بازارهای جدید را دریابیم
کتایون ملکی / روزنامهنگار
دنیا در حال تغییر است. گاهی این تغییرات مثبت و گاهی متاسفانه منفی است؛ تغییراتی که میتواند در شرایط اقتصادی جهان تاثیرگذار باشد. این اتفاقات گاه سودهای بسیاری را روانه برخی کشورها میکند و گاهی کشورهای دیگر را با مشکلات اقتصادی همراه میکند.به عنوان نمونه گاهی چین پراشتها میتواند بازارهای جهانی را با تغییراتی همراه کند که بازار جدیدی برای برخی کشورها ایجاد شود. به عنوان نمونه در حوزه سنگآهن، چین توانست بازار را با تغییراتی مواجه کند که به نفع کشورهایی همچون برزیل و استرالیا بود، اما در آن سوی ماجرا توانست مشکلاتی را برای فعالان دیگر این بازار همچون ایران ایجاد کرده و فعالیت معادن سنگآهن به ویژه بخش خصوصی را با چالش همراه کند. این اتفاق در نتیجه تصمیم و سیاستگذاری چین در بازار مصرفی خود ایجاد شد اما در برخی موارد اتفاقات تلخ میتواند بازارهای جدید و پر تقاضا را ایجاد کند. این اتفاقات تلخ و ناگوار، جنگها و ناآرامیهایی هستند که ویرانیهای بسیاری به همراه دارند و بازسازی آنها فرصتی است برای صادرات محصولات معدنی و صنایع معدنی. جنگ و ناآرامی در عراق و سوریه درست از همان اتفاقاتی است که پیشبینی میشود در سالهای آینده بازسازی این کشورها بازار خوبی را برای صادرات محصولات معدنی ایجاد کند. در کنار جنگ موضوع دیگر که میتواند فرصت اقتصادی تلقی شود، اختلافات سیاسی برخی کشورهاست. امروز اختلاف قطر و کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس موضوعی است که میتوان به آن اشاره کرد. اختلاف قطر و دیگر کشورهای عربی منطقه میتواند فرصتی برای حضور در بازار این کشور باشد. اما نکته مطرح در این میان آن است که در کنار حضور در چنین بازارهایی باید به دنبال رصد بازارهای دیگر بود. بیتردید حضور در بازار سالهای بعد عراق موضوعی است که کشورهای دیگر از جمله ترکیه نیز آن را دنبال میکنند در نتیجه باید به دنبال حضور در بازارهای دیگری بود که به آرامی درحال ایجاد هستند، درست مانند بازار هند. امروز فعالان بخش معدن یا فعالان صنعتی میتوانند زمینه همکاری تجاری هرچه بیشتر با این کشور را فراهم کنند تا در آینده نزدیک یکی از اصلیترین حاضران بازار هند باشند. مواردی که یاد شد میتواند فرصتهای اقتصادی باشد که گاه به یکباره (مانند قطر) و گاه در طول زمانی مشخص (بازار هند) ایجاد میشوند. چیزی که در این میان مهم است افزایش توان بازاریابی و استفاده از شیوههای جدید است. بازاریابی در حوزه معدن و صنایع معدنی باید گامبهگام توسعه در این بخش حرکت کند. شاید بهتر باشد در کنار استفاده از متخصصان کاربلد در حوزه صنعت و معدن، به دنبال استفاده از متخصصان بازاریابی بوده و در کنار آن در تلاش برای برندسازی در بخش معدن باشیم. سرعت حرکت جهان بیش از آن چیزی است که تصورش را میکنیم، اما در این میان برخی تغییرات و تحولات میتواند بر تند یا کند شدن این سرعت در هر نقطه از این کره خاکی تاثیرگذار باشد. حال اگر به دنبال توسعه و رسیدن به اقتصادی قدرتمند هستیم شاید بهتر باشد تمامی این اتفاقات را رصد کرده تا فرصتی را در این میان از دست نداده باشیم. هرچند بر استفاده از متخصصان بازاریابی تاکید میشود اما نباید از همراهی و تعامل دولت و بخش خصوصی غافل ماند. بخش خصوصی میتواند با استفاده از قدرت خود برای حضور در بازارهای جهانی وارد عمل شود اما در آن سوی ماجرا دولت میتواند با از میان برداشتن قوانین دستوپاگیر مسیر حرکت بخش خصوصی را آسان کند، زیرا در نهایت ماجرا این اقتصاد کشور است که قویتر از گذشته میشود. در واقع در این میان در کنار منافع شخصی که برای فعالان حوزههای صادراتی وجود دارد شاهد منافع ملی هستیم.همچنین حضور پررنگ در بازارهای یاد شده افزایش تولید را میطلبد که در نتیجه آن افزایش اشتغالزایی را شاهد خواهیم بود و این همان نکتهای است که حاکمیت و دولت بر آن تاکید دارند. «اقتصاد مقاومتی؛ تولید، اشتغال» میتواند با مسائل یاد شده پررنگتر از گذشته شود.بیتردید در کنار این منفعت ملی میتوان شاهد سوددهی شرکتهای مختلف از جمله شرکتهای معدنی و صنایع معدنی بود. صادرات محصولاتی با ارزش افزوده بیشتر سودی بیش از خام فروشی به همراه دارد. در نتیجه باید دولت و بخش خصوصی در این زمینه تعاملی بیش از گذشته داشته باشند و با بررسی تجربهها، با قدرت بیشتر به بازارهای جهانی ورود پیدا کنند.
ارسال نظر