فقر زنان صرفا یک محرومیت اقتصادی نیست، بلکه ساختاری چندبعدی دارد که در تعامل با نابرابریهای جنسیتی، فرهنگی و قانونی، پیامدهای پیچیدهای بر سلامت جسمی، روانی و اجتماعی آنان برجای میگذارد. این فقر به معنای محدودیت در ظرفیتها، فرصتهای شغلی، روابط اجتماعی، مشارکت در تصمیمگیری و دسترسی به منابع است و در نهایت، توانمندی زنان برای داشتن زندگی پایدار را کاهش میدهد.
در سالهای گذشته و به ویژه از میانه دهه ۱۳۹۰ به بعد، سیاستگذار مالی در ایران بهطور آشکار در مسیر کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی و اتکا بیشتر به درآمدهای مالیاتی حرکت کرده است.
طبق ماده ۲۸ قانون برنامه هفتم توسعه ارائه دهندگان خدمات حمل و نقل بار و مسافر که از طریق سکوها و پلتفرمهای مجازی به فعالیت مشغول بوده و بیمه بازنشستگی ندارند، مجاز به بیمه کردن خود نزد سازمان تامین اجتماعی هستند و آییننامه اجرایی این موضوع به پیشنهاد وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی باید تهیه شود و به تصویب هیات وزیران برسد.
یک کارشناس اقتصادی با حمایت از سیاست حذف ارز ترجیحی، تاکید کرد که ارز ترجیحی در سالهای گذشته، ضربههای بسیار بزرگی به اقتصاد زد و باعث شد عده زیادی بدون زحمت و فعالیت مولد، به ثروتهای هنگفتی دست یابند.
طبق درآمدهای وصول شده، درآمدهای مالیاتی امسال شامل بیش از ۷۷۹ هزار میایتر تومان مالیات های مستقیم یعنی معادل ۶۶ درصـد کل درآمدهـاسـت کـه نسـبت بـه دوره مشـابه سـال قبـل ۴۴ درصـد افزایش یافته است.
افزایش بیش از ۴۰ درصدی بودجه آموزش عالی در لایحه ۱۴۰۵، یکی از پرصداترین تصمیمهای مالی دولت در سال آینده است؛ تصمیمی که میلیاردها تومان منابع عمومی را روانه دانشگاهها کرده و بار دیگر این پرسش ها را پیش کشیده است؛ کدام دانشگاهها بیشترین سهم را از این سفره بردهاند و آیا این جهش بودجهای میتواند آموزش عالی ایران را از مدیریت هزینهمحور به مسیر تحول علمی و فناورانه منتقل کند؟