز، نکاتی را که به نظرم در رفتار دوستم غلط بود متذکر شده بودم، اما پاسخ های کلفت او باعث شد که بر اساس عادت سکوت کنم.

من سالها این اخلاق(بد یا خوب)را داشتم که صریح الهجه‌ باشم و به کسانی که دوستشان دارم‌،نکات منفی (به نظر خودم) را بگویم،همین باعث شده که بعضی ها هم ترجیح داده اند که کار خودشان را بکنند و من را (دلیت) بکنند.

اما موضوع اختلاف نظر چگونه شکل میگیرد:

اختلاف نظر در بسیاری موارد از جایگاه نگاه شروع میشود،به زبان ساده،دو نفر روبروی هم نشسته اند،پشت سر یکی خورشید درحال غروب کردن است وپ شت سر دیگری نورافکن روشن است، یکی تاریکی می بیند و دیگری روشنایی،‌یا بطور تمثیلی عدد ۹ خارجی درمیان ۲ نفر نوشته شده است،یکی آن را ۶ میخواند و دیگری۹، یاعدد ۸ خودمان که میتواند برای فرد مقابل مفهوم عدد ۷ را بدهد.

به هرحال در بحث اختلاف دیدگاه در مسایل معمولی بین انسانها،باید به جایگاه فردی،زاویه دید،دانش، تجربه،سن، سواد،خانواده،گذشته،جغرافیای زندگی و از همه مهمتر(خرد) افراد توجه کرد.

بسیاری از افراد فکر میکنند چون دارای مدرک تحصیلی هستند باسواد تلقی میشوند، که چنین نیست، سواد و دانش، پوسته ظاهری است که با سن وسال وتجربه و کار مخلوط میشود و نیاز به گذشت و ایثار دارد و باید بامهر آبیاری شود، تا خرد متولد گردد.‌این خردبا ارتباطات تکامل می یابد ودر روابط عمومی انسان ها خودش را به نمایش می گذارد.

زاویه نگاه بحث بسیار مفصلی است و درطول تاریخ همواره اهل اندیشه در گیر آن بوده اند. مولوی بزرگ با داستان فیل در تاریکی و قصه(انگور و عنب و ازم و استافیل) بهترین نمونه را سروده است تا شاید ما بیدار شویم،که نشدیم و حافظ عزیز با غم و غصه فرمود:

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه

چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

گفتن یک موضوع و نفهمیدن آن درجامعه جهانی امروز، موضوع ساده و تکراری شده است،دلیل آن هم داشتن تریبون های گوناگون رسمی و مجازی است.

این موضوع نفهمیدن حرف یکدیگر،به دلیل اختلاف زبان نیست،حرکت جامعه غلط است،حرف شما را،پدر، همسر،فرزند، مادر،خواهر و برادر و دوستتان هم‌ گاهی نمی فهمند،دور و بر ما مثل یک کودکستان بزرگسال شده است،که همه باهم حرف می زنند و گریه می کنند و طلبکار هستند.

به نظر من جامعه امروز ما،دو گوش خود را از دست داده و یکپارچه زبان شده است.

چندین مقاله درمورد زوایای نگاه نوشتم که اگر کسی دوست داشت می تواند(سرچ)کند

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید