آقای ایرانی BMW را بشناسید + تصاویر

آغاز فعالیت من در زمینه خودرو به سال ۲۰۰۵ باز می‌گردد که با شرکت در مسابقات نوآوری سالانه گروه خودروسازی ب.ام.و و دادن یک طرح جدید برای تبلیغات کم هزینه، برنده شدم.

گسترش‌نیوز - اسفندیار خالقی مهندس و طراح سیستم‌های ایمنی و راحتی در دپارتمان تحقیق و توسعه bmw حدود ۳۱ سال سن دارد. رسیدن به چنین موقعیتی برای بسیاری از جوانان ایرانی یک رویای تمام عیار است. اما او موفق شده این رویا را به واقعیت بدل کند. بیراه نیست اگر تولد و بالیدن او در خانواده‌ای مرفه و پدر و مادری تحصیل کرده را جزو دلایل اصلی این موفقیت بدانیم اما از تلاش‌های فردی او نیز نباید گذشت.

eSI-KHALEGHI01.jpg

او فارغ التحصیل رشته مهندسی پزشکی از دانشگاه امیرکبیر است و در سال ۱۳۸۸ برای تحصیل در همین رشته با گرایش بیومکانیک از دانشگاه بیرمنگهام انگلستان پذیرش گرفت. دوره دکترا در رشته Innovation Design Engineering را نیز در دانشگاه استنفورد گذرانده است. وی سال‌ها قبل گفته بود برای انتقال دانشش به جوانان هم وطنش به ایران برمی گردد.

ریشه علاقمندی شما به بی‌ام و به کجا باز می‌گردد؟

با وجود اینکه پدرم همیشه به خودرو بنز علاقه داشت و خودرو خانواده ما طی دوران مختلف این برند بوده است، من هیچ وقت علاقه خاصی به این برند در آن دوران نداشتم. چون آن را خودروسازی غیر نوآور می‌دانستم. خودروسازی که قدرت ریسک‌پذیری برای ارائه فناوری‌های نوآور را نداشت و همیشه پس از چند سال از دست آوردهای دیگر خودروسازهای آلمانی استفاده می‌کرد. اما یکی از بهترین‌ها در زمینه موتور و سیستم تعلیق بود.

البته بنز پس از سال ۲۰۰۰ رویکردی خاص را اتخاذ کرد و اکنون شاهد نتایج آن سیستم رویکرد جدید با فناوری‌های نوین و کانسپ هایی فوق العاده هستیم. اما همیشه از کودکی نسبت به ب.ام.و علاقه خاصی داشتم. چون می‌شد روح تازگی٬ طراوت و خطوطی از آینده را در طراحی‌های آن دید.

نخستین تلاش هایتان برای ورود به حرفه طراحی ماشین از کجا استارت خورد؟

البته من طراح خودرو نیستم. من مهندس و طراح سیستم‌های ایمنی و راحتی (Biomedical Design Engineer) در دپارتمان تحقیقات و توسعه ب.ام.و BMW Group Research & Technology هستم. باتوجه به سیستم نوین طراحی این شرکت در طراحی داخلی، این امکان به مهندسین داده می‌شود تا ضمن تحقیق و ساخت فناوری‌های نوین همگام با دپارتمان طراحی به طراحی آنها نیز بپردازند و نهایتا طراح داخلی خودرو با تغییری اندک با روح هنری آن بثمر برسد. شاید بدلیل این ارتباط تنگاتنگ است که شما مرا هم جزو طراحان این شرکت حساب کرده اید.

اما آغاز فعالیت من در زمینه خودرو به سال ۲۰۰۵ باز می‌گردد که با شرکت در مسابقات نوآوری سالانه گروه خودروسازی ب.ام.و و دادن یک طرح جدید برای تبلیغات کم هزینه، برنده شدم. طرحم اینگونه بود که مشتری با قرار گرفتن در کنار هر خودرو می‌توانست اطلاعاتی همچون مشخصات خودرو٬ عکس‌ها و ویدئوی تبلیغاتی آن را به صورت بولوتوث دریافت کند.

 در عین حال پس از آغاز ارتباطم با این شرکت در سال ۱۳۸۵ با توجه به ورود بالای خودروهای ب.ام.و توسط موسسه نوریانی و شرکت پرشیاخودرو در طی سال‌های قبل و آن سال به‌خصوص سری ۵ که توانسته بود رکورد فصلی فروش این خود را در خاورمیانه از آن خود کند٬ شرکت ب.ام.و خواستار افتتاح انجمن هواداران و دارندگان ب.ام.و را به اینجانب سپرد که این انجمن برای افتتاح رسمی آن در سال ۱۳۸۷ با نام BMW Club Iran رقم خورد و من از آن پس بعنوان مدیر و موسس انجمن آغاز بکار کردم.

eSI-KHALEGHI02.jpg

چه شد که از ایران خارج شدید؟

علاقه زیادی داشتم تا به تحصیل در خارج از کشور بپردازم و این امر با مخالفت خانواده مواجه شد. حتی در زمانی که با پذیرش از دانشگاه تورنتو بدلیل نمرات بالا و کسب مقام کشوری در المپیادهای ریاضی می‌توانستم برای تحصیل از ایران بروم، این امر را به پس از دوران تحصیل در مقطع کارشناسی موکول کردم.

اما همیشه علاقه زیادی داشتم تا خود را به چالش بکشم و شاید به این دلیل است که در دپارتمان تحقیق و توسعه فعالیت می‌کنم. کریس بنگل (مدیرکل اسبق طراحی گروه خودرسازی ب.ام.و) جمله قشنگی دارد که می‌گوید: مهندسین زیر دست حلالان مسئله خوبی هستند، بی‌آنکه بتوانند سوالی طرح کنند و طراحان عالی، می‌توانند با طرح آثاری، آنان را به چالش برای ایجاد سوالی وادارند، بی‌آنکه پاسخی برای آن داشته باشند و اگر شرکتی خلاق می‌خواهید باید این دو گروه را به هم گره بزنید.

من هم دوست داشتم واقعاً چنین محیط هایی را تجربه کنم تا ضمن به چالش کشیدن تفاوت‌های فرهنگی٬ زبانی و اصولی همراه با دوری از خانواده به سوال‌های بسیاری که در ذهنم بود، پاسخ دهم. اما همیشه هدف بازگشت به ایران برای انتقال دانش و تجربه کسب کرده را داشتم و دارم.

درحال‌حاضر وضعیت شما در گروه طراحی بی‌ام و چگونه است و دقیقا چه کاری انجام می‌دهید؟

من تحصیل خود را در رشته مهندسی پزشکی (گرایش بیومکانیک) در دانشکده مکانیک دانشگاه بیرمنگهام ادامه دادم که این دانشکده رابطه‌ای تنگاتنگ با دو خودروساز جگوار – لندرور و استن مارتین دارد و این امکان را به من می‌داد که از این موقعیت خاص بهره ببرم که شاید هیچ دانشگاهی دیگر این امکان را نداشت.

به دلیل علاقه همیشگیم به برند ب.ام.و علاقه زیادی برای همکاری با این برند داشتم. تا زمانیکه در درس بیزنس قرار شد تحقیقی انجام دهیم که حتماً می‌بایست یک اسپانسر می‌داشت و اسپانسرهای معرفی شده شرکت‌های جگوار٬ بی‌پی و شل بودند. من با ابراز علاقه برای انجام این پروژه برای کار با شرکت ب.ام.و درخواست دادم که با مخالفت دپارتمان روبه‌رو شد، اما این امکان را به من دادند تا شخصاً این کار را انجام دهم.

لذا تصمیم به ارسال نامه‌ای به یکی از مدیران ب.ام.و گرفتم و علاقه خود را برای همکاری مطرح کردم و کمتر از یک هفته پاسخی مثبت دریافت کرده و طی سفری به مونیخ قرارداد این شرکت و دانشگاه برای اسپانسری این پروژه با موضوع Today for Tomorrow مطرح شد و آن زمان بود که نخستین بار کریس بنگل را نیز ملاقات کردم.

پس از بازگشت با تشکیل تیمی به تحقیق در این موضوع ادامه دادم که نمره خوبی هم گرفتم. این جرقه اصلی من برای نزدیکی به این برند بود. تا اینکه پس از اتمام این پروژه و واحد درسی٬ علاقه خود را برای همکاری با این برند بطور رسمی تسلیم دپارتمان تحقیق و توسعه کردم. ولی متاسفانه بی‌آنکه پاسخی از آنها طی مدتی طولانی دریافت کنم٬ تصمیم به شرکت در مسابقات طراحی سال ۲۰۰۹ این شرکت گرفتم. در این مسابقه بی‌ام و در بخش ایمنی بدنبال ایده نوین در سیستم ایمنی و راحتی بود.

من هم ایده خود را برای فناوری نوین صندلی برای خودرو دونفره BMW Z۴ را بنام Ultralight Bionic Seat for Roadster ارائه کردم که بهترین ایده موضوع فوق در آن سال شد و از من دعوت به همکاری شد.

پس از آن با قراردادی از سوی شرکت ب.ام.و و دانشگاه بیرمنگهام که اتفاقی خاص برای ارتباط دانشگاه با یک خودروساز آلمانی بود، به تحقیق در موضوع فوق پرداختم، که نهایتا رساله کارشناسی ارشد خود را با موضوع Innovative Seating System(سیستم ابتکاری صندلی ) ارائه کردم که طرح نهایی ارائه شده در آن در BMW i۸ در صندلی Ultralight Formfitting Comfort Shell Seat استفاده و این پروژه توانست برنده بهترین پروژه تحقیقاتی مقطع کارشناسی ارشد در مهندسی پزشکی (بیومکانیک) در بریتانیا شود که جایزه خود را از بخش پزشکی انستیتو مهندسین مکانیک به نمایندگی از وزارت علوم بریتانیا دریافت کردم.

وضعیت طراحی در خارج از کشور چه مزیت هایی نسبت به داخل دارد؟ اگر در ایران می‌ماندید امکان نداشت با تلاش بیشتر بتوانید به موقعیت فعلی برسید؟

شاید جواب در پاسخ بالا باشد. برای درست کردن یک کیک شما به تخم‌مرغ٬ ارد و شکر نیاز دارید و اگر آنها را بهم زنید و در فر بگذارید چیزی جز یک چیز بی‌مصرف بشما نخواهد داد. زیرا باید در دمای ۹۰ درجه پخته شود. برای رسیدن به هدف عواملی نیز وجود دارد که نقش آن دمای خاص را دارند. در ایران همه امکانات هست ولی بطور مثال ما رشته مهندسی پزشکی با گرایش خودرویی نداریم. شاید معدود دانشگاه هایی در دنیا چنین رشته‌ای ارائه می‌دهند و در عجبم که بطور مثال ما رشته طراحی خودرو در مقاطع بالا در ایران نداریم.

همانطور که جمله‌ای را در بالا از کریس بنگل مطرح کردم، تفاوت‌های دنیای طراحی و مهندسی و استفاده از قسمت نیم کره سمت راست مغزی طراحان و سمت چپ فعال مهندسان، امکان بروز محصولاتی خارق العاده و استثنایی همچون BMW Gina را می‌دهد. برای خلق چنین آثاری یک لیدر خاص برای بکارگیری ظرفیت‌های تیم طراحی و مهندسی و ایجاد سینرژی لازم برای خلق یک محصول لازم است که انجام آن در ایران سخت است اما غیر ممکن نیست.

در ایران که بودم یکی از مدیران شرکت ساپیا بطور شوخی به من گفت که حاضرم با دریافت چه مبلغی از ب.ام.و جدا و در سایپا استخدام شوم. علیرغم آنکه آن جملات شوخی بود، اما واقعاً نگاه چنین شرکت هایی این است که با افراد نابغه‌ای همچون نادر فقیه زاده طراح بزرگ ایرانی بی‌ام و یا داشتن فردی همچون من می‌شود، یک شرکت را به برندی بین‌المللی تبدیل کرد. اما یک شرکت فوق العاده نیاز به یک مدیر خلاق٬ مقتدر و زبر دست دارد که می‌تواند تیمی از بهترین طراح‌ها و مهندسین را بکار گیرد و از تک تک ظرفیت‌ها و حتی کوچکترین نقاط قوت آنان برای خلق بهترین‌ها استفاده کند.

روش کارتان در BMW را برای خوانندگان توضیح می‌دهید؟

برای خلق هر اثر در این شرکت اعم از فناوری و یا خودرو، نیاز به انجام مرحلی است که بطور معمول بین ۵ الی ۶ سال طول می‌کشد و البته به تازگی به ۳ الی ۴ سال تبدیل شده است.

سال اول برای تحقیق ارائه ایده مناسب که متناسب با ایده‌های بخش مطالعات بازار شرکت است، صرف می‌شود. سال دیگر صرف تحقیق نهایی برای طرح جامع می‌شود. پس از آن به ۵ گروه تقسیم و با نفراتی از دپارتمان دیزاین همراه می‌شویم. برای طراحی ۵ نسخه کانسپت می‌شود که یک سال بطول خواهد انجامید و افرادی که موفق شده‌اند در این گروه باشند، یک سال دیگر را صرف ساخت آن ۵ کانسپت می‌کنند و بقیه برای شروع پروژه‌های دیگر وارد روندی مشابه برای ۵ سال دیگر می‌شوند.

پس از ساخت آن ۵ مدل کانسپت، ۳ مدل آن توسط دپارتمان‌های طراحی٬ تحقیقات و مارکتینگ انتخاب می‌شوند. سه گروه انتخاب شده، اقدام به ساخت سه نمونه اولیه نهایی می‌کنند که هر سه ساخت برای مدت ۶ ماه تست می‌شوند که این امر نیز یکسال بطول خواهد انجامید و در نهایت نسخه نهایی انتخاب می‌شود و سال بعد صرف تست و تکمیل ایرادهای آن طرح می‌شود.

الگوی شما در طراحی ماشین چه کسانی هستند؟

همیشه کریس بنگل الگوی من بوده است، چون فردی است جسور و معتقد و ایده پرداز برای تصمیم گیری برای آیندگان. یعنی طرحی را بزنی که ۵ سال آینده طراحان دیگر آن طرح را مبنای کارخود بگذارند، حال آنکه می‌توانند طراحی جدید بزنند ولی ایده‌ای ندارند. دقیقاْ مثل ماشینی در یک فیلم که نمایانگر سال ۲۰۳۰ است و در آن سال همانند طرح تو خواهد بود. پس تو برای ۲۰۳۰ تصمیم گرفته‌ای و کریس همین کار را می‌کرد.

من کریس را بعنوان استیو جابز صنعت خودرو قبول دارم. استیوجابز همیشه موفق بود چون خود برند را مدیریت می‌کرد و همیشه بهترین بود و بهترین‌ها را تشکیل می‌داد و عملکردش در هرجا بود موفق بود و پایه‌گذار تغییراتی تاثیر‌گذار در دنیا ست. او نه تنها در اپل موفق بود٬ شرکت هایی چون NeXt و Pixar را هم متحول ساخت.

نگاه استیو جابز به مقوله ساخت محصولات نوین بسیار زیباست. او اعتقاد داشت که یک محصول خاص باید طراحی زیبا داشته باشد و لذا از همان آغاز پروژه٬ طراحان و مهندسین را همراه باهم به طراحی وا می‌داشت در حالیکه روش بدینصورت است که مهندسین سیستمی می‌سازند که طراح باید در طرح نهایی خود بگنجاند. حال آنکه کریس بنگل و استیو جابز اعتقاد دارند که طرح و مهندسی باید باهم انجام شود و دو عنصر جدایی ناپذیر هستند.

ESI-KHALEGHI03.jpg

موافقید شمه‌ای از سایر علاقمندی هایتان را بازگو کنید و مثلا برنامه یک روز کاری خود را توضیح دهید و اینکه روزی چند ساعت کار می‌کنید؟

بطور مثال چندماهی ست که از ساعت ۵ صبح از خانه خارج می‌شوم به سرکار می‌روم. پس از آن به دانشگاه برای تدریس می‌روم. پس از آن به انستیتو برای برنامه‌ریزی کارها و در عصر در جلسات وزارت علوم شرکت می‌کنم و نهایتا ۱۲ شب به خانه باز می‌گردم. اما لذتی که در انجام تمامی اینکارهاست به من انرژی لازم برای روز بعد را می‌دهد، بی‌انکه خواب کافی داشته باشم.

هر یک دقیقه در کلاس هایم و رویارویی من با ایده‌های آنان لذتی دارد که در هیچ چیز دیگر نیست. چرا که تمامی آنان به‌صورت اختیاری در کلاس حاضر شده و ثبت نام نموده‌اند و جزو واحد‌های اختصاصی آنها به حساب می‌آید. کلاس من با ۲۰ دانشجو آغاز شد.

خواندن اخبار و مقاله‌های دنیای خودرو٬ فناوری‌های جدید و گجت‌های کامپیوتری برخی از لذت‌های خواندنی من هستند که روزمره آنان را مرور می‌کنم.

پیاده روی در پارک پرندگان وست مینستر لندن در هنگام گوش کردن به موسیقی یکی از بهترین تفریحات من است که ضمن ایجاد آرامش، ذهنی پاک و خلاق را برایم فراهم می‌سازد.

شرکت در برنامه‌های موفقیت، بازی تنیس و به‌خصوص سفر و آشنایی با فرهنگ‌های جدید و بازدید از کارخانه‌های خودروسازی آنها و بناهای تاریخی که رگه‌های تمدن و تکنو لوژی در آنها باشد از دیگر تفریحات من هستند.

ماشین خودتان چیست؟

کارکردن در این شغل به من این امکان را می‌دهد تا بدون هزینه از خودروهای شرکت بعنوان کمپانی کار استفاده کنم و در صورت پسند آن را با تخفیف خوبی خریداری کنم. ولی داشتن کمپانی کار، این امکان را می‌دهد که بزودی ماشین خود را عوض کنید که من ترجیح دادم از آن استفاده کنم. برای مثال طی دوسال ماشین‌های BMW X۱ ٬ MW ۵ GTB ٬ F۱۲ BMW ۶ Series Convertible ٬ و BMW ۶ Series Gran Coupe را استفاده کردم.

البته اعتقاد دارم که همیشه هر فرد باید خودرو ملی خود را نیز داشته باشد و نه تنها ملی گرایی خود را به اثبات برساند بلکه به رشد صنعتی کشور خود نیز کمک کند.

آنقدر متعصب هستید که به شما ” آلمانی باز” بگوییم؟ ممکن است روزی سوار یک ماشین امریکایی ببینیمتان؟

بنظر من خودرو یک وسیله جابه‌جایی به تنهایی نیست و به واژه Automobile که ترکیبی از اتو و مبیل هست اعتقاد ندارم. ماشین و یا Car یک اثر هنری است که حاصل روح و عواطف فردی طراح آن است، که مانند حاصل یک عشق، همچون فرزند است و ارتباطی عاطفی در آن نهفته شده. پس هر خودرو اثری از هنرمند آن بوده و هست. و هر گل بویی و زیبایی خود را دارد. اما فناوری‌های بکار رفته اولویت هایی را در ذهنم خلق کرده‌اند که اول پریمیوم‌های آلمانی٬ بعد سوپر اسپرت‌های ایتالیایی، بعد خودروهای لوکس انگلیسی و در نهایت ماشین‌های راحت امریکایی را دوست داشته باشم که در سگمنت آخر آسیایی‌ها جای امریکایی‌ها را تنگ کرده‌اند.

منبع: بیتران

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید