|
کدخبر: 9794

نگاه فرا فراکسیونی به افریقا

محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران دو هفته پیش چند کشور افریقایی تونس، الجزیره و موریتانی را مقصد خود قرار داد تا با رایزنی درباره بحران‌های منطقه و توسعه مناسبات سیاسی و اقتصادی همکاری منطقه‌ای را استحکام ببخشد.

به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: این سفر در شرایطی که گروه تروریستی داعش عملیاتی ناکام در تهران داشت و از سوی دیگر عربستان سعودی برای تحریم قطر هم‌پیمانانی را از افریقا فراخوانده است از اهمیت بالایی برخوردار بوده زیرا امروز دیگر تنها هژمونی غرب در منطقه بحران‌آفرین نیست و سیاست تنش‌زای برخی کشورها و صف آرایی در مقابل کشوری دیگر مانند آنچه در جریان بحران قطر و به آتش کشیدن سفارت عربستان در تهران دیده شد نشان می‌دهد اگر امروز دیپلماسی به صورت پیوسته جریان نداشته باشد نه همکاری اقتصادی و تجاری به حاشیه کشیده می‌شود بلکه تعامل با کشورهای هم‌کیش و آیین نیز در سطح همفکری ایدئولوژیک باقی مانده و در سطح راهبردهای امنیتی و اطلاعاتی ارتقا نمی‌یابد به همین دلیل بود که ظریف در دیدار با الباجی قائد السپسی، همتای تونسی خود اعلام کرد: «پیشنهاد می‌کنیم ساز و کار گفت‌وگوهای مستمر سیاسی میان دو کشور ایجاد شود.»سفر بالاترین مقام دستگاه دیپلماسی ایران به افریقا با واکنش‌های مثبتی از سوی رسانه‌های محلی همراه بوده است به طوری که روزنامه الخبر نوشته بود: ایران و الجزایر دیدگاه‌های مشترکی درباره همکاری‌های بین‌المللی و مبارزه با تروریسم، احترام به حاکمیت کشورها و دخالت نکردن در امور داخلی آن دارند یا روزنامه الشروق نیز بر ضرورت همکاری‌های ایران با کشورهای این منطقه پرداخته بود. شاید در شرایط کنونی که امریکا به دنبال بسته تحریمی جدید علیه ایران است بسیاری از کارشناسان تنها بر همراهی کشورهای اروپایی تاکید می‌کنند اما آنچه امروز در کنار همکاری‌های اروپایی می‌تواند مطرح شود توسعه راهبرد استراتژیک در منطقه شاخ افریقاست که بیش از نیمی از مردم عرب زبان دنیا را در خود جای داده و در نقطه اتصال ۳ قاره قرار دارند و به کمک موقعیت استراتژیک و نفوذ منطقه‌ای در محور تعاملات عربی- ایرانی می‌توانند نقش فعالی ایفا کنند و به نوعی سیاست برخی کشورها برای تشکیل ناتوی عربی به بهانه ایران‌هراسی در شرایطی که موشک‌های میانبرد ایران به درستی موضع داعش در دیرالزور سوریه را هدف قرار داده بود با شکست مواجه کند. وزن اقتصادی سیاسی افریقا بازار افریقا وسعتی یک میلیارد نفری دارد و کانی‌ها و معادن باارزشی آن را احاطه کرده است به طوری که ۹۶ درصد الماس، ۸۵ درصد پلاتین، ۵۰ درصد کبالت، ۶۵ درصد طلا، ۳۰ درصد کوریوم و اورانیوم جهان در قاره سیاه ذخیره شده و بخشی از صادرات کشورهای منطقه نیز به همین ذخایر کربوهیدراتی برمی‌گردد و عمده‌ترین آنها ۱۰ کشور افریقایی نیجریه، لیبی، الجزایر، گابن، آنگولا، گینه استوایی، سودان، چاد و موریتانی به عنوان صادرکنندگان نفت و گاز هستند. از سوی دیگر این قاره منابع طبیعی در اختیار دارد که ظرفیت بالقوه‌ای را به وجود آورده تا مالک ۲۰ تا ۲۵درصد ظرفیت الکتریک و هیدرولیکی جهان باشد و با فناوری انرژی خورشیدی برای تمام جهان انرژی پاک تولیدکند. این ظرفیت‌ها در کنار موقعیت ژئوپلتیک افریقا که در آن کانال سوئز، تنگه جبل‌الطارق، باب المندب و دماغه امیدنیک قرار گرفته به ارتباط با این قاره اهمیت ویژه‌ای داده است. به لحاظ بین‌المللی نیز کشورهای افریقایی حدود یک سوم اعضای سازمان ملل متحد را تشکیل می‌دهند و کشورهای جهان همواره برای پیشبرد هدف‌های بین‌المللی روی آرای ۵۴ کشور مستقل افریقایی برنامه‌ریزی می‌کنند، بر همین مبنا نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی نیز سال گذشته به شرق افریقا سفر کرد تا ضمن اینکه بخشی از تسلیحات نظامی خود را به این کشورها بفروشد از آرای آنها در مقابل قطعنامه‌هایی که علیه این رژیم صادر می‌شود بهره‌مند شود. این سیاست باعث شده که این رژیم امروز در ۱۱ کشور مصر، افریقای جنوبی، کنیا، نیجریه، کامرون، آنگولا، اتیوپی، اریتره، گینه، ساحل عاج و سنگال سفارتخانه فعال داشته باشد و در مجموع با ۴۰ کشور از این قاره روابط دوسویه ایجاد کرده است تا جایی که برخی کشورها با عضویت رژیم صهیونیستی در اتحادیه افریقا نیز موافقت کرده‌اند. دستاوردی که حاصل سیاست‌های تعامل و کمک‌های اقتصادی است زیرا افریقا پس از جنگ سرد و انحلال دو قطب شرق و غرب کمتر توانست از حمایت‌های اقتصادی آنها بهره ببرد و این بار آغوش خود را به سوی هر کشوری باز می‌کردند از همین رو بود که نتانیاهو با بسته کمک اقتصادی ۱۳ میلیون دلاری پس از ۳۰ سال به شرق آسیا سفر کرد یا ترکیه با هدف نفوذ در افریقا به دنبال ایجاد پایگاه نظامی در سومالی یا عدن برآمد. «امیل تکین» یک مقام ارشد وزارت خارجه ترکیه دو سال پیش مدعی شده بود «این مرکز آموزشی در سومالی پایگاه مهمی برای آموزش نظامیان کشورهای سراسر قاره افریقا خواهد بود». منطقه شاخ افریقا که متشکل از کشورهای سودان، اتیوپی، اریتره، جیبوتی و سومالی است به دلیل احاطه بر دریای سرخ و تنگه باب المندب به عنوان گلوگاه ارتباطی اقیانوس هند به دریای مدیترانه و قاره اروپا، دروازه ورود آسیا و خاورمیانه به افریقا به شمار می‌رود و از طرف دیگر این منطقه کانون بحران‌های سیاسی افریقا محسوب می‌شود که از شبه نظامیان الشباب و دارفور سومالی گرفته تا گروه‌هایی از القاعده در آن حضور دارند. سیاست‌های ایران در افریقا ایران نیز با توجه به همین حساسیت‌ها بود که در راستای توسعه تعاملات بین‌المللی سعی بر آن داشت تا در زمینه همکاری امنیتی، اقتصادی و غذایی با قاره افریقا گام‌های مثبت بردارد و این رابطه تنها به چند سال اخیر بر نمی‌گردد و حتی در سال‌های نخستین انقلاب و پیش از آن نیز وجود داشته اما راهبردها در هریک از آن مقاطع متفاوت بوده است. ایران به طور کلی خدماتی در بخش کشاورزی و زیرساخت‌های اقتصادی و توسعه‌ای کشورهای افریقا ارائه کرده، این اندیشه که در ۳ دهه گذشته پس از انقلاب وجود داشته نه تنها با هدف توسعه همکاری‌ها در راستای حفظ ارزش‌های اسلامی و ایدئولوژیک در آن منطقه بوده بلکه همسو با برنامه‌ریزی برای رشد اقتصادی و ظرفیت‌های فنی ایران، بسترهای مساعد برای حضور بخش خصوصی ایرانی را در این قاره ثروتمند و بکر نیز فراهم می‌کند. از این رو سرمایه‌گذاران و تاجران ایرانی و صاحبان صنایع بخش خصوصی کشور در سال‌های گذشته در شرایطی که با جهش یکباره فناوری در جهان مواجه شد و از طرف دیگر به دلیل تحریم‌ها و خلأ ارتباطات موثر با قطب‌های فناوری جهان محصولات ایرانی نتوانسته بودند برای رقابت با بازارهای اروپایی و آسیایی به روز خود را آماده کند بازارهای افریقایی تا حدودی این خلأ را جبران می‌کرد و ایران توانست در بخش خدمات فنی و مهندسی نیز به پروژه‌های افریقایی وارد شوند.در شرایط کنونی این همکاری ایران به بخش‌های خودرو و صنایع کوچک نیز رخنه کرده و افریقا را به عنوان یک بازار بالقوه شناسایی کرده‌اند. از سوی دیگر امروز با توجه به ناامنی‌هایی که در برخی کشورهای منطقه به عنوان مقصد گردشگران ایرانی به وجود آمده ظرفیتی در بخش خدمات صنعت گردشگری برای قاره افریقا به وجود آمده تا با برنامه‌ریزی و راه‌اندازی تورهای جهانگردی و مسافرتی به ارزان‌ترین نرخ ضمن سازماندهی گردشگران ایرانی به کشورهای امن بتوان به دولت‌هایی که از نظر سیاسی و بین‌المللی با ایران همسو هستند نزدیک‌تر شد و در محافل بین‌المللی از آرای آنها بهره جست اما آنچه امروز به عنوان دغدغه برای ارتباط با افریقا باید مطرح شود مسائل ایدئولوژیکی نیست که در ابتدای انقلاب مطرح بود و بیشتر همکاری‌های اقتصادی و سیاسی ایران در راستای انسجام ایدئولوژیکی بود زیرا در این قاره ۱۰ کشور عرب زبان حضور دارند که در حفظ و توسعه اسلام نقش اساسی ایفا می‌کنند و در چارچوپ حمایت از قدس و فلسطین می‌توانستند در مقابل یکسونگری‌های رژیم صهیونیستی قرار بگیرند، سال‌های بعد از آن گرچه این سیاست حفظ شد اما کمی رنگ و بوی فراکسیونی نیز به خود گرفت و در سال‌هایی که غرب به بهانه حقوق بشر و فعالیت هسته‌ای در برابر ایران موضع‌گیری کرده بود آرای کشورهای افریقایی می‌توانست حائز اهمیت باشد زیرا ۵ عضو شورای امنیت سازمان ملل افریقایی و آسیایی هستند و می‌توانستند فضا را تا حدودی به نفع ایران تلطیف کنند گرچه در ۳ قطعنامه ۱۶۹۶، ۱۷۳۷ و ۱۷۴۷ درباره برنامه هسته‌ای ایران تنها در قطعنامه نخست، یک رای منفی از سوی قطر و در قطعنامه آخر نیز یک رای ممتنع از اندونزی داده شد. بنابراین دیپلماسی آن سال‌ها نتوانسته بود موفق عمل کند زیرا در قطعنامه سوم لیبی و افریقای جنوبی پیش از مطرح شدن در شورای امنیت مخالفت خود را اعلام کرده بودند اما فرانسه و امریکا به ترتیب توانستند آرای این کشورها را علیه ایران تغییر دهند. با این حال امروز همکاری ایران با افریقا باید بر مبنای نگاه فرا فراکسیونی باشد تا با استحکام روابط اقتصادی و امنیتی هیچ‌گونه تغییری در آرای کشورهای این منطقه به وجود نیاید. راهی که امروز سیاست خارجی باید بپیماید و برای مقابله با تروریسم که امروز بیش از ۵۰ گروهک نظامی و شبه نظامی در افریقا رشد کرده‌اند، بهترین بهانه توسعه همکاری‌های سیاسی و امنیتی با این منطقه است و توسعه همکاری‌های اقتصادی به عنوان مهم‌ترین نیاز کشورهای افریقایی برای تمایل و ارتباط سیاسی برون قاره‌ای می‌تواند به عمق راهبردهای استراتژیک با این منطقه بیفزاید، زیرا وقتی به موضع‌گیری‌های منطقه‌ای بعد از بحران قطر یا حتی بعد از به آتش کشیدن سفارت عربستان در تهران نگاه می‌کنیم پی می‌بریم که کشورهای کوچکی مانند جیبوتی گرچه از نظر محاسبات اقتصادی و سیاسی وزن چندانی ندارند اما اعلام موجودیت این کشورها در بحران‌ها یا رای منفی به یک سیاست کشور می‌تواند اثر منفی بر نگاه راهبردی دیگر کشورها داشته باشد.

ارسال نظر

 
در حال بارگزاری ...