خیانتی بزرگ به میراث ایران ؛ بحرانی وسیع در پیش است
کاسپین در آستانه تبدیلشدن به دریاچه ارومیه دوم است.
دکتر نیما فرید مجتهدی، پژوهشگر حوزه اقلیم و تغییرات محیطی، در واکنش به طرح انتقال آب دریای خزر به تهران تصریح میکند که مسئله فقط یک پروژه فنی یا اختلاف کارشناسی درباره امکانسنجی انتقال آب نیست، بلکه نشانهای از تداوم یک الگوی ذهنی ریشهدار در سیاستگذاری ایران است؛ الگویی که منابع طبیعی ـ از نفت تا آب ـ را همچنان نه بهعنوان «سرمایههای زیستی» بلکه بهعنوان «انبار اضطراری مصرف» میبیند. او هشدار میدهد که کاسپین خود درگیر بحرانهای جدی آلودگی، کاهش تراز آب و آغاز روند بیابانزایی است و هرگونه برداشت یا دستکاری جدید بدون مدیریت تقاضا و بازچرخانی آب در مقصد، تکرار همان خطایی است که در خشک شدن ارومیه، زایندهرود و تالابها مرتکب شدیم: حل مسئله با شتابزدگی و شیلنگ، نه با تفکر و برنامهریزی.
ابراهیم نجفی، عضو کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی، اخیراً در گفتوگو با خانه ملت اعلام کرده است که بخش عمده آب شرب تهران در وضعیت فعلی از حدود ۵۰۰ حلقه چاه استخراج میشود؛ روشی که به اذعان او خطر تشدید فرونشست زمین را در پی دارد. در عین حال، اتکای همزمان به ذخایر سدها نیز بهدلیل وابستگی کامل به نوسانات بارش سالیانه، تأمین آب شهر جمعیتی نظیر تهران را با عدم قطعیت جدی مواجه میکند. نجفی با اشاره به جمعیت بیش از ۱۰ میلیون نفری پایتخت، نتیجه میگیرد که تکیه بر منابع زیرزمینی و بارندگیهای فصلی، هیچگونه «پایداری آبی» برای چنین کلانشهری ایجاد نخواهد کرد.
او در ادامه، تنها راهحل پایدار را «انتقال آب از دریای خزر» معرفی میکند و مدعی است که زیرساخت انتقال آب نیز تا حدود زیادی از پیش مهیا است. بهگفته نجفی، از نکا در استان مازندران تا شهرری، دو خط لوله نفتی موجود است که میتوان از مسیر مشابه برای احداث دو خط لوله انتقال آب استفاده کرد. بر اساس مطالعات بنیاد آب خزر، تاکنون حدود ۸۰ درصد مسیر پروژه تملک شده و به ادعای او نیازی به تخریب گسترده جدید وجود ندارد. سناریوی پیشنهادی این بنیاد شامل انتقال سالانه نزدیک به ۲۰۰ میلیون مترمکعب آب به تهران، تصفیه پساب حاصل و هدایت آن به دریاچه قم با هدف کاهش شوری و احیای آن است؛ بخشی از آب نیز برای مصرف داخلی تهران تخصیص خواهد یافت.
با این حال، مطابق ارزیابیهای علمی و تحلیلهای کارشناسی در حوزه هیدرولوژی، انرژی و محیطزیست، چنین ایدهای نهتنها قابل تعریف در چارچوب «راهکار پایدار» نیست، بلکه میتواند آغازگر یکی از پرهزینهترین و مخاطرهآمیزترین پروژههای انتقال بینحوضهای آب در منطقه باشد؛ پروژهای که پیامدهای زیستمحیطی آن میتواند به فراتر از مرزهای ایران تسری یابد و به یک بحران اکولوژیک در مقیاس فراملی منجر شود.

سیاست انتقالمحور و مصرفگرا، ایران را به بیابان بزرگ شمالی نزدیک میکند
دکتر نیما فرید مجتهدی، پژوهشگر و کارشناس حوزه تغییرات اقلیمی که سالها بر دیدهبان مسائل اقلیمی و تغییرات محیطی متمرکز بوده است، در واکنش به اظهارنظر اخیر نماینده آستانهاشرفیه درباره انتقال آب دریای خزر (کاسپین) بهمنظور تأمین نیازهای آبی تهران، نکات متعددی را مطرح میکند که شایسته توجه دقیقِ کارشناسی و بررسیهای بینبخشی است.
دکتر نیما فرید مجتهدی، پژوهشگر و کارشناس حوزه تغییرات اقلیمی در گفت و گو با رکنا پیش از هر چیز میگوید که این نوع اظهارنظرها نشاندهنده تداوم یک ذهنیت و الگوی فکری در سطح سیاستگذاری و تصمیمگیری در کشور است؛ ذهنیتی که همچنان همه منابع طبیعی — از نفت گرفته تا آبهای سطحی و زیرسطحی — را صرفاً بهمثابه منابعی برای تأمین مصرف کوتاهمدت و حل نیازهای آنی میبیند.
بهزعم او، این نگرش مصرفگرایانه صِرف و بدون درنظرگرفتن ظرفیتهای زیستمحیطی و پیامدهای بلندمدت، همان نگاهی است که پیشتر باعث خشک شدن دریاچه ارومیه، تحلیل رفتن زایندهرود و خشک شدن تالابها شده است.
آلودگی کاسپین نگران کننده شد
دکتر مجتهدی تأکید میکند: دریای کاسپین خود — فارغ از هرگونه پیشنهاد بهرهبرداری برای تأمین آب شهری — با مجموعهای از چالشهای زیستمحیطی و اقلیمی روبهرو است که نباید نادیده گرفته شود.
وی در خصوص اینکه دریای کاسپین هم اکنون با چه آلودگی هایی درگیر است گفت: از منظر آلودگی، گزارشهای متعددی وجود دارد — اگرچه برخی از این گزارشها بهطور کامل و شفاف منتشر نمیشوند — که نشاندهنده وضعیت آلودگی قابل توجه در بخشهایی از این پهنه آبی است. افزون بر آلودگی، دریای کاسپین در پنج تا شش سال اخیر روندهای اقلیمی و هیدرولوژیکی تازهای را تجربه کرده است که مطالعات و بررسیهای علمی، از جمله برخی پژوهشهای انجامشده در روسیه، آنها را مستند کردهاند.
یکی از نکات کلیدی که وی اشاره میکند این است که رفتار رودخانه ولگا و تغییرات تراز آب دریا لزوماً مانند گذشته همبستگی مستقیم و یکبهیک ندارند. یعنی ممکن است جریان رودخانه کاهش نیابد در حالی که تراز سطح دریای کاسپین در حال کاهش باشد. این الگو نشان میدهد که محرکهای جدیدی در مقیاس منطقهای یا فراتر از آن — از جمله افزایش دماهای جهانی و در نتیجه افزایش تبخیر — در حال اعمال فشار بر تراز آب دریا هستند.
بهبیان روشنتر، دکتر مجتهدی میگوید که در سواحل دریای کاسپین نشانههایی از عقبنشینیِ آب در راستای عمودی و افقی مشاهده میشود؛ او از ارقام و سناریوهایی یاد میکند که در برخی مدلهای اقلیمی جهانی وجود دارد و بر اساس آنها پیشبینیهایی تا حدود ۱۷ متر عقبنشینی تراز مطرح شده است.
اشاره به ارقامی مانند حدود دو تا دو و نیم متر عقبنشینی (و پیشبینیهای بدبینانهتر تا ۱۷ متر برای برخی سناریوها) نشان میدهد که روند کاهش تراز و تغییرات فضاییِ خط ساحلی صرفاً امری گذرا نیست، بلکه ممکن است روندی پایدار و ادامهدار باشد که پیامدهای بلندمدتی را بهدنبال داشته باشد.
از منظر او، این شرایط جدیدِ دریا — که با افزایش دما و تبخیر توأم است — احتمال وقوع پدیدههای بیابانزایی در حاشیهها و اکوسیستمهای مجاور را افزایش میدهد.
در ادامهٔ تحلیل، دکتر مجتهدی میپردازد به پرسش بنیادینی که باید در برابر هر طرح انتقالِ آب از یک پهنه آبی بزرگ مطرح شود: آیا منبع (دریا) و مقصد (شهرهای مصرفکننده) توان، سازگاری و ظرفیت لازم را دارند و آیا ملاحظات زیستمحیطی، اجتماعی و فنی بهطور کامل و علمی بررسی شدهاند؟
او متذکر میشود که با وجود اینکه نیمهٔ جنوبی دریای کاسپین در برخی نقاط عمق قابلتوجهی — تا حدود هزار متر — دارد و از منظر کمّی آب موجود است، اما صرفاً «وجود حجم آب» دلیل موجهی بر پذیرش سریع و بدون مطالعهٔ پروژههای عظیم انتقال آب نیست. مسئله این است که برداشت بیمحابا از منابع آبیِ یک پهنهٔ بستهٔ آبی مثل کاسپین تبعاتی فراتر از تأمین کوتاهمدت آب مصرفی خواهد داشت؛ تبعاتی که هم برای منبع و هم برای مقصد میتواند مخرب باشد.
یک نکتهٔ مدیریتی و عملی که دکتر مجتهدی بر آن تأکید فراوان دارد، مسألهٔ مدیریت تقاضا و بازیافت آب در همان نقطهٔ مصرف است.
او میپرسد که چرا بهجای هدایت منابع عظیم انسانی و مالی به سمت انتقال بینحوضهای آب، اقدامات مؤثری برای کاهش هدررفت، افزایش بازچرخانی و مدیریت مؤثر شبکهٔ توزیع شهری انجام نمیدهیم؛ مثالهایی از شهرهایی مانند توکیو و دیگر کلانشهرهای جهان وجود دارد که با سرمایهگذاری در تصفیه و بازچرخانی فاضلاب و نیز کاهش تلفات شبکهای، توانستهاند سهم قابلتوجهی از نیازهای آبی شهری را از طریق مدیریت محلی تأمین کنند.
هدر رفت آب شرب در تهران
دکتر مجتهدی یادآوری میکند که در تهران گزارشهای رسمی وجود دارد که نشان میدهد مقدار قابلتوجهی از آب در شبکههای توزیع شهری هدر میرود؛ لذا اگر واقعاً ارادهٔ جدی برای اصلاح و مدیریت وجود داشته باشد، اولویت میبایست به این اقدامات بازگشتی و درونشهری داده شود، نه به پروژههای پرهزینه و پرریسکی که لولهکشیهایی بهمقیاسِ انتقال بینحوضه را اقتضا میکنند.
در خاتمهٔ این بخش، وی هشدار میدهد که هرگونه «دخالتِ پرفشار» در یک پهنهٔ آبی — حتی اگر آن پهنه با وسعتی به بزرگی دریای کاسپین باشد — بیهزینه نخواهد بود و تحقق آن بدون پیامد نخواهد ماند. اجرای طرحی که صرفاً بر اساس راهحلهای فنیِ سطحی (مانند انداختنِ یک شیلنگ یا لولهٔ عظیم) بنا شود و بدون انجام مطالعات جامعِ زیستمحیطی، هیدرولوژیکی، اجتماعی و اقتصادی و بدون برنامهٔ کاهش تقاضا و بازچرخانی آب پیگیری شود، میتواند هم برای مقصد (مثلاً تهران) و هم برای منبع (دریای کاسپین) خسارتبار باشد.
از این رو، بهزعم دکتر مجتهدی، هر پیشنهاد انتقال آب باید مشمولِ تحلیلهای چندوجهی، مدلسازیهای سناریویی مبتنیبر دادههای اقلیمی و هیدرولوژیک و بررسی جامعِ اثرات زیستمحیطی و اجتماعی شود؛ در غیر این صورت، اتخاذ تصمیمات شتابزده نهتنها مشکلات کنونی را حل نخواهد کرد، بلکه ممکن است ریشهایتر و گستردهتر نیز کند.
خبرنگار در ادامه گفتوگو، بحث را از مسئله انتقال آب به موضوع کلیتری سوق میدهد و میپرسد: «اگر بخواهیم وضعیت فعلی دریای خزر (کاسپین) را بهصورت واقعبینانه بررسی کنیم، چه اقداماتی لازم است دولت ایران انجام دهد و در حال حاضر چه اقداماتی ـ اگر اصلاً اقدامی باشد ـ در جهت نجات این پهنه آبی انجام میشود؟»
دکتر مجتهدی در پاسخ تأکید میکند که مسئله کاسپین تنها یک مسئله محیطزیستی داخلی یا صرفاً ملی نیست، بلکه ریشه در نوعی ساختار تاریخی و ذهنیتی دارد که از دوران اتحاد جماهیر شوروی به ارث رسیده است.
او میگوید: «متأسفانه ما همچنان میراثخوار همان خطکشیها و ذهنیتهای بستهای هستیم که در دوران شوروی بر مدیریت این دریا حاکم بود. کمااینکه هنوز هم در میان کشورهای حاشیه خزر ـ اعم از ایران، روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان ـ یک همکاری واقعی و نهادمند علمی شکل نگرفته است. شاید آییننامهها و تفاهمنامههایی بر روی کاغذ داشتە باشیم، اما وقتی به مرحله عمل میرسیم، عمدتاً هر کشور فقط گزارش میدهد که سطح آب در حال کاهش است و ما با بحران مواجهیم، بیآنکه اقدام مشترک و واقعی انجام شود.»
او تأکید میکند که یکی از بنیادیترین چالشهای کاسپین، نبود یک سازوکار مشارکتی مؤثر و تعهدات الزامآور میان کشورهای ساحلی است. در نبود چنین چارچوبی، هر کشور صرفاً ناظر بحران است، نه کنشگر حل آن.
در ادامه، دکتر مجتهدی توضیح میدهد که اگر فرض کنیم عقبنشینی آب دریا عمدتاً ناشی از تغییرات اقلیمی ـ بهویژه گرمایش جهانی و افزایش تبخیر ـ باشد، باید بپذیریم که در کوتاهمدت نمیتوان روند طبیعی کاهش تراز آب را متوقف کرد. اما این بدان معنا نیست که هیچ کاری نمیتوان انجام داد. او هشدار میدهد که یکی از پیامدهای محتمل و خطرناک این پسروی آب، آشکار شدن بسترهای ماسهای و نمکی است که طی قرنها زیر آب مانده بودند؛ این بسترها با خشک شدن، بهسرعت مستعد ایجاد گرد و غبارهای محلی و طوفانهای نمکی و ماسهای خواهند شد؛ وضعیتی مشابه آنچه امروز در اطراف دریاچه ارومیه بهوضوح مشاهده میشود.
به گفته او، اگر پیشبینیهایی که از کاهش ۹ تا ۱۸ متری تراز آب تا پایان قرن خبر میدهند محقق شود، بسیاری از سکونتگاهها، تفریحگاهها، هتلها و شهرکهای ساحلی در استانهای شمالی با بحرانهای جدی مواجه خواهند شد.
او پیشنهاد میکند که دولت و نهادهای محلی باید از همین امروز برای مدیریت این اراضی تازه آشکارشده برنامهریزی کنند؛ از جمله با استفاده از روشهای تثبیت زیستی (بیولوژیک) خاک، ایجاد پوشش گیاهی سازگار یا موانع طبیعی تا بتوان از گسترش گرد و خاک و تأثیر آن بر جوامع محلی جلوگیری کرد.

دکتر مجتهدی بر تفاوت بنیادی زیستبوم کاسپین با دیگر اکوسیستمهای خشک در ایران تأکید میکند و میگوید: «ما در شمال ایران با اکوسیستمی سروکار داریم که طی قرنها با رطوبت بالا، بارش مستمر و پوشش گیاهی انبوه سازگار شده است؛ از برنجزارها و مزارع هندوانه گرفته تا باغهای چای و صیدگاههای ماهیان خاویاری و جنگلهای هیرکانی. حال آنکه قرار گرفتن چنین اکوسیستمی در معرض ماسه و نمک، وضعیتی کاملاً ناآشنا و ناپایدار ایجاد میکند که میتواند حیات اجتماعی و اقتصادی منطقه را بهشدت مختل کند. این شرایط نه شبیه تالاب گاوخونی است، نه شبیه دریاچه ارومیه؛ ازاینرو نمیتوان با نسخههای واحد و تکراری به سراغ این بحران رفت.»
او اضافه میکند که متأسفانه در حال حاضر نه دولت ایران و نه دیگر دولتهای ساحلی کاسپین، با جدیت و اضطرار متناسب با ابعاد بحران برخورد نمیکنند. در حالیکه وضعیت آلودگیهای میکروبی، ورود مستقیم فاضلابهای شهری از شهرهایی مانند رشت، انزلی و لاهیجان، و همچنین آلودگیهای نفتی ناشی از فعالیتهای استخراجی در سواحل جنوبی، سالهاست که در حال انباشته شدن است.
بحران آلودگی جدی است
با وجود اینکه دکتر مجتهدی صراحتاً میگوید موضوع آلودگیهای میکروبی و بیماریهای ناشی از آن در حوزه تخصص مستقیم او نیست، اما یادآور میشود که شکی در وجود بحران آلودگی وجود ندارد و این مسئله نیازمند ورود فوری متخصصان حوزه بهداشت محیط، میکروبیولوژی و اپیدمیولوژی است.
او در پایان این بخش از گفتوگو با لحنی انتقادی میگوید: «مشکل اصلی این است که ما هنوز در حوزه کاسپین جدی نیستیم؛ همانطور که در بسیاری از حوزههای محیطزیستی دیگر هم جدی نیستیم. بحران را میبینیم، اما به جای مدیریت، به گزارشنویسی اکتفا میکنیم.»
برای جلوگیری ازبرون رفت از دریای کاسبین طرح اتصال دریای خلیج فارس از طریق سیستان بلوچستان راه کار خشک سالی وجلوگیری از ه در رفت دریای شمال است نمایندگان مجلس ب ه فکر ایران باشید نه دعواهای حزبی و جناح ی به فگر معدن تیتاتا پیوم همدان باشید ک ه دنیا نیاز منش اساس به فگر استخراج پالا یشگاه گاز هلیوم باشید که وداد نداشته با شیم دلسوزان ایران تا دیر نشده بجنبید
این حرفا همش بازار گرمی و شعارهای آبکیه !
روسیه و آذربایجان مگه میزارن ای نا یک قطره از آب خزر رو برداشت کنن...
با توجه به حجم آب عظیم خزر وقتی مقدار مو رد نیاز برداشت و انتقال را با آن مقایسه می کنیم این انتقال ناچیز خواهد بود، بیشت ر تبخیر میباشد، دشمنی با این طرح از روی نادانیست، همچنین آب ورودی از ولگا و دیگر منابع بسیار بزرگتر از برداشت مورد نیاز سالانه است،
شیکه آب رسانی از خزر وخ فارس به مرکز ایران مثل شبکه گاز از جنوب وبر ق از سدها و نیروگاهها ونهایت تصفیه فاضلاب در غرب از درییاچه های آبشیرین جهت شرب استفاده میش د مثل دریاچه هی ۵ گانه میشیگان شیکاگو وغیره
با احترام.. استدلال آقای مجتهدی در بسیاری موارد الزام بهره برداری از دریای خزر را نادیده گر فته ... ۱.. حاکمیت ایران بر دریای خزر.. بعد از آن فاجعه تقسیم رژیم خزر .. ۲... نادیده گرفتن بهره برداری جمهوری آذربایجان و ترکمنستان از دریای خزر .. ۳... حدود ۳۰ متر پایین بودن سطح دریای خزر از آبهای جهانی و امکان بهره گرفتن از این موضوع .. ۴ .. در حال حاضر تمامیت ارضی ایران در خطر کمبود آب است و به لحاظ شرایط استراتژیک محلی و سوق الجیشی و ژئوپولتیک لازم است این کار انجام شود ... ۵.. مسامحه در این امر منجر به الزامات هزینه بر دیگری خواهد شد .. ممنونم از توجه شما
یه دریاچه خزر مونده مردم تو تعطیلات میرن اونجا. اون هم خشک کنید مثل زاینده رود ت وش کنسرت اجرا کنید.
کانال ولگا تنها حوضه آبریز دریای خزر است که دریای سیاه را به دریای خزر متصل میکند .
حال باید از روسها سوُال کرد که چه بلایی بر سر این کانال آورده که سال به سال آب دریای خزر پس روی دارد . آیا باز هم توطئه و خیانتی بزرگ در پیش است ؟ باز هم داریم به اینها باج سکوت میدهیم ؟
درود به آقای دکتر مجتهدی
واقعا نگرانی ایشان بجا و به حق هست.
مسئولین کشور ما و حتی کشورهای حوزه دریای خزر عادت کردند به بیانیه دادن و صرفا ابراز نگرانی کردن و گزارش ها. بنظر باید متخصصین حوزه بهداشت محیط زیست و تمام مسئلین مرتبط با این طرح بزرگ و خاص و خیلی حیاتی ورود کنند و از بحران به وجود اومدن یک دریاچه ارومیه و تالاب گاوخونی دیگه جلوگیری کنند. یه خطه سرسبز و نوار ساحلی تو شمال کشور داریم و نباید بذاریم که از دست بره همه مردم چه بومی و چه غیر بومی باید با جدیت از دریای خرز و تمام محیط زیست چه کشور و چه جهان محافظت کنیم بحران از چیزی که فکر می کنیم به ما نزدیکتره!!!
با وجودیکه نماینده سه دوره مجلس هستم ، ت اکید می کتم دوستان نماینده کمتر بگویند و بیشتر فکر کنند، عضوی از کمیسیون عمران م جلس در مورد انتقال آب از بحر خزر به تهرا ن و قم و دریاچه نمک قم حرف زده است. نگاه های منطقه ای و با قصد رای برای دوره بعد ی منافع و امنیت ملی را مخدوش می کند. حرف های او در خصوص انتقال آب خزر غیر اصولی و خلاف منافع ملی و حقوق نسل های آینده کشو ر است.
هزینه جکوزی واستخروباغهاوعشق وحال سرماید ارها رامردم فقیر استان گلستان ومازندران وگیلان باید بپردازند چرا ؟
اگر کشورهای حوزه خزر همکاری کنند وابراهی از دریای سیاه به خزر ایجاد کنند انتقال آب مشکلی ایجاد نمیکند درغیر اینصورت بخشی از آب قم وتهران از دریای،عمان از طریق اصفهان وکاشان تامین شود
اینا ماموریت دارن خزر را مانند دریاچه ار ومیه خشک کنند نقشه برا اب خزر دارن کسی متولی این کار نیست خیانت تتتتتت
اگه یه جو غیرت تو شمالی مونده باشه شما ی ه قطره آب نمیتونید ببرین تهران...خواهشا دیکه اینو بیخیال شید..دریاچه ارومیه، ها مون زایندهرود، گاوخونی، حورالعظیم.... ش ما عمد و قصدی در نابودی این کشور تاریخی دارین؟!
این کار فقط ضربه به اکوسیستم هستش خشکسال ی بدبختی مردم
فرض می شود اگر ما 1متر و 60 سانت سالانه از دریای خزر آب برداریم و برای امور زراعی وشرب به سطح کل مساحت ایران جاری کنیم اندازه متوسط 400 میلی متر بارندگی در سطح کشور اضافه کردیم که این مسئله هم به تقویت آبهای زیر زمینی کمک می کند وهم به ایجاد رطوبت ورویش گیاهان ودرختان وتشکیل ابر وبارندگی کمک می کند. وچه بسا باعث تغییر اقلیم از خشک به نیمه مرطوب شود. پس اگر به این سازوکار ایراد وارد کنیم پس هدایت آب از اقلیم های معتدل با بارش زیاد در غرب کشور به طول 200 کیلومتر برای زراعت در اقلیم گرم و خشک استان ایلام را باید کنار بگذاریم. وهمچنین اگر مثلا در صورت امکان بتوان از سرزمینهای دور در کشور بیابانی وگرم وخشک وبدون رودخانه عربستان رودخانه اب جاری کنند آیا آسمان به زمین دوخته خواهد شد.؟ نظریه پردازان زیست محیطی ما باید به جای ایراد گرفتن های کلیشه ای وخشک که فقط مبتنی بر فرضیه هستند ونه واقعیت اثبات شده، به طرف ایجاد محیط های زیست جدید با قابلیت مطلوب وپیشرفته در اقلیمهای خشک وناهنجار گام بردارند وزیبایی وسرسبزی وطراوت وامید به زندگی را در بیابانهای خشک به ارمغان بیاورند.
دریای مازندران(کاسپین) هم چند سال دیگه خ شک میشه
فقط همین یکجا مونده که اونروهم خشک کنن آخه یک آدم عاقل نیست ی چاره ای کنه
دارید چیکار میکنید
یکی پس از دیگری خشک میکنید
کشور رو نابو د کردید
سلام بنده چون بچه استان گلستان و در نزدیکی خلیج گرگان زندگی میکنم تقریبا از تمام کارشناسانی که از راه دور پروژه را تحلیل مینمایند میتوانم بنظر خودم بهتر درگ نمایم اول اینکه دریای خزر بعلت بزرگی و حجم و اندازه ان به این اسم گفته میشود و گرنه دریاچه بحساب میاید دوما اب مسیله اصلی هر منطقه مردم و حکومت بوده و اصل هرچیز بحساب میاید و در صورت برسی کار کارشناسان اقلیمی برداشت از خزر نمیتواند مشکل زا باشد و با وجود نزدیکی تهران به شمال و همان مثلا نکاه به تهران که همین الان نفت ردوبدل میگردد نباید چندان مشکل باشد و به جای ان در منطقه خلیج درخت کاری و جنگل مصنوعی و سافاری بسیار مفید و اینده دار خواهد بود
انتقال آب از خزر به صورت محدود مثلاً یک چهار نیاز آبی تهران تامین شود دولت میتو اند چاههای کشاورزی که آب مطلوبی دارندخری داری و وارد شبکه آب شرب نماید اساسا امنی ت آبی شهرها مهمتر از امنیت غذایی میباشد
حالا کاسپین کجاست ما که خزر میشناسیم.
واقعا تاسف انگیز است تصمیماتی شتاب زده و غیر اصولی درباره انتقال آب دریای خزر و فلات مرکزی سمنان و تهران و هر استان دیگر ی کاملا غیر عقلانی است که بعد ها تبعات ج بران ناپذیری زیست محیطی برای استان های س احلی دریای کاسپین به دنبال خواهد داشت خا ک دو عالم بر سر نماینده آستانه اشرفیه که این طرح فاجعه بار را درحال پیگیری است د ریای کاسپین یک دریای بسته است به آب های آزاد اقیانوسی راه ندارد و روی رودخانه ول گا کشور روسیه سدسازی کرده و الان این دری ا بالای 20 متر پسروی دارد که خود استان م ازندران و گلستان به شدت در این زمینه درگ یر شده چطور یه همچین تصمیمی گرفته می شود که بعد ها عواقب آن جبران ناپذیر است
تریاک هم آزاد شد ، شاید ارزان هم به شود . چی می شه . کشور گل و بلبل .
اگرکشورهای حاشیه خزرخاصه روسیه اجازه انت قال آب به ایران رابدهندمطمئنا امتیازات ب هتری خواهندگرفت، مثل استخراج نفت وگازکه ازبیابان سهلترازکف دریاست.
متاسفانه در ایران به نظرات کارشناسان توجه نمی شود ..بیکی از روشهای مقابله با خشکسالی .نگرش جمعیتی هست الان جمعیت ایران و مهاجرینی که حتی بیشتر از ایرانیان مصرف کننده هستند حداقل بالای ۱۲۰ میلیون ایران جمعیت دارد ..و ایران کشور مهاجر پذیری نیست ...طرح اجرای فاضلاب شهرهای خشک که باعث شد سفره های آب داخل شهر خشک شود و فاضلاب به جای چاه به خارح شهرها هدایت شد وانجا نیز استفاده درستی از خروجی فاضلاب نشد وهدر می رود ..از چاهها به شدت می کشیم وکمکی به سفره های آب زیر زمینی نمی کنیم ..لذا اکثر شهرهایی که فاضلاب اجرا شده .درختهای تنومند که ریشه در آب داشتند خشک شده و هوای شهرهائی مثل بیرجند الان به شدت گرم شده .است ... حداقل آب شتشو به چاه منتقل میشد ..وفاضلاب توالت به فاضلاب شهری .انتقال می یافت .تا کمکی به سفره های زیر زمینی شود ..فقط استفاده می کنیم...در حالی که ایران کشور خشک ونیمه خشک هست
یکی از دلایل این مشکلات نبود تخصص واقعی وقتی مسئولیت به فردی داده میشه باید از م هارت وعلم اون فرد مطمعن شدنه اینکه براسا س پارتی به طرف شغل بدهندوهر اداره وسازما ن نباید در کار هم دخالت کنند .الان باغها یی هستند اب آشامیدنی به صورت غیر مجاز از شاه لوله گرفتند میدن تو استخر میدن پای درخت درهر منطقه ای باید مدام بازرسی بشه برفرض مثال در شهر چهار باغ کرج. (روستاها ی اطراف)به صورت غیر مجاز ویلاسازی میشه ه راز گاهی میان یه خودی نشان می دهند ومیرو ند
مناطق مرکزی ایران مانند یزد ،اصفهان و... مانند سیاه چاله عمل میکند و تمام کشور را به فنا می دهد
وقتی که اکثر ک ارخانه های بزرگ کشور را در مناطق مرکزی و کویری تأسیس کردید چنان با غرور از پیشرف ت استان شون حرف میزدن و خود را مقتصد و.. ..می نامیدند و افتخار می کردند که بی کا ر نداریم و تمام منابع آبی مناطق دیگر را به کویرهای مرکزی ایران منتقل کردند و فک ر می کردن که زرنگیه!
تو را خدا ب ه دریای خزر رحم کنید لااقل این خطه از ک شور را محو و نابود نکنید هر چند که باسیا ستهای غلط از این مناطق هم چیزی نمونده < br /> این نتیجه ذهنیت غلط مسئولان است ک ه فقط مرکز ایران را امن می دونند و حتی ا ز انتقال کارخانه ها به سواحل جنوبی کشو ر ترس دارند !!
خدا به داد پرشیا برسه
فعلا که دغدغمون جا انداختن کاسپین و مازن دران به جای خزره شاید یه روزی خشک کردنش هم جا بیافته مثل سوراخ کردن کشتی وسط دری ا توسط یه احمق
تهران شده غول بی شاخ ودم آب سدهای کرج ولا ر حالا سد طالقان حالاهم آب دریای کاسپین چه خبره یه فکر اساسی برای این شهر بی در وپیکر بکنید مشکل آب رو هم با یه فکر درست واساسی حل کنید هیچ مشکلی نیست که نتوان حل کرد فقط مسئولان دلسوز می خواهد
کسانی که در طول ۳۵سال اخیر دستور دادند ب ه هر قیمتی گندم ارزانترین کالای دنیا بای د تولید شود تا نیاز به واردات نباشد وتما می کسانی که با ایجاد سد در مسیر دریاچه ه ا باعث این مصیبت بزرگ شده اند باید محاکم ه شوند وزرای نادان مدیران نامدیر کارشناس ان خاین همه سهیم هستند
فقط دریای خزر رو انگولک نکرده بودن که حا لا به فکر این افتادند از آبش برای تهران استفاده کنند به جای اینکه به فکر زیر ساخ ت باشند هر چیزی که راحتتر وبه قول خودشو ن کم زحمت تر سراغ اون میرن صنایع پترو ش یمی جنوب تکنولوژیش مال ۵۰ سال پیش هستش و بسیار آلاینده و برای محیط زیست حیات انس انی و جانوران آبزی خطر آفرین هست .این ر و نمیان هزینه کنند و تکنولوژی رو به روز کنند دریای خزر هم که به گفته کارشناس در آن آلودگی بی داد میکنه خلاصه این تصمیما ت نه از رویعقل پیامد های جبرا ناپذیری به همراه دارد
بهترین کار بردن مردم کنار آب است چون اکوسیستم آن منطقه تغییر می کند و دیگر اثری ار آن مواهب پیدا نمی کنید اصفهان امروز مشکل اب دارد اما فکر می کنید چهار محال بختیاری ندارد همه مشکل دارند