|
کدخبر: 176476

به بهانه مرگ بابک خرمدین

ایوب اسلامیان_دکتری مددکاری اجتماعی

از همین ابتدا اشاره کنم این یادداشت درصدد رمزگشایی از مرگ دلخراش بابک خرمدین نیست، بلکه بخشی از شرایط زندگی این کارگردان را دستمایه­ بررسی موضوعی قرار می­دهد که می­تواند آبستن مشکلات و فراتر از آن، فجایع عظیم دیگری شود.

فرزندکشی گرچه پدیده­ شایعی نیست اما مورد اخیر علاوه بر سریالی شدن قتل‌ ها، به واسطه­ سن مقتول در نوع خود بسیار نادر است. آنچنان که در اخبار شنیده­ایم بابک خرمدین ۴۷ سال سن داشت و در اولین جمله از زبان پدر می­شنویم که او «مجرد» بود. بسیاری به این اظهارنظر واکنش نشان دادند که گویی تجرد، گناه کبیره است و فرد مجرد جنایتکار بالفطره. در تبیین این پدیده باید قدری فراتر رفت. خانواده­ ایرانی به واقع امروز در وضعیت پیچیده­ای قرار دارد؛ وضعیتی که هیچ الگوی کنشی برای آن در چنته ندارد. تا همین چند دهه قبل هر شهروند معمولی در ایران در همان اوان جوانی و بسا نوجوانی با ازدواج وارد زندگی جدیدی می­شد. این یک هنجار معمول و قابل­ پیش­بینی بود که تکلیف والدین، خانواده و بستگان را برای تنظیم روابط خود با یکدیگر مشخص می­کرد. در آن سال‌ها فرزندان از نظر مالی خودکفا بودند و زندگی مستقلی داشتند (ولو به صورت اشتغال در یک کسب و کار خانوادگی). فرزندان سالیان کوتاهی را نزد والدین خود به عنوان فرد مجرد سپری می‌کردند. نقش­ پذیری آنان در برابر والدین؛ چارچوبی کاملاً تعریف ­شده داشت و به نفع والدین، سنگینی می­ کرد. در این شرایط، قاعده اصلی، اطاعت مطلق از والدین بود.

ایوب‌-اسلامیان

وضعیت کنونی خانواده­ ایرانی از این نظر، تفاوت عظیمی دارد. امروزه فرزندان سالیان زیادی را در خانه­ پدری و مادری زندگی می­کنند و در موارد زیادی از نظر مالی و عاطفی به خانواده وابسته هستند. در بازخوانی جسته­گریخته­ زندگی بابک خرمدین به علاقه­ وافر او به خانواده و بازگشت او از لندن به تهران برمی­خوریم؛ گویی بند ناف عاطفی این «پسربچه میانسال» از مادر قطع نشده است. این وضعیت نوظهور یعنی افزایش میانگین سن ازدواج می­تواند چالش‌های بزرگی با خود به همراه داشته باشد. والدینی که جایگاه برتر مورد انتظارشان را در مخاطره می­بینند و توقع دارند فرزندانشان قبل از ازدواج و تا زمانی که در منزل پدری هستند از آنها تمکین کنند اما شرایط سنی و دغدغه ­ها و مشکلات احتمالی فرزندان چنین امکانی را در اختیار نمی­گذارد. فرزندانی که سال‌های زیادی از سن فعال شدن غریزه­ جنسی آنها می­گذرد و به احتمال زیاد روش ارضای این نیاز آنها چندان به مذاق والدین خوش نمی­آید و به احتمال زیاد از جانب والدین مغایر و معارض آبرو، شان خانوادگی و حیثیت خانواده قلمداد می­شود. اگر به این مشکلات وابستگی مالی به خانواده و زندگی آپارتمان‌ نشینی (از نظر سرانه­ فضای فیزیکی برای زندگی) نیز اضافه شود شرایط به شدت بغرنج می­شود.  

ماجرای بابک خرمدین، نهیبی برای هر کدام از ماست که باید خود را برای شرایط متفاوتی آماده کنیم. وضعیتی که جامعه­ ایرانی در غیاب الگوهای قبلی با آن مواجه است؛ حضور بیش از ۱۲ میلیون جوان مجرد در سن ازدواج و «تجرد قطعی» قریب به یک میلیون میانسال که نمونه­ بابک خرمدین­‌ها در میان آنها کم نیست. در این میان بازگشت فرزندان طلاق‌­گرفته به کانون خانواده و چالش مدیریت روابط آنها با خانواده نیز می­‌تواند شکل دیگری از چالش حضور افراد مجرد (درمعنی خارج از دایره­ ازدواج) در خانواده باشد. به ویژه اینکه پیش­بینی‌ها همسو با افزایش میانگین سن ازدواج است که ناشی از علل مختلفی است؛ دلایلی همچون تغییر باور جوانان در خصوص ازدواج، افزایش کف انتظارات برای تشکیل خانواده، تنگنای مالی پیش­روی جوانان برای تشکیل خانواده، همسویی تجرد با آزادی­‌های فردی و اولویت لذت­‌گرایی، مشغولیت به تحصیل و ورود دیرهنگام به بازار کار، ازدواج‌هراسی و نا امیدی فراگیر و ...

نویسنده: ایوب اسلامیان

ارسال نظر

 
در حال بارگزاری ...